0

اعتقادات شیعه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391  3:55 PM

دین و اندیشه هاى التقاطى

 

تعارض ایجاد کنیم تا خلاقیت و نوآوری جوشش کند!
«تفكر التقاطى» چیست؟ و چه رابطه اى با مسأله «بدعت در دین» دارد؟

الف ـ مشابهت تفكر التقاطى با بدعت

التقاط در لغت به معناى برچیدن و از زمین برداشتن است، و تفكر التقاطى اصطلاحى است كه به نحوه اى خاص از اندیشیدن اطلاق مى شود. در توضیح این نوع تفكّر، ناگزیر از ذكر مقدّمه اى هستیم:

اهل اندیشه و نظر این سخن را كه «هر اندیشمندى شایسته است در حوزه تخصّصى خویش به اظهار نظر بپردازد» مى ستایند و معتقدند آنجا كه مباحث رنگ تخصّصى به خود مى گیرد باید از كارشناسان هر فن نظرخواهى كرد. ولى گاه در مقام عمل كسانى یافت مى شوند كه بدون توجّه به قاعده عقلانى فوق، در زمینه هاى گوناگون ـ كه قطعاً همگى آنها در حوزه تخصّص ایشان نیست ـ به اظهار نظر مى پردازند.

این گونه افراد از میان دیدگاه هایى كه در هر یك از زمینه هاى مختلف ارائه شده است، نظرى را پسندیده و برمى گزینند، و بدون توجّه به زیر ساخت هاى فكرى دیدگاه گزینش شده، مجموعه اى از نظریّات را به عنوان تفكّر خویش انتخاب و به دیگران عرضه مى كنند كه گاه با اندكى دقّت، ناهمگونى و حتى تناقض در میان اجزاى این تفكّر براحتى قابل شناسایى است.

به عنوان نمونه از مطالعاتى كه در زمینه روان شناسى، جامعه شناسى، سیاست، حقوق، فلسفه و دین داشته اند، مجموعه اى از نظریّات كه هر یك برگرفته از گرایشى خاصّ است فراهم مى آورند. البتّه این مجموعه بر اساس سنجش هاى دقیق و موشكافى در زیربناهاى فكرى نظریّه ها، و در نظر گرفتن سازگارى یا ناسازگارى آنها بدست نیامده است، بلكه آنچه به مذاق این تدوین كننده خوش تر آمده، قبول تامّ یافته، در كنار باقى نظریّات قرار گرفته است.

بزرگترین اشكال این گونه اظهار نظرهاى غیركارشناسانه، ناسازگار بودن آنها با یكدیگر است كه به دلیل همین ناسازگارى در اجزاء و یا حتّى تناقض در میان آنها، هرگز نمى تواند مجموعه اى منسجم از افكار صحیح پدید آورد.

«تفكّر التقاطى» در اصطلاح عبارت است از: مجموعه اى از نظریّات كه از گرایشهاى متفاوت و گاه متناقض برگرفته شده، در كنار هم گرد آمده است و چون بنیانها و زیرساخت هاى این گرایشها و نظریّات، ناهمگون و یا در مقابل هم اند

بنابراین، «تفكّر التقاطى» در اصطلاح عبارت است از: مجموعه اى از نظریّات كه از گرایشهاى متفاوت و گاه متناقض برگرفته شده، در كنار هم گرد آمده است و چون بنیانها و زیرساخت هاى این گرایشها و نظریّات، ناهمگون و یا در مقابل هم اند ـ به عنوان نمونه، برخى برخاسته از مكاتب «انسان محور یا اومانیسم»اند، و برخى دیگر برخاسته از مكاتب «خدامحور»، برخى برگرفته از گرایش مبتنى بر «اصالت فرد» و برخى برگرفته از گرایش هاى مبتنى بر «اصالت جمع»، پاره اى برآمده از «لیبرالیسم» و «سكولاریسم»، و پاره اى دیگر مبتنى بر «دین محورى» هستند ـ دارندگان تفكّر التقاطى بعضاً به ورطه پلورالیسم و نظریّه همه صدقى ادیان و اندیشه ها در افتاده اند.

در جامعه اسلامى ما نیز، به ویژه در نیم قرن اخیر، این نوع تفكّر (=تفكّر التقاطى) در میان كسانى كه از قوّت فكر و قدرت تحقیق علمى لازم برخوردار نیستند، رایج بوده است. كم نیستند افرادى كه از یك سو مسلمان اند و در مقام سخن حاضر نیستند دست از تمامیت اسلام و عقاید دینى بردارند، امّا از سوى دیگر سخت شیفته نظریات دیگران در زمینه هاى مختلف اند و در عین حال نه در مسائل دینى تخصّص لازم را دارند و نه در همه زمینه هایى كه در آن به اظهار نظر پرداخته اند.

