0

زندگی نامه دانشمندان و نوابغ

 
parseman_110
parseman_110
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1392 
تعداد پست ها : 10829
محل سکونت : فارس

پاسخ به:زندگی نامه دانشمندان و نوابغ
سه شنبه 14 خرداد 1392  10:56 AM

دسیدریوس اراسموس

 

 

دیدیه اراسم معروف به «دسیدریوس اراسموس»، فیلسوف بزرگ هلندی و دانشمند فدایی متون یونانی که یکی از نامدار‌ترین انسانگرایان قرن شانزدهم بود، بیست و هشتم اکتبر سال ۱۴۶۶م در روتردام هلند به‏دنیا آمد. اراسموس فرزند نامشروع یک کشیش بود. پدر و مادر او در کودکی اراسموس درگذشتند و خانواده‌ای سرپرستی او را بر عهده گرفتند. اراسموس در دوران تحصیل خود نشان داد که حافظه‌ای فوق‌العاده دارد و بسیاری از آثار نویسندگان باستانی را از حفظ بود.
 
اراسموس در سن هفده سالگی علی‌رغم میل خود به یک دیر سپرده شد اما بعد از چند سال صومعه را ترک کرد تا تعالیم مسیحیت را در پاریس بیاموزد. او که از گذراندن این دوره‌ها خسته و دلمرده شده بود، به تدریس خصوصی و خواندن ادبیات کلاسیک روی آورد.
 
وی علاقه‌ زیادی به مطالعه‌ کتاب‌های ادبی باستان داشت و تدریجاً در این امر تبحر ویژه‌ای یافت. اراسموس برای مدتی به پاریس رفت و به سال ۱۴۹۷م عازم آکسفورد شد و به مطالعه در ادبیات یونانی پرداخت. در این هنگام بود که با بسیاری از اعیان و اشراف انگلیس و نیز تامس مور - کشیشی انگلیسی که در زمره‌ رفرمیست‌های انگلستان محسوب می‌شود - آشنایی پیدا کرد.
 
در سال ۱۴۹۹م با جان کولت - انسانگرای اهل آکسفورد - ملاقات کرد. کولت چنان تأثیری بر اراسموس گذاشت که راهب هلندی تصمیم گرفت زبان یونانی بیاموزد و به یکی از دانشمندان انسانگرا تبدیل شود. در عرض چند سال، اراسموس به هدفش رسید و راهی را پیش گرفت که او را به یکی از مهم‌ترین انسانگرایان قرن شانزدهم اروپا تبدیل کرد.
 
اراسموس در کمبریج به تدریس ادبیات یونانی پرداخت، به فرانسه و ایتالیا رفت و با ژان دومدیچی - که بعد‌ها با نام لئون دهم به مقام پاپی دست یافت - آشنا شد. اراسموس در شهر پادوا از سرزمین ایتالیا به طبع برخی آثار خود پرداخت و طی سال ۱۵۰۹م از ایتالیا به انگلستان عزیمت کرد. پادشاه وقت انگلیس - یعنی هانری هشتم - از دوستان اراسموس بود.
 
اراسموس در این سفر مدت ۷ سال در انگلستان اقامت گزید و در ایامی که در منزل دوستش تامس مور به‌سر می‌برد، کتاب «در ستایش دیوانگی» را تألیف نمود. از انگلستان به هلند رفت و آخرین سال‌های زندگی‌اش را در شهر بال سوئیس گذراند. اراسموس در آنجا گوشه‌گیری پیشه کرد و به تألیف و مکاتبه با بسیاری از چهره‌های فرهنگی و سیاسی زمان خود پرداخت.
 
کتاب «در ستایش دیوانگی» به عبارتی ختم می‌‏شود که نه هجو است و نه سرزنش: «دین حقیقی، تأسی به صفا و سادگی عیسی علیه‏السلام است.» از آراسموس آثار دیگری نیز به‏جای مانده است که «تربیت یک شاهزاده مسیحی» و «آباء کلیسا» از آن جمله‏اند. دیدیه اراسم معروف به «دسیدریوس اراسموس»، سرانجام در تاریخ یکم دسامبر سال ۱۵۳۶ میلادی در سن هفتاد سالگی درگذشت.
 
• آثار اراسموس قلمرو گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد که برخی از آن‌ها بیانگر آراء او درخصوص رفرماسیون مذهبی می‌باشد. اراسموس ترجمه‌ جدیدی از انجیل از زبان یونانی به لاتین انجام داد و نیز تفسیر‌هایی از انجیل ارائه کرد که مورد توجه مارتین لو‌تر قرار گرفت اما خشم کلیسای کاتولیک را علیه او برانگیخت. یکی از آثار اراسموس که هنگام اقامت در دیر آن را نگاشته است، کتاب «ضدوحشی‌ها» (آنتی-بربریک) است. این کتاب که دفاعیه‌ فصیح از فرهنگ مشرکان باستانی است، پس از تألیف در دهه‌ پنجاه عمر اراسموس منتشر گردید. آثار اراسموس جزو اولین کتاب‌های پرفروش اروپا بود. کتاب‌های او توجه عامه مردم را - که در آن زمان تعداد افراد باسوادشان رو به افزایش بود - به خود جلب کرد. وجود چاپخانه‌ها باعث شد که کتاب‌های وی در دسترس مردم قرار بگیرد. برای مثال، کتاب «در ستایش دیوانگی» فوراً یکی از کتاب‌های پرفروش شد و طی مدت زندگی نویسنده‌اش با شمارگان هزار نسخه، ۴۲ مرتبه تجدید چاپ شد و فروشش تنها از انجیل کم‌تر بود.
 
• اراسموس یکی از چهره‌های نام‌آور جریان رفرماسیون مذهبی در قرن شانزدهم غرب است. در واقع می‌توان گفت اراسموس به‌واسطه حرکت به سوی اغراض اومانیستی در بستر دین مسیحیت حتی بر مارتین لو‌تر نیز مقدم بوده است. اراسموس را «شاهزاده‌ اومانیست» نیز نامیده‌اند که این امر بیش‌تر به‌سبب نقشی است که او در دوره‌ رنسانس به نفع تفکر اومانیستی بازی کرده است. اگرچه اراسموس و مارتین لو‌تر هر دو از بانیان و بنیان‌گذاران رویکرد مدرن به دین مسیحیت هستند، اما تفاوت‌هایی نیز مابین این دو وجود دارد. در یک بیان کوتاه شاید بتوان گفت رویکرد رفرمیستی اراسموس معتدل‌تر و میانه‌روانه بوده است. درواقع از اواخر قرون وسطی، کلیسا و مسیحیت کاتولیک گرفتار انحطاط ویرانگری گردیده بود، کشیش‌ها اغلب به فساد مالی و دنیاطلبی مبتلا شده بودند و ظاهرگرایی و دوری از عمق معنوی تعالیم حضرت عیسی (ع) رواج یافته بود. بی‌تردید چنین وضعیتی نیازمند اصلاح بود و همین امر علی‌الظاهر اغراض اراسموس و لو‌تر جهت ایجاد رفرم در کلیسا را توجیه می‌کرد. اما واقعیت این بود که نگرش اصلاح‌طلبانه‌ اراسموس و لو‌تر مایه‌های اومانیستی داشت که بسط و گسترش آن می‌توانست روح معنوی و دینی تعالیم حضرت عیسی (ع) را مسخ نماید. درحقیقت، اصلاحات پروتستانتیستی اراسموس و لو‌تر - که به مسخ جوهر دینی مسیحیت می‌انجامید - اگر برای کلیسای کاتولیک خطرناک‌تر از فساد کشیشان نبود، چیزی در حد آن بود چرا که روح آموزه‌ها و اصلاحات مدنظر اراسموس و شدید‌تر از آن مارتین لو‌تر تماماً اومانیستی بود. اراسموس اگرچه به کلیسای کاتولیک ایمان داشت اما معتقد به انجام یک سلسله اصلاحات در نظام کلیسای کاتولیک بود. البته مخالفت و انتقاد اراسموس از کلیسای کاتولیک آن‌قدر رادیکال و ریشه‌ای نبود که به جدایی از کلیسای کاتولیک - نظیر لو‌تر - بینجامد، اما به هر حال آنچه اراسموس می‌گفت با روال عادی باور‌ها و سلوک کشیشان کاتولیک هماهنگ نبود.
 
می‌توان ویژگی‌های اصلی آراء اراسموس را این‌گونه برشمرد: ۱- «اراسموس برای ادبیات و فرهنگ یونان و روم باستان اهمیت بسیاری قائل بود و به تعامل و ارتباط مشترک مابین خرد مشرکان و مسیحیان اعتقاد داشت.» ۲- «اراسموس از تن دادن به اقتدار کلیسا سر باز می‌زد اما خواهان حفظ وحدت کلیسای کاتولیک بود.» ۳- «اراسموس اعتقاد داشت کتاب مقدس باید در اختیار همه باشد و هر فرد می‌تواند راهنما و راهبرد دینی خود باشد و بدین‌سان مقام روحانیت مسیحی را تضعیف می‌کرد.» ۴- «اگرچه برخی انتقادات اراسموس به مفاسد کشیش‌ها و انحطاط کلیسای کاتولیک درست بود اما در اندیشه‌ وی نحوه‌‌ای گرایش آشکار به سمت اومانیسم وجود داشت که او را بیش از پیش اسیر رویکرد مدرن می‌کرد. به تعبیر مارتین لو‌تر درباره‌ اراسموس گویا که: او به انسان بیش‌تر می‌پردازد تا به خدا.» ۵- «اراسموس از شیفتگان ادبیات و فرهنگ مشرکان باستان - یونانیان و رومیان باستانی - بود و مدعی بود که صورت کامل فلسفه‌ باستانی در مسیحیت ظاهر گردیده است.»
 
اراسموس را باید یکی از چهره‌های متقدم رفرماسیون و اومانیسم مسیحی دانست که گرایش میانه‌رو در رفرماسیون مذهبی اروپا را نمایندگی می‌کرد. او خواهان صلح و وحدت کامل در اروپا بود و مروج رویکرد پلورالیستی مدارای بین ادیان - که در قرن هجدهم میلادی رواج یافت - به‌شمار می‌رفت.

 

که با این درد اگر در بند در مانند درمانند
aseman_parvaz10@yahoo.com
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها