پاسخ به:زندگی نامه دانشمندان و نوابغ
جمعه 31 شهریور 1391 10:25 PM
آشنايي با زندگي و آثار فيلسوف و موسيقيدان بزرگ,حکيم ابونصر فارابي مشهور به معلم ثاني....
محمد طرحان ابن اوزلئق معروف به ابونصر فارابي از جمله نادر عارفاني است که آثار ارزشمند و روايات زيادي از او باقي مانده
است. او در سال 870 ميلادي در واسيج يکي از روستاهاي فاراب واقع در بين مرز ترکمنستان و ازبکستان کنوني مي باشد، متولّد شده است. او تحصيلات خودرا در بغداد باتمام ميرساند و تمام علوم ايّام خودرا فرا ميگيرد. روايتي از او باقيست که او در بغداد نوعي از آلت موسيقي را از روي دوتار ابداع ميکند و با آن در يکي از مجالس خليفه بغداد در حضور او مقامي را مي نوازد که همه مدعوين حاضر در مجلس بخواب فرو ميروند. فارابي دوتار را به دو نوع تقسيم بندي ميکند که يکي دوتار خراسان نام دارد که همان دوتارهاي کنوني ترکمني است و ديگري دوتار بغداد مي باشد که آنرا بدست خود در بغداد ابداع کرده است.
فارابي، از خانوادهاي سرشناس بود و پدر او، در دربار سامانيان، از فرماندهان لشکر بوده است، اما شرح حال او چندان معلوم نيست. وي، در جواني به بغداد رفت و نخستين معلم او، در اين شهر، يوحنابن حيلان بود. آنگاه، منطق، نحو، فلسفه، موسيقي، رياضيات و علوم را فرا گرفت. از آثار او چنان بر ميآيد که زبانهاي ترکي و فارسي را ميفهميده است با گذشت زمان، فارابي، چنان استادي به دست آورد که (پس از ارسطو، معلم اول) معلم ثاني خوانده شد و نخستين فيلسوف بزرگ مسلمانان به شمار آمد. از شواهد چنان بر ميآيد که برابر نظريه رايج در ايران، اين فيلسوف بزرگ شيعه بوده است. در واقع فارابي، در سال330ق/941م، بغداد را بسوي حلب ترک گفته و در کنف حمايت سلسله شيعي حمدانيان قرار گرفت و سيف الدوله حمداني به او ارج بسيار نهاد. اين حمايت شيعي ويژه را نبايد تصادفي دانست. اين حمايت، زماني معنا پيدا ميکند که در حکمت نبوي مبتني بر تعليمات امامان شيعي مشترک است. او پس از اقامت در حلب، مسافرتهايي کرد و تا قاهره رفت و آنگاه، در دمشق، به سال 339ق/ 950م در هشتاد سالگي روي در نقاب خاک کشيد.
اين فيلسوف بزرگ، انديشمندي عميقا ديني و اهل عرفان بود، او، در نهايت سادگي زندگي ميکرد و لباس صوفيان بر تن داشت. فارابي که طبيعتي اساسا متامل داشت، از امور دنيوي اعراض ميکرد، اما در عوض، سماع موسيقي را بسيار دوست ميداشت و خود، نوازندهاي چيره دست بود. از او، کتاب الموسيقي الکبير باقي مانده که شاهدي بر تضلع وي در رياضيات است و نيز، بدون ترديد، مهمترين شرح نظريه موسيقي، در سدههاي ميانه به شمار ميرود. او، به جمع ميان فلسفه و ديانت نبوي اعتقاد داشت. به نظر ميرسد که احساس ژرف معلم ثاني از اين انديشه ناشي بود که حکمت نزد کلدانيان در بينالنهرين ظاهر شد و از آنجا به مصر و آنگاه به يونان انتقال يافت و در يونان مکتوب شد و وظيفه او اين است که اين حکمت را به کانون اصلي خود بازگرداند.
آثار پر شمار او که شرحهايي بر اثر ارسطو ـ مانند منطبق، طبيعيات، آثار العلوية، مابعد الطبيعه و اخلاق نيکو ماخسي ـ را شامل ميشده، اينک از ميان رفته است. اينجا، ميتوان به ذکر برخي از آثار عمده او بسنده کرد: رساله الجمع بين رأيي الحکيمين، کتاب في اغراض ارسطو طاليس، تلحيض برخي محاورات افلاطون، رساله فيما ينبغي ان يقدم قبل تعلم الفلسفة، مقدمهاي بر فلسفه ارسطو، احصاء العلوم که تاثيري ژرف بر نظريه طبقهبندي علوم در فلسفه مدرسي در مغرب زمين داشته است. رساله فيالعقل و المعقول و فصوص الحکم که در مشرق زمين، به تفصيل، مورد مطالعه قرار گرفته است. بالاخره، مجموعه رسالههايي که به رسالههاي مربوط به «فلسفه سياسي» فارابي مشهورند مانند آراء اهل المدنية الفاضلة، السياسة المدنية، تحصيل السعادة و تلخيص نواميس افلاطون.
شمار اندکي از شاگردان فارابي را ميشناسيم. به طور عمده، از ابو زکريا يحيي بنعدي (در گذشته 374ق/974م)فيلسوف مسيحي يعقوبي نام ميبريم که از او، در زمره مترجمان آثار ارسطو, ذکري به ميان آمد. مکاتبات جالب توجهي ميان يحييبنعدي و يک فيلسوف يهودي از اهالي موصل، به نام ابنابيسعيد موصلي باقي مانده است. يکي از شاگردان يحيي بن عدي، ابو سليمان محمد سبحستاني (در گذشته 371ق/981م) که نبايد با ابويعقوب سبحستاني اسماعيلي اشتباه گرفته شود) در نيمه دوم سده دهم ميلادي در بغداد، حلقهاي از اهل علم ترتيب داد که جلسات «فرهنگي» جالبي ميان آنان برگزار ميشد. مطالب اساسي اين جلسات، در يکي از آن کتابها ابوحيان توحيدي (در گذشته 399ق/ 1009م) شاگرد ابو سليمان، با عنوان مقابسات که کتابي منحصر به فرد و سرشار از اطلاعات جالب توجه مي باشد، آمده است. در حقيقت، فارابي، تاثير معنوي حقيقي زيادي بر ابنسينا که او را استاد خود ميدانست و بر سهروردي گذاشته است. اين تاثير، بر ملاصدراي شيرازي نيز محسوس است.
منبع : تاريخ فلسفه اسلام و کانون ايراني پژوهشگران فلسفه و حکمت
ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود.
مدیر تالار های