0

زندگی نامه دانشمندان و نوابغ

 
parseman_110
parseman_110
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1392 
تعداد پست ها : 10829
محل سکونت : فارس

پاسخ به:زندگی نامه دانشمندان و نوابغ
جمعه 10 خرداد 1392  3:44 PM

پل سزان 

 

پل(نقاش فرانسوی، 1839- 1906) به سبب تجربه های نو و دستاوردهای ارزشمند هنری اش، به عنوان « پدر نقاشی مدرن » شناخته شده است. او فرزند يک بانک دار دولتمند بود.سالهای اوليه زندگانی اش را در زادگاه خود - اکسان پروانس [ جنوب شرقی فرانسه ]
- گذرانيد. در مدرسه با اميل زولا دوست شد. نخست، به اصرار پدر تحصيل در رشته حقوق را شروع کرد؛ ولی در 22 سالگی اجازه يافت تمامی وقت خود را به نقاشی اختصاص دهد. نخستين ديدارش از پاريس با ناکامی قرين بود. به زادگاه خود بازگشت تا به عنوان منشی در دفتر پدرش کار کند. چندی بعد، باز به پاريس رفت (1862)، و با شور بسيار به نقاشی پرداخت. تحت تاثير افکار زلا به مقابله با فرهنگ و ذوق بورژوايي و هنرآکادميک برخاست. با اين حال، آثاری را برای نمايش در سالن رسمی فرستاد، و نيز برای ورود به مدرسه ی هنرهای زيبا اقدام کرد. اما در هر دو مورد جواب منفی گرفت. تلاشهای بعدی او برای ورود به سالن بيهوده بود. فقط يکی از تکچهره های او، با اعمال نفوذ يک دوست، توانست به اين نمايشگاه راه يابد (1886). پيش از اين، سالن مردودين يک کار از او پذيرفته بود(1863).
سزان در جريان جنگ فرانسه- پروس به استاک رفت. دو سال بعد، در پنتوآز همراه با پيسارو تجربه ی جديدی را در نقاشی آغاز کرد. در همين زمان به جنبش امپرسيونيسم جلب شد؛ و در دو نمايش گروهی امپرسيونيست ها نيز شرکت کرد (1874 و 1877 ). پس از آن، در زادگاهش خلوت گزيد و پيگيرانه به کار پرداخت. رفته رفته، زندگی و هنر او با افسانه درآميخت. آمبروآز ولار - دلال آثار هنری- 150 اثر او را در پاريس نمايش داد (1895). در همين سال، دو پرده ی او در مجموعه ی کايبت به موزه ی لوکزامبورگ راه يافت. چندی بعد، مريس دنی پرده ی بزرگداشت سزان را کشيد و به نمايش گذاشت (1901). در آغاز سده ی بيستم، سالن پاييز به معرفی بخشی از آثار او پرداخت(1904)؛ و پس از مرگش، نمايشگاه بزرگ « يادواره ی سزان » را سامان داد (1907)، که بر هنرمندان پيشرو تاثيری ژرف و گسترده نهاد. چند مرحله در تحول هنر سزان وجود داشت. نخست، دوره ی مطالعه و کند و کاو در موزه ها، و اثر پذيری از کوربه، سورباران، پوسن، مانه و پوژه بود (1862- 1870).سزان در اين سالها مسير واقعگرايي را می پيمود؛ و با طغيان خود عليه ابتذال آکادمی گرايي، در طلب سلامتی و درستی هنر بود. در نقاشيهايش عمدتا رنگهای قهوه يي، خاکی، و خاکستری به کار می برد؛ سايه ها را بسيار تيره می نمود؛ و با کاردک بافتی زمخت به رنگها می داد. پرده ی ساعت مرمرين سياه، نمونه ی شاخص آثار اين دوره است.
رويارويي با منظره های طبيعی حساسيت تازه ای را در سزان بر انگيخت؛ و کار در جوار پيسارو تغييری اساسی در نقاشی او پديد آورد. لطافت و روشنی جای زمختی و تيرگی آثار پيشين را گرفتند؛ و رنگها به خلوص و درخشندگی گراييدند. در اين زمان، سزان خود را شاگرد پيسارو می دانست؛ ولی در واقع، دو هنرمند بر يکديگر اثر می گذارند. پرده ی خانه ی مرد حلق آويز شده - که در نخستين نمايشگاه امپرسيونيست ها ارائه شد – محصول اين دوره ی دوم است. سزان دو نکتة مهم را از «امپرسيونيسم» آموخت: مشاهدة مستقيم طبيعت، و بهره گيری از رنگهای خالص. ولی او نقاشی امپرسيونيست را بدون ساختار و فاقد استحکام صوری يافت؛ و در صدد رفع اين نقصان برآمد. او برخلاف امپرسيونيست ها – که به ثبت جلوه های گذرای جو و نور می پرداختند- رنگ و رنگسايه را وسيله ی نمايش فرم نهانی اشيای مرئی قرار داد، و برای تحليل طبيعت، به ساختار کلاسيکی در آثار استادان گذشته - به خصوص پوسن - تکيه کرد. او پی برد که تنها از طريق رجوع به طبيعت - و نه با « ذهن » خويش صورت عينی دهد. اما برای رسيدن به اين هدف، لازم می بود که چشم و مغز به کار آيند. پس از اين، « ديدن » و « سنجيدن » دو وجه اساسی و مکمل در پژوهشهای سزان شدند. به سخن ديگر، او با تابع کردن دنيای مرئی به يک سلسله ضوابط تصويری کوشيد معادل « طبيعت » را در قالب « هنر » بسازد. راه حل او تغييرات دقيق در يک شکل و روابط فضايي آن با شکلهای ديگر را به مدد سطحهای کوچک رنگی - که از لحاظ درجة روشنی و تيرگی، گرمی و سردی، و پرمايگی و کم مايگی تنظيم شده بودند - و نيز به مدد تاکيد های رنگ مکمل نشان داد. بدين ترتيب، مفهوم پرسپکتيوی فضای تصويری و روش قديم برجسته نمايي اشيا کاملا دگرگون شد. اين دستاورد سزان را به خصوص در پرده هايي که از چشم انداز و کوه « سنت ويکتوآر» نقاشی کرده است، می توان ديد. سزان با کار پيگيرانه و کنکاشهای سرسختانه اش نقاشی اروپايي را از قيد تابعيت قوانين رويت رهانيد؛ و در پژوهشهای خود به تعادلی دقيق ميان واقعيت و انتزاع رسيد. او به قصد احيای « سنت بزرگ » اروپايي حرکت کرد، ولی به روشی نو دست يافت که راه را بر تحول بعدی نقاشی گشود. در ميان هنرمندان نسل بعد، کوبيست ها بيش از سايرين، از نتيجة کشفهای سزان بهره بردند. از جمله ديگر آثارش: طبيعت بی جان با سبد ميوه (1888- 1890)؛ قماربازان (1892)؛ پسری با جليقه سرخ (1893)؛ طبيعت بی جان با مجسمة گچی (حدود 1895)؛ آبتنی کنندگان (1905)
POST-IMPRESSIONISM
[ پسا امپرسيونيسم]. اصطلاحی نه چندان روشن و دقيق دربارة آثار هنرمندانی چون سزان، وان گوگ وگوگن، که در برابر نقاشی امپرسيونيست واکنش نشان دادند. اين اصطلاح که نخستين بار توسط راجر فرای به کار برده شد(1910)، معرف سبک معينی نيست؛ بلکه شيوه های مختلفی را شامل می شود که به سبب اهميت دادن به صراحت فرم و استحکام ساختار و يا تاکيد بر بيان درونی به مدد رنگ و شکل از طبيعتگرايي امپرسيونيسم فراتر رفته و راههايي برای تحول نقاشی در سدة بيستم گشوده اند.
که با این درد اگر در بند در مانند درمانند
aseman_parvaz10@yahoo.com
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها