0

اصفهان در يك نگاه

 
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه
سه شنبه 7 شهریور 1391  3:25 PM

 

شكوه چهارباغ در دوره صفويه و ويرانى آن در دوران قاجاريه 

در سال 1006 هجرى شاه‏ عباس اول تصميم مى‏گيرد كه اصفهان را مقر حكومتى خويش قرار دهد، و از آن زمان عمران و آبادانى اصفهان مورد توجه حكومت قرار مى‏گيرد. از جمله آثارى كه از آن دوران باقى مانده خيابان چهارباغ مى‏باشد. از مجموع نوشته‏ ها در مورد كيفيت خيابان چهارباغ معلوم مى‏گردد كه در زمان خود يكى از گردشگاه ها و تفرجگاه هاى ممتاز و برجسته اصفهان بلكه ايران و آسيا بوده و عنوان خيابان و معبر نداشته بلكه اصولاً مكانى براى گردش و تفريح بوده است. در قديم باغهائى چون باغ تخت، نسترن، طاووس، ستاره، كاج، باباامير، چهلستون، بلبل (هشت‏بهشت) گلدسته، پهلوان در اين خيابان واقع بوده كه از محله آبخشان تا هزار جريب را شامل مى‏شده است. (حدوداً از فلكه شهدا تا دروازه‏ شيراز فعلى). شاردن مى‏گويد: «اين خيابان را چهارباغ مى‏گويند زيرا اينجا سابقاً چهار باغ «مو» وقف مسجد بوده است و شاه ‏عباس كه مي‏خواست چنين خيابانى بسازد اين باغها را اجاره ابد كرد و ساليانه دويست تومان مال ‏الاجاره آن پرداخت مى‏شد».

توصيف جهانگردان دوره صفويه از چهارباغ‏

پيترو دولاواله جهانگرد ايتاليائى كه در دوران شاه‏ عباس اول در اصفهان بوده در توصيف اين خيابان مى‏نويسد: «اين خيابان چهارباغ ناميده مى‏شود زيرا در اصل باغ هاى چهارگانه‏ اى در اين محل وجود داشته كه از مجموع آنها وضع فعلى بوجود آمده. اين باغ ها متعلق به شاه است ولى مردم با آزادى كامل از آنها استفاده مى‏كنند و آنقدر ميوه در آنان وجود دارد كه براى تمام شهر كافى است و حتى زياد است. در كنار خيابان ديواره اى يكسان و منظمى وجود دارد كه در داخل آنها باغ هاى سلطنتى واقع شده، مدخل اين باغ ها با نظم و ترتيب خاصى در مقابل يكديگر قرار گرفته‏ اند و بالاى هر يك از درب ها عمارات كوچك ولى زيبائى واقع شده كه مى‏توان ضمن گردش و تفرج وارد آنها شد. تعداد اين عمارات آنقدر زياد است و قرينه ‏سازى و تناسب به اندازه‏اى در آنها رعايت شده كه واقعاً زيباتر از آن نمى‏توان تصور كرد. بعلاوه در داخل باغ ها و بيرون از آنها در خيابان صفوف طولانى و منظم درختان انبوهى قرار گرفته‏ اند كه تناسب و نظم آنها فوق ‏العاده است. در خيابان با فاصله ‏هاى چند و غالباً در مقابل خانه‏ هاى زيبا حوضه اى بزرگى با اشكال مختلف در وسط خيابان قرار گرفته كه مملو از آب است. نهر بزرگى كه در بسترى سنگى جارى است و تمام طول خيابان را از وسط آن مى‏پيمايد اين حوضها را سيراب مى‏كند. كف پياده‏ روهاى خيابان سنگ‏فرش و براى عبور انسان و اسب بسيار مناسب است. به فاصله‏ هائى چند، سنگفرش قطع شده و در زمين گل هاى مختلف كاشته شده است. بعد از پل الله ورديخان (سى‏وسه ‏پل) خيابان كماكان با همان ديوارها و درختان و خانه‏ ها و باغ ها و حوض‏ها ادامه دارد با اين تفاوت كه خانه‏ ها و باغات اطراف آن ديگر به شاه تعلق ندارد بلكه متعلق به اشخاص مختلفى است كه براى اطاعت از دستور شاه و حفظ زيبائى خيابان در ساختن آنها بر يكديگر سبقت جسته ‏اند. خيابان به باغ بسيار بزرگى كه هزارجريب نام دارد منتهى مى‏شود. روى‏هم رفته بدليل اينكه چهارباغ متعلق به شاه است واقعاً داراى عظمتى بى‏نظير بوده و بايد با طيب خاطر اعتراف كنيم كه خيابان پوپولو و ديگر خيابانهاى رُم به پاى اين خيابان نمى‏رسد.


