0

اعتقادات شیعه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391  4:18 PM

آیا لازم است رهبر مرجع تقلید باشد؟

توصیه های رهبر به طلاب

 


آیا جدایی رهبری نظام از مرجعیت تقلید- آن گونه که در قانون اساسی جدید پیش بینی شده است- مشکلی برای مردم پیش نمی آورد؟

 


اسلام آفرینش انسان را هدفدار و حکیمانه می داند و معتقد است آدمی برای نیل به هدفی خاص آفریده شده است. این هدف والا رسیدن به کمال نهایی، یعنی قرب به خدا و برخورداری از رحمت ابدی اوست. از آن رو که نیل به چنین هدفی بدون برنامه ممکن نیست، بناچار باید راهی فراروی انسان قرار گیرد تا وسیله ی رسیدن به مقصد باشد. این راه جز عبودیّت خدا و تسلیم محض در برابر اوامر و نواهی او نیست.

از سوی دیگر اسلام دینی جامع است که هم در جنبه فردی و هم اجتماعی زندگی دارای احکام و مقررات است، و تأمین سعادت انسان در گرو عمل به قوانین فردی و اجتماعی است.

باید افزود که عمل به احکام و قوانین الهی نیازمند شناخت صحیح و دقیق آن است و تا زمانی که این احکام بخوبی شناخته نشود، نمی توانیم بدرستی به آنها عمل کنیم؛ همچنان که شناخت این احکام در غیر ضروریات دین نیازمند پژوهش گسترده و عمیق کارشناسانه و روش تحقیقاتی ویژه ای است (که اصطلاحاً به آن «فقاهت» و به شخص پژوهنده و دین شناس «فقیه» و به علم در برگیرنده آن، «فقه» می گویند).

 

ضرورت تقلید در احکام

از آن رو که رسیدن به فقاهت و اجتهاد و در نتیجه استنباط صحیح دین، نیازمند گذراندن سالیان درازی در راه تحصیل علوم مختلف اسلامی و تلاش بی وقفه در جهت یافتن قدرت استنباط احکام دینی از منابع آن است، در هر زمان بر گروهی از افراد جامعه واجب است به این مهم بپردازند و نتیجه ی تحقیقات خود را در اختیار دیگران قرار دهند تا از این طریق آنها نیز قوانین اسلامی را بشناسند و به آن عمل کنند.

کار ویژه مرجع تقلید بیان کردن مقررات اسلامی به صورت قواعد کلی در جنبه های فردی و اجتماعی است، اما تعیین مصادیق احکام بر عهده وی نیست

این روش در همه ی تخصصهای بشر به کار گرفته می شود. از این روست که انسانها به حکم قریحه ی عقلایی خود در آنچه دارای تخصص کافی نیستند، به کارشناسان مراجعه می کنند، تا ناشناخته های خود را شناسایی کنند و زندگی خویش را سامان دهند؛ مانند رجوع افراد به مهندس ساختمان، مکانیک، پزشک و ...

به همین ترتیب برای شناخت احکام دینی نیز به فقها مراجعه می کنند، تا پس از آشنایی با احکام اسلام، آن را در زندگی به کار بندند. از این رو در عُرف دینی از مجتهدان به عنوان «مرجع تقلید» یعنی کسی که در مسائل دین به او رجوع می شود، یاد می کنند.

بنابراین کار ویژه مرجع تقلید بیان کردن مقررات اسلامی به صورت قواعد کلی در جنبه های فردی و اجتماعی است، اما تعیین مصادیق احکام بر عهده وی نیست. در احکام فردی این وظیفه برعهده خود اشخاص است یعنی هر شخص خودش باید مصداق مثلاً این حکم را که «خون حیوانی که خون جهنده دارد نجس است، پیدا کند. وظیفه ی فقیه نیست که مشخص کند آیا فلان حیوان خونش جهنده است یا نه. اما در احکام اجتماعی، نیازمند مقامی رسمی در جامعه هستیم که برای مردم معتبر باشد.

حال این سوال به ذهن می آید که آیا برای شناخت احکام می توان به هر فقیهی، مراجعه و از او تقلید کرد؟ همچنین آیا فقط با تبیین احکام از سوی فقها می توان به حاکمیت اسلام در جامعه امیدوار بود؟ و بالاخره، آیا شأن فقیه در تبیین خلاصه می شود، یا وظیفه ی دیگری مانند تصدّی اجرای احکام الهی نیز بر عهده اوست؟

برای پاسخ به پرسشهای فوق در نوشتار بعدی نیز با ما همراه شوید .

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 


منبع:

مشکات هدایت ، آیت الله مصباح یزدی ، ص 102-103

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها