0

اعتقادات شیعه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391  4:37 PM

شرایط و خصایص امام معصوم علیه السلام

امام

امام در بینش شیعی فردی است بی همتا در علم و معرفت، از همگان زبده تر و در کردار و اخلاق، نمونه و لایق الگو شدن برای همگان در امر دین. او ادامه دهنده راه نبوت است و در خط فکری و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی برای همگان درس آموز است و بدین جهت باید برای آنان صفات و خصایصی قائل شد که وجه اکمل آن را در شخص پیامبر می بینیم.

ملاحظه و تعمق در صفات زمامداران پس از پیامبر، این نوید را به ما می دهد که در بین خلفای راشدین، سمبل و زبده همه گونه صفات و شرایط عالیه علمی و اخلاقی، وجود علی(علیه السلام) بوده و بعد از او در وجود فرزندان او متمثل شده و دیگران چنان صفات را واجد نبوده اند. دعوی ما بر اساس مستندات شیعی نیست، بلکه براساس اسناد و روایاتی است که از اهل سنت، که آن نیز در کتب صحیح آن ها نقل شده است.2

 

صفات آنان

اینکه امامان واجد چه صفاتی باشند؟ سوالی است با دامنه وسیع از پاسخ. بخشی از آن ها در قالب صفات کلی انبیاست، از آن بایت که آنان بمانند پیامبر، شهید و شاهد و خلیفه خدا در زمین اند و طبعاً باید خط و راه خدا را در زمین برای بشر پیاده کنند، بخشی هم صفات دیگر که در زیر به آن ها اشاره می شود.

1- صفات کلی: باید از جنس بشر باشند تا امکان ارتباط متقابل بین آنان و مردم باشد و اینکه حجت خداوند بر خلق تمام شود و افراد عذری در انجام وظایف و ترک گناه نداشته باشند.

- نقص خلقی نداشته باشند که مورد مسخره و مضحکه مردم قرار گیرند و هم ناتوانی شان سبب آن نشود که در انجام وظایف نبوت و رساندن بار سنگین امانت الهی به مقصد باز بمانند.

در مورد عصمت سه نظر است: نظری که از زمان نبوت (امامت) برای فرد ایجاد می شود، نظری که در حین با بیان حکم متوجه امام یا پیامبر است و نظر سومی که امام یا پیامبر را از ابتدای زندگی تا پایان آن شامل و در بر می گیرد

- دچار نقص خلقی (اخلاقی) نباشند که در این صورت نخواهند توانست معرف خلق و خوی الهی بوده و مردم را به سوی مقصد الهی هدایت کنند. ضمن اینکه اشکالات خلقی سبب زدگی مردم از انسان شده و در امر دین دست را از دامن امامان (یا پیامبران) کوتاه می کند.

2- تفوق علمی: آری امام برای هدایت و ارشاد مردم نیاز به علم و آگاهی دارد و در این عرصه باید از دیگر افراد امت ارجح باشد تا در برابر مسائل مبهم در نماند و آنچه که در این باب در خور ذکر است، عبارتند از:

- اعلم بودن مطلق:

پیامبر فرمود «پاکان و نیکان من از همان کودکی اعلم مردمند و در بزرگی نیز همان اعلمیت برای آنان است، به آنان چیزی نیاموزید که خود از شما اعلمند. شما را از باب هدایت قرآن بیرون نمی برند و در باب گمراهی شما را وارد نسازند.»1

- آگاهی از علم خداوند:

پیامبر فرموده اند: «نحن شجرة العلم... و نحن خزان علم الله و نحن معادن و حی الله»2 ما درخت علمیم... ما خزانه داران علم خداوندیم و ما معدن های وحی الهی هستیم. در عبارت دیگری آمده: ما زبده و متخصص علم خدا و زبان ترجمه و گویای وحی او و از ارکان توحید و جایگاه راز اوئیم. و نحن عیبة علمه و نحن تراجمة وحیه و نحا ارکان توحیده و نحن موضع سرّه.3

- آگاهی به زبان همه:

زبان مردم از مناطق مختلف، زبان پرنده و حیوان و حتی زبان هر چیز ذی روحی را باید بداند و آن کس که واجد این صفات نباشد؛ امام نیست. ان الامام لا یخفی علیه کلام احد من الناس و لاطیر و لا بهیمة و لا شیء فیه الروح- ممن لم یکن هذالخصال فیه فلیس هو بامام.4

در سخنی از امام رضا (علیه السلام) آمده است که زبان پرندگان را می دانیم و از هر چیزی مقداری به ما داده اند. علمنا منطق الطیر و اوتینا من کلی شیء5

- علم گذشته و آینده:

امام صادق علیه السلام فرمود: اللهم یا من اعطاء علم ما مضی و ما بقی و جلعنا ورثة الانبیاء و ختم من الاهم السابقة و خصّنا بالوصیة6. بار خدای، ای که علم گذشته و آینده را به ما عطا کرده ای و ما را از ورثه انبیاء قرار داده ای، امت های گذشته را به این امت خاتمه داده ای و ما را به وصیت ممتاز گردانیده ای. البته امام صادق علیه السلام فرمود: امام اگر بخواهد می داند ان الامام اذا شاء ان یعلم علم و کلاً امام دانایی است که «نمی دانم» او را در بر نمی گیرد، الامام عالم لایجهل.1

3- عصمت:

 پیامبران و به تبع شان ائمه و جانشینان باید معصوم باشند. عصمت ملکه ای است. در آنان که سبب تملک آنان در حین گناه است. آن را لطفی از جانب خدا بر بندگان دانسته اند که مانع ارتکاب جرم و گناه می شود، چه عمداً و چه سهو لطف من الله یقبضها علی الملک عباده و اقضی عند یمتنع من ارتکاب الآثام و الجرائم عمداً و سهواً. در عبارت دیگر از امام صادق علیه السلام می خوانیم: الامام المطهر من الذنوب و المبرا عن العیوب المخصوص بالعلم الموسوم بالحلم نظام الدین و عز المسلمین و غیظ المنافقین و بوار الکافرین.2

در مورد عصمت سه نظر است: نظری که از زمان نبوت (امامت) برای فرد ایجاد می شود، نظری که در حین با بیان حکم متوجه امام یا پیامبر است و نظر سومی که امام یا پیامبر را از ابتدای زندگی تا پایان آن شامل و در بر می گیرد که دید شیعه همین صورت اخیر است.3 و این امر ایجاب می کند که تولی و تبری داشته باشد، هم قولی و هم فعلی، مگر در حال تقیه و فشارهای هدر دهنده نیروی حق: الشیعة یقولون بعصمة الائمة من الکبائر و الصفائز و القول بالتولی و التبری قولاً و عقلاً الا فی حال التقیة اذا خافوا بطش ظالم.4

به خاطر عصمت مسأله تقوی، خشیت از خدا و طهارت ظاهر و باطن به وجود می آید که ریشه آن در طهارت نفس است: المطهرة من الذنوب .

 

 پی نوشت ها:

1- شیخ مفید، رسائل، ص 3

2- ابن ابی الحدید ، ترجمه نهج البلاغه، ج 1، ص 276

3- صدوق، امالی، ص 252

4- ینابیع الموده، ج 3، ص 359

5- حمیری، قرب الاسناد، ص 339

6- بصائرالدرجات، ص 346

7- کلینی، کافی، ج 1، ص 258

8- صفائی، نبوت عامه، ص 3

9- فرید وجدی ، دائرة المعارف

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 

 


منبع:

- دکتر علی قائمی، چرا تشیع ؟ ، ص 70-

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها