پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391 4:03 PM

وقتى مىگوییم ولایتى را كه رسول اكرم (ص) و ائمه (ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، براى هیچ كس این توهم نباید پیدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه (ع) و رسول اكرم (ص) است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلكه صحبت از وظیفه است.
ولایت، یعنى حكومت و اداره كشور و اجراى قوانین شرع مقدس، یك وظیفه سنگین و مهم است؛ نه اینكه براى كسى شأن و مقام غیر عادى به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادى بالاتر ببرد. به عبارت دیگر، ولایت مورد بحث، یعنى حكومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصورى كه خیلى از افراد دارند، امتیاز نیست بلكه وظیفهاى خطیر است.
ولایت فقیه از امور اعتبارى عقلایى(1) است و واقعیتى جز جعل ندارد؛ مانند جعل (قرار دادن و تعیین) قیّم براى صغار. قیّم ملت با قیّم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقى ندارد. مثل این است كه امام (ع) كسى را براى حضانت(2)، حكومت، یا منصبى از مناصب، تعیین كند. در این موارد معقول نیست كه رسول اكرم (ص) و امام با فقیه فرق داشته باشد.
مثلًا یكى از امورى كه فقیه متصدى ولایت آن است ، اجراى حدود (یعنى قانون جزاى اسلام) است. آیا در اجراى حدود بین رسول اكرم (ص) و امام و فقیه امتیازى است؟ یا چون رتبه فقیه پایینتر است باید كمتر بزند؟ حد زانى كه صد تازیانه است اگر رسول اكرم (ص) جارى كند، 150 تازیانه مىزند، و حضرت امیر المۆمنین (ع) صد تازیانه، و فقیه پنجاه تازیانه؟ یا اینكه حاكمْ متصدى قوه اجراییه است و باید حد خدا را جارى كند؛ چه رسول اللَّه (ص) باشد، و چه حضرت امیر المۆمنین (ع)، یا نماینده و قاضى آن حضرت در بصره و كوفه، یا فقیه عصر.
ولایتى كه براى رسول اكرم (ص) و امام در تشكیل حكومت و اجرا و تصدى اداره هست، براى فقیه هم هست
دیگر از شئون رسول اكرم (ص) و حضرت امیر (ع) اخذ مالیات، خمس، زكات، جزیه، و خراج اراضى خراجیه (3)است. آیا رسول اكرم (ص) اگر زكات بگیرد، چقدر مىگیرد؟ از یك جا، ده یك و از یك جا ، بیست یك؟ حضرت امیر المۆمنین (ع) خلیفه شدند چه مىكنند؟ جنابعالى فقیه عصر و نافذ الكلمه شدید چطور؟ آیا در این امور ولایت رسول اكرم (ص) با حضرت امیر المۆمنین (ع) و فقیه فرق دارد؟ خداوند متعال رسول اكرم (ص) را ولىّ همه مسلمانان قرار داده؛ و تا وقتى آن حضرت باشند، حتى بر حضرت امیر (ع) ولایت دارند. پس از آن حضرت، امام بر همه مسلمانان، حتى بر امام بعد از خود، ولایت دارد؛ یعنى، اوامر حكومتى او درباره همه نافذ و جارى است و مىتواند قاضى و والى نصب و عزل كند. همین ولایتى كه براى رسول اكرم (ص) و امام در تشكیل حكومت و اجرا و تصدى اداره هست، براى فقیه هم هست. لكن فقها ولىّ مطلق به این معنى نیستند كه بر همه فقهاى زمان خود ولایت داشته باشند و بتوانند فقیه دیگرى را عزل یا نصب نمایند. در این معنا مراتب و درجات نیست كه یكى در مرتبه بالاتر و دیگرى در مرتبه پایینتر باشد؛ یكى والى و دیگرى والیتر باشد.
پس از ثبوت این مطلب، لازم است كه فقها اجتماعاً یا انفراداً براى اجراى حدود و حفظ ثغور و نظامْ حكومت شرعى تشكیل دهند. این امر اگر براى كسى امكان داشته باشد، واجب عینى است؛ و گر نه واجب كفایى است (4). در صورتى هم كه ممكن نباشد، ولایت ساقط نمىشود، زیرا از جانب خدا منصوبند. اگر توانستند، باید مالیات، زكات، خمس و خراج را بگیرند و در مصالح مسلمین صرف كنند؛ و اجراى حدود كنند. این طور نیست كه حالا كه نمىتوانیم حكومت عمومى و سراسرى تشكیل بدهیم، كنار بنشینیم؛ بلكه تمام امور [ى ]كه مسلمین [بدان ]محتاجند و از وظایفى است كه حكومت اسلامى باید عهدهدار شود، هر مقدار كه مىتوانیم باید انجام دهیم.
پی نوشت:
1 - امور اعتبارى، در برابر امور تكوینى، امورى را گویند كه به فرض و جعل و قرارداد ایجاد مىشود و آن را به واضع و جاعل آن نیست دهند. چنانچه اگر وضع آن شارع باشد، آن را اعتبار شرعى نامند. و اگر واضع آن مردم باشند كه براى اداره امور زندگى خود وضع و جعل كنند، آن را اعتبار عقلائى گویند.
2 - حضانت اداره و نگهدارى كودك یا مجنون را گویند. حضانت طفل در درجه اول بر عهده مادر و پدر است. و اگر این دو حیات نداشته باشند یا فاقد صلاحیت باشند، امام و حاكم اسلامى كسى را براى این كار بر مىگزیند.
3- اراضى خراجیه یا زمینهاى خراجى به زمینهاى آباد گفته مىشود كه مسلمانان به فرمان پیغمبر (ص) یا امام آن را فتح كرده باشند. این نوع زمینها به تمام مسلمین تعلق دارد و خرید و فروش آن ممنوع است. حكومت اسلامى آنها را واگذار مىكند و در برابر استفاده از آن مالى دریافت مىكند كه به آن خراج مىگویند.
4- واجبى را عینى گویند كه انجام آن براى یكایك مكلفین الزامى است؛ و انجام دادن یكى موجب سقوط تكلیف از عهده دیگرى نمىشود، مانند: نماز و روزه. و واجبى را كفایى نامند كه اگر شخص یا عدهاى آن را به جا آورند از عهده دیگران ساقط مىشود، مانند: امروز به معروف و نهى از منكر.
بخش اعتقادات شیعه تبیان
منبع :
امام خمینی ، ولایت فقیه ، ص 40 -42
به رنگ سبز
سبز باشیم