البتّه در چنین مواردى حق طلبى اقتضا مى كند كه انسان یك بازنگرى دقیق بر افكار خویش داشته باشد تا خداى ناكرده هوى و هوس بر منطق و عقل او غالب نشده باشد، و آدمى ناخوداگاه در دام فریبكاران نیفتد.

مشکلات زود باوری

در برخى روایات اسلامى نیز تعبیرى با عنوان «اجتهاد به رأى» وجود دارد كه عبارت است از اِعمال پیشداورى و تمایلات شخصى در استنباط احكام. این شیوه برداشت از دین شدیداً مورد نكوهش این دسته از روایات است و در نقطه مقابل برداشت صحیح و عقلانى از دین ـ كه به فقاهت معروف است ـ قرار دارد.

آدمى قبل از پژوهش در هر مسأله اى ممكن است داراى یك سلسله پیشینه ذهنى و تمایلات شخصى باشد كه اگر در مقام تحقیق ، آنها را واننهد نتیجه بدست آمده از پژوهش بالطبع ناب و بى پیرایه نخواهد بود. از این رو، دخالت دادن برخى انگیزه هاى درونى مانند: شهرت طلبى، كسب محبوبیّت و جایگاه اجتماعى، یا منافع شخصى دیگر، در برداشت از دین، كه انسان را وامى دارد تا به گونه اى احكام و معارف دینى را توجیه و تفسیر كند كه در نهایت به نفع خواسته هاى نفسانى او باشد، «اجتهاد به رأى» نام دارد. این گونه برداشت از دین در حقیقت تحمیل عقیده و نظر خود بر دین است، نه برداشت بیطرفانه و حقیقت طلبانه از آن.

بدعت را نتیجه تفكر التقاطى، و تفكّر مذكور را نتیجه دخالت تمایلات نفسانى و سلیقه شخصى در شناخت و تفسیر دین دانست

وجود شرط عدالت و تقوا در كنار شرط اجتهاد (= توان برداشت روشمند و عقلانى از دین) در مورد كسانى كه عهده دار مرجعیّت دینى مردم هستند براى جلوگیرى از همین «اجتهاد به رأى» مى باشد و با تلفیق اجتهاد و فقاهت با عدالت و تقوا است كه هم شرط علمى لازم و هم صلاحیّت اخلاقى برداشت از دین محقّق مى شود. در نتیجه، آنچه به عنوان نتیجه این پژوهش استنباط مى شود در مورد مجتهد و مقلدّین او حجیّت خواهد داشت.

واژه اى دیگرى نیز در عرف دینى به كار مى رود كه «بدعت در دین» نام دارد. بدعت كه عبارت است از: نسبت دادن آنچه از دین نیست به دین، نتیجه اجتهاد به رأى و برداشت التقاطى از منابع دینى است. زیرا همان گونه كه گفتیم اجتهاد به رأى دخالت دادن پیشینه هاى ذهنى ونظریّات از پیش پذیرفته شده، در برداشت از دین است و این نظریّات نوعاً از مكاتب و گرایش هاى غیر دینى و یا حتّى ضد دینى در ذهن پژوهشگران حاصل مى آید، والاّ اگر اینها نیز برآمده از دین و بخشى از آن بودند هرگز نمى توانستند با بخشهاى دیگر دین در تنافى باشند.

بنابراین، مى توان بدعت را نتیجه تفكر التقاطى، و تفكّر مذكور را نتیجه دخالت تمایلات نفسانى و سلیقه شخصى در شناخت و تفسیر دین دانست.

ناگفته نماند كه آنچه صاحبان تفكّر التقاطى به دین نسبت مى دهند، چون قرین فهم سلیم و بى طرفانه از دین و همراه با مقدّمات و شرایط لازم براى این كار نبوده است، عقلا و شرعاً نه در مورد خود دارندگان این گونه تفكّر و نه در مورد دیگران حجیّتى ندارد و هرگز نمى تواند پاسخگوى سۆال خداى متعال از چرایى اعمال در آخرت باشد .

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 


منبع :

مشکات هدایت ، آیت الله مصباح یزدی ، ص172- 175

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها