پاسخ به:اصفهان در يك نگاه
سه شنبه 7 شهریور 1391 2:44 PM
فرمان منع بادهنوشى و چگونگى لغو آن در زمان شاه سلطان حسين
نويسندگان تاريخ ايران، شاه سلطان حسين را در جوانى مردى ادب دوست، رئوف، پارسامنش و بىاعتنا به دنيا معرفى مىكنند. وى پس از تاجگذارى، به درخواست علامه محمدباقر مجلسى، فرمان منع باده گسارى را صادر كرد و كليه بادهفروشىها را منهدم كرده، دستور داد ششهزار غرابه شراب را كه در قصر سلطنتى ذخيره شده بود، در انظار عام بشكنند و روز بعد دو نفر به جرم بادهنوشى، در ميدان شاه(امام) شديداً تازيانه خوردند. اجراى بىچون و چراى فرمان باده گسارى، تنفر و خشم محافل دربارى را برانگيخت و ايشان با اجراى نقشهاى، درصدد لغو اين فرمان برآمدند. قضيه از اين قرار شد كه، جده شاه كه مورد علاقه شديد وى بود، خود را به مريضى زد و اطبّاء با تطميع درباريان، شراب براى وى تجويز كردند. پس از جستجوى بسيار و نهايتاً گرفتن مقدارى شراب از سفير لهستان، شاه جامى از آن پر نموده و با دست خود به جده اش داد. اين زن كه به نقش خود واقف بود، گفت: اگر شاه اول لب به آن تر ننمايد، او چگونه خودسرانه ياراى نوشيدن باده خواهد داشت. چون شاه خود را از نوشيدن باده معذور شمرد، او فوراً پاسخ داد: مقامى كه به شاه تفويض شده وى را برتر از كليه قوانين قرار داده است، زيرا در نزد ايرانيان، اصلى متبع است كه پادشاهان تابع هيچ قانونى نيستند و هر آنچه از ايشان سر زند، مرتكب گناه نشدهاند. او سپس به شاه يادآور شد كه كليه نياكان و اسلاف وى نه فقط باده مىنوشيدند، بلكه شرب آنرا براى درباريان خويش مجاز مىشمردند و در نهايت گفت، اگر پاى جانش هم در ميان باشد، تا شاه مقدّم نگردد، هرگز به شرب آن دست نخواهد زد. شاه در برابر تقاضاى آنچنان مصرانه، تاب مقاومت نياورد و جامى لبالب نوشيد، او بعد طورى دل به باده بست كه ديگر بندرت توانست به هوش بگذراند و به دقايق امور مملكت رسيدگى كند.