 

ويرانى چهارباغ در دوره قاجاريه از زبان جهانگردان‏

در دوره قاجاريه و بخصوص در زمانى كه ظل ‏السلطان حاكم اصفهان بود اين شهر خرابى‏هاى بيشمارى بخود ديد. ديولافوآ سياح فرانسوى كه در اين دوران از اصفهان ديدن كرد در سفرنامه خود خيابان چهارباغ را بشرح زير توصيف مى‏كند:
«بارى ما در موقع مراجعت از خيابان بزرگ چهارباغ عبور كرديم با اينكه خيابان حزن‏آور و متروك است طرف عصر كه كاروان هابه سمت جنوب حركت مى‏كنند مختصر جنب‏ و جوشى در آن پيدا مى‏شود امّا اين رفت‏ و آمد چند نفر قاطرچى و مردم فقير را چگونه مى‏توان با آن جلال و شكوه و ازدحام گردش‏ كنندگان دويست سال قبل مقايسه كرد. از اين منظره حزن ‏آور و وحشت‏ انگيز روى برتافته و نظرى به داخل عمارت ويران انداختم و با كمال تعجب مشاهده كردم كه هنوز هم در اين اطاق هاى بى‏سقف پر از خاك، كاشي هاى زيبائى جلوگرى مى‏كند. در ديوارها جابجا تابلوهاى نقاشى كه روى آنها را خاك پوشانيده و اوضاعِ اندرون ‏هاى اشرافِ تواناىِ قديمى را نمايش مى‏دهند و معلوم است كه با دست استادان و هنرمندانِ با مهارتى ترسيم شده‏ اند...» و هانرى رنه دالمانى سياح فرانسوى در باره خيابان چهارباغ در دوره ظل ‏السلطان مى‏نويسد: «متأسفانه ظل ‏السلطان از اين خيابان خوش ‏منظر و فرح‏ آور هم‏مانند ساير آثار باستانى چيزى باقى نگذاشت. جداول سنگى را پر كرده و سنگ هاى حواشى آنها را فروخته و نقاشى‏هاى طاقنماها و ديوارها را هم محو كرده است. از همه بدتر آنكه اين شاهزاده منهدم‏ كننده، خسارت جبران‏ ناپذيرى به اين خيابان وارد ساخت «يعنى درختان چنار كهنسال سيصدساله را كه موجب ابهت و شكوه اين خيابان قديمى بود و بر زمين آن سايه مى‏انداخت همه را از ريشه درآورده و به بهاى نازلى فروخت. بطوريكه نقل مى‏كردند چند ماه قبل از ورود ما به اين شهر شاهزاده تمام اين درختان را بريده و هر يك را به مبلغ ناچيزى يعنى بيست تومان فروخته است. وقتى‏كه انسان به اين فكر بيفتد كه با چه زحمات و با چه توجهاتى در مدت چندين قرن به پرورش چنين درختانى موفق گرديده‏ اند تا خيابان عريض و طويل اين شهر را كه محل عبور و مرور ساكنين و سياحان خارجى بوده آرايش شايسته‏اى دهند، آنوقت به اهميت اين انهدام و خرابيهاى جبران‏ ناپذير كه بواسطه طمع بى‏پايان ظل ‏السلطان حاكم اصفهان بعمل آمده پى خواهد برد». 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها