0

واگويه‌هاي «راضيه» با خدا

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

واگويه‌هاي «راضيه» با خدا
یک شنبه 5 شهریور 1391  6:34 PM

جام جم آنلاين: «نامه‌هاي خيس» به كارگرداني مرجان اشرفي‌زاده در نخستين جشنواره فيلم‌هاي ويدئويي، بيشترين تعداد جايزه را به خود اختصاص داد و توجه زيادي را به خود جلب كرد. طوري كه گفته مي‌شود داوران بخش اصلي اين جشنواره، ديدن اين فيلم را به مدعوين توصيه مي‌كردند.

جوايزي همچون بهترين صداگذاري، تدوين، نقش مكمل مرد، نقش اول زن، كارگرداني، بهترين فيلم و بهترين فيلم از نگاه تماشاگران نصيب اين فيلم شد.

نامه‌هاي خيس كه دومين تجربه‌ كارگرداني فيلم بلند براي اشرفي‌زاده است، هفته گذشته از شبكه چهار پخش شد. به همين بهانه با او به گفت‌وگو نشستيم كه حاصل آن را در ادامه مي‌خوانيد.

براي شروع كمي از خودتان و فعاليت‌هاي فيلمسازي‌تان بگوييد.

متولد ارديبهشت 60 در تهران هستم، اما اصالتا دزفولي هستم و تا 18 سالگي، زمان ورود به دانشگاهم در دزفول زندگي مي‌كردم. در رشته سينما با گرايش كارگرداني، مدرك كارشناسي‌ام را از دانشگاه هنر گرفتم و بعد در رشته ادبيات نمايشي، مقطع كارشناسي ارشد را در همان دانشگاه به پايان رساندم. از سال ورود به دانشگاه شروع به تلاش براي فيلم ساختن كردم. نتيجه اين تلاش‌ها تا به امروز حدود 20 فيلم كوتاه و مستند است. ساخت آن فيلم‌ها هم تجربه خوبي برايم بود و همه موفقيت‌هايي كسب كردند و در نوع خودشان ديده شدند.

كمي از تجربيات‌تان در فيلم‌هاي كوتاه و مستند بگوييد و اين كه چطور اين مسير به ساختن فيلم بلند منتهي شد.

حضور جدي‌ام در جشنواره از سال 79 با ساخت فيلم مستند «جادوگر» شروع شد. بعد از آن فيلم‌هايي مثل كائوس، فصل هفتم، سكوت پس از نجوا، آن بالا كنار جاده، آبي عميق، يده و خوندش، كسي پشت پنجره چوبي گهواره‌ات را تكان خواهد داد، مستند طلسم، در زيرزمين خانه زني است، مستند شهر موش‌ها، از منهاي يك و چند فيلم كوتاه و مستند ديگر را ساختم. بين اين آثار فيلم آن بالا كنار جاده كه يك كار 35 ميلي‌متري بود و در سال 85 در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي ساختم، خاص‌تر از بقيه بود. چون بعد از چند سال فيلم ساختن، با ساخت فيلم آن بالا كنار جاده، با توليد فيلم كوتاه بيشتر آشنا شدم. فيلم سر و شكل حرفه‌اي داشت و خوب هم ديده شد. هركدام از كارهايي كه تاكنون ساخته‌ام، برايم آموزنده بودند و تجربه جديدي در آنها كسب كردم تا سال 87 كه اولين فيلم بلندم ـ قفل يعني كليد ـ را در قالب تله‌فيلم به تهيه‌كنندگي رسول صدرعاملي كارگرداني كردم.

نامه‌هاي خيس دومين تجربه فيلم بلندتان است؟

بله، بين نامه‌هاي خيس و قفل يعني كليد فيلم بلند ديگري ساخته نشد، گرچه فيلم‌هايي را شروع كرديم، اما به خاطر تغيير شرايط توليد، هيچ‌ كدام به نتيجه نرسيدند و نيمه‌تمام باقي ماندند. طوري كه احساس مي‌كردم توليد كار بعدي شبيه به يك طلسم شده است تا نامه‌هاي خيس كه به توليد رسيد و بعد از آن هم كار كمي سهولت پيدا كرد و پيش‌توليد كار ديگري را شروع كرديم.

چرا اسم اين فيلم را نامه‌هاي خيس گذاشتيد؟

در فيلمنامه اوليه، اين نام مصداق عيني‌تري داشت. بعد از تغييراتي كه در فيلمنامه ايجاد شد، مي‌خواستيم اين اسم را عوض كنيم، اما به خاطر اين كه فيلمنامه با اين اسم ثبت شده بود، اين كار را نكرديم. الان فكر مي‌كنم اين نام اشاره به واگويه‌هاي راضيه با خدا دارد.

فيلمنامه از اول براي ساخت تله‌فيلم نوشته شده بود؟

بله، از ابتدا براي فيلم تلويزيوني برنامه‌ريزي شده بود با اين تفاوت كه سعي‌مان بر اين است سطح توقعي كه از تله‌فيلم وجود دارد را بالا ببريم. متاسفانه تله‌فيلم به واژه‌اي تبديل شده كه در ذهن ما با سهل‌انگاري و جدي نگرفتن شرايط توليد عجين شده است. حتي انگار اگر قصه‌اي را خيلي دوست داريم بايد سينمايي باشد و قصه‌اي كه دوست نداريم يا رگه‌هاي سفارشي پررنگي دارد را براي تله‌فيلم بگذاريم. اما اعتقاد من اين نيست.

فكر مي‌كنم رسانه جايي است كه بايد آثار باكيفيت در آن توليد شود. در تاريخچه و تعريف تله‌فيلم گفته مي‌شود كه چون فارغ از نگراني‌ها و مشكلات مربوط به گيشه و فروش است، مي‌تواند بسيار تجربه‌گرا باشد و حتي راه‌هاي جديدي را به سينما پيشنهاد بدهد. اما در كشور ما تله‌فيلم چنين نقشي پيدا نكرده است و با اين تعريف درست خيلي فاصله دارد. تله‌فيلم براي ما يك فيلم سفارشي تعبير شده كه سياست‌هاي تلويزيون را در قالب آثاري داستاني ارائه مي‌دهد و اين روش به تله‌فيلم خيلي لطمه وارد كرده است. بايد تله‌فيلم را با فضاي تجربه‌گرا و متفاوت و خاص فيلمسازي كه ممكن است در سينما فرصت بيانش نباشد، آشتي دهيم.

آيا فيلم كوتاه و مستند را پيش‌زمينه‌اي براي ساخت فيلم تلويزيوني مي‌دانيد؟ همين‌طور تله‌فيلم را تمرين و تجربه‌اندوزي براي ساخت فيلم سينمايي محسوب مي‌كنيد؟

هيچ‌كدام را پيش‌درآمد و مقدمه كار ديگري نمي‌دانم. اگر در تمام عمرم فرصتي دست دهد، فيلم كوتاه مي‌سازم چون علاقه و دغدغه‌ام هست و با لذتي اين كار را انجام مي‌دهم كه فكر نمي‌كنم هيچ كار ديگري برايم اين همه جذاب باشد. چون اگر اجازه داده شود، امكاني براي تجربه كردن است و مي‌توان فارغ از نگراني مخاطب و مميزي تلويزيون و قواعد سينما و گيشه، تجربيات مختلفي را كسب كرد. گرچه از همان اول نمي‌توانستم سراغ فيلم بلند بروم، بايد خودم را در عرصه‌اي به اثبات مي‌رساندم و آنچه ياد گرفته بودم را نشان مي‌دادم و بعد سراغ فيلم بلند مي‌رفتم. تله‌فيلم هم براي همه فيلمسازان فضايي است كه مي‌توانند در آن تجربياتي به دست بياورند.

قطعا هدفم ساخت فيلم بلند سينمايي بوده و اين كار برايم بااهميت است، ولي مي‌دانم دستور زبان تله‌فيلم با فيلم سينمايي متفاوت است. درست است كه ساخت تله‌فيلم برايم تجربيات زيادي را به همراه داشته اما ساخت فيلم بلند سينمايي دانسته‌هاي خاص خودش را مي‌طلبد.

كارهاي مستند و تجربي شما در جامعه هنري، مسابقات و جشنواره‌ها مطرح شدند اما مخاطبان تلويزيون و سينما فقط كار را از طريق همين رسانه‌ها دنبال مي‌كنند. برايتان چقدر اهميت داشت كه با ساخت يك فيلم تلويزيوني، قابليت‌هايتان را براي عموم به نمايش بگذاريد؟

اشرفي‌زاده: متاسفانه تله‌فيلم به واژه‌اي تبديل شده كه در ذهن ما با سهل‌انگاري و جدي نگرفتن شرايط توليد عجين شده است. حتي انگار اگر قصه‌اي را خيلي دوست داريم بايد سينمايي باشد و قصه‌اي كه دوست نداريم يا رگه‌هاي سفارشي پررنگي دارد را براي تله‌فيلم بگذاريم

نمايش توانايي‌هاي فردي نمي‌تواند تنها دغدغه و دليل رفتن به سمت ساخت فيلم باشد. اما داشتن مخاطب وسيع و ديدن تاثير روي آنها، اتفاق مهم و جذابي است. در سينما جاه‌طلبي كارگردان به شكل بزرگ‌تري ارضا مي‌شود چون مدتي كه فيلم در حال اكران است، توجه زيادي را به خودش جلب مي‌كند. تلويزيون متفاوت است اما در عوض با مخاطب ميليوني مواجه هستيم. گرفتن بازخوردهاي مخاطب كه گاه به گاه به كارگردان مي‌رسد اتفاق بسيار خوبي است.

نامه‌هاي خيس با قواعدي شبيه به فيلم‌هاي سينمايي ساخته شده است. چرا آن را به فيلم سينمايي تبديل نكرديد؟

بعد از جشنواره اين نظر را زياد دريافت كردم كه فيلم بيشتر به آثار سينمايي شبيه است تا تلويزيوني. اما من فكر مي‌كنم خوب است تله‌فيلم‌هايي داشته باشيم كه امتيازات بيشتري داشته باشند. اگر تلويزيون روي پخش اين فيلم‌ها در شبكه‌هاي خارجي و داخلي بيشتر كار كند، تلويزيون خودش تبديل به يك جشنواره مي‌شود. ضمن اين كه ممكن است نامه‌هاي خيس يك فيلم موفق تلويزيوني باشد، اما آن را براي سينما مناسب نمي‌دانم. چون انتظار خودم اين است كه فيلم ويژه‌تر و خاص‌تري را بعنوان فيلم سينمايي كارگرداني كنم. به گونه‌اي از سينما علاقه‌مندم كه فيلم هم از لحاظ هنري قابليت شركت در جشنواره‌هاي معتبر جهاني را داشته باشد و هم بتواند مخاطب وسيع جذب كند. دوست دارم در سينما فيلمي بسازم كه مردم براي ديدنش صف بكشند. در صورتي كه نامه‌هاي خيس مي‌تواند يك فيلم خوب تلويزيوني باشد.

در مورد انتخاب معصومه قاسمي‌پور به عنوان نقش اول صحبت كنيد. اين انتخاب بر چه مبنايي صورت گرفت؟

خانم قاسمي‌پور از بازيگران خوب تئاتر است كه پيش از اين تجربه كار مشترك در سه فيلم كوتاه را با هم داشتيم. بازيگر بسيار سختگير و گزيده‌كاري است كه اصولا خيلي براي به دست آوردن موقعيت‌هاي جديد به آب و آتش نمي‌زند. هر جايي كه او را ديدم، چه در تئاتر و چه در تجربه‌هاي فيلم‌هاي كوتاهي كه با هم داشتيم، موفق بود و درخشيد. اين فيلم اولين تجربه او در قالب نقش اول زن در يك فيلم بلند تلويزيوني بود. براي اين كه نقش راضيه را بازي كند پافشاري زيادي كردم. چون اين نقش از اول براي او نوشته شده بود و با اين كه اختلاف‌نظرهايي وجود داشت، نمي‌توانستم از حضور او چشم‌پوشي كنم. به نتيجه ايمان داشتم و مي‌دانستم با حس و حال و انرژي او اتفاق خوبي مي‌افتد كه همين‌طور هم شد. جالب است كه سال اول يا دوم دانشگاه خانم قاسمي‌پور را در يك كار تئاتر ديدم و بين آن همه بازيگر، او توجهم را جلب كرد. هنوز هيچ كار جدي در زمينه تصوير انجام نداده بودم. بيرون از سالن تئاتر منتظرشان ماندم، شماره تلفن‌شان را گرفتم و گفتم از حس و حال و صورتش خيلي خوشم آمد.

بعد از آن در هر فيلمي كه كار كردم از او خواستم كه همديگر را ببينيم. اما همكاري ما ميسر نشد تا سال 78 كه در فيلم «يده و خوندش» اولين تجربه همكاري را داشتيم و بعد از آن در فيلم‌هاي بعدي اين تجربه تكرار شد. الان خيلي وقت‌ها وقتي مي‌خواهيم نقشي را بنويسيم، از اول با توجه به توانايي‌ها و قابليت‌هايي كه از او سراغ داريم، نقش را برايش طراحي مي‌كنيم.

در زمينه موسيقي و صداگذاري كه يكي از نقاط قوت فيلم است، چقدر دخالت داشتيد؟

اين اولين تجربه همكاري‌ام با آقاي ابوالصدق ـ صداگذارـ بود كه خيلي خوب بود. علاقه ايشان و حس و حالي كه نسبت به فيلم نشان داد، به من اثبات كرد كه گزينه بسيار مناسبي براي همكاري است. چون لحظات فيلم را آنقدر خوب درك كرد و همراه شد كه مي‌دانستم به فيلم كمك خواهد كرد. طبيعتا اين كه فيلم را با هم ديديم و همكاري‌مان در كنار دقت و وسواس ايشان كه برايم بسيار باارزش است، منجر به اين نتيجه شد. در زمينه موسيقي از سال 85 به بعد با ميلاد موحدي كار كردم. الان ديگر به سليقه‌ها و فضاهاي يكديگر آشنا شده‌ايم و احتياج به گپ و گفت زيادي نداريم. تقريبا مطمئنم بزودي به موسيقي‌اي كه مناسب باشد، مي‌رسيم. ايشان، هم فيلم و هم موسيقي را بخوبي مي‌شناسند و هم براي كارشان ارزش زيادي قائل است.

در فيلم صحنه‌هاي تكرارشونده‌اي وجود دارد كه با ظرافت بسياري تغييرات كوچكي در آنها صورت مي‌گيرد. كمي در مورد شكل‌دهي اين صحنه‌ها توضيح دهيد.

اين صحنه‌ها از اول در فيلمنامه وجود داشته‌اند. در شكل‌دهي آنها عمدي وجود داشته كه به صورتي باشد رفته‌رفته تغيير انرژي را در شخصيت راضيه ببينيم. مثلا تمام ابزار راضيه براي بيان علاقه‌اش به قاسم، سيني پذيرايي مختصري است كه كم‌كم شكل گسترده‌تري به خودش مي‌گيرد. راضيه شخصيت اميدواري است كه باوجود سختي‌هايي كه در زندگي‌اش دارد، بدون نق زدن ادامه مي‌دهد. اما رفتن قاسم در مقطعي اميد را از راضيه مي‌گيرد و ايمان و باورش را به چالش مي‌كشد. سعي كرديم اين تفاوت در روحيه راضيه كه در نهايت دوباره به اميدواري مي‌رسد، بارز باشد.

مي‌شود گفت رنگ‌هايي كه در تصوير انتخاب كرده‌ايد هم بر مبناي روحيه راضيه است؟

حتي لباس‌هاي او بر مبناي حال و روحيه‌اش انتخاب شده است. از ابتدا در صحنه و لباس و گريم در مورد تغييرات رنگ صحبت كرديم. وقتي در سالن سينما مخاطب را مي‌ديديم كه با لحظه‌لحظه فيلم ارتباط مي‌گيرد و اين جزئيات را درك مي‌كند، غرق شادي مي‌شديم.

اگر اين فيلم ويژگي‌هاي مثبتي دارد برآيند تلاش يك گروه است. سال‌هاست كه با همكار خوبم آقاي اصغري كارگاه مشتركي داريم. کار گروهي اتفاقات خوبي را در پي داشته كه به همه همكارانم توصيه مي‌كنم خودشان را از اين نعمت محروم نكنند و نگارش را تبديل به يك كار گروهي كنند. همين‌طور از خانم دل‌آگاه، تهيه‌كننده كار تشكر مي‌كنم كه با وجود اين كه تفاوت‌هايي در سليقه‌ها وجود داشت، به گروه جوان ما اعتماد كردند و گاهي حتي بيشتر از آنچه انتظار داشتيم به ما لطف كردند. از آقاي رحمان سيفي‌آزاد، مدير فيلم و سريال شبكه چهار هم تشكر مي‌كنم كه با اين كه ممكن بود راحت‌تر باشد شانه خالي كنند اما از فيلم دفاع و حمايت كردند.

شروینه شجری‌کهن - جام‌جم

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها