پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391 3:54 PM

آیا ولىّ فقیه در اِعمال حكومت دینى مى تواند به زور متوسّل شود؟
در فرهنگ دینى تشیّع، مشروعیّت حكومت برآمده از اذن الهى است، با این حال براى عینیّت یافتن حكومت و پیاده شدن احكام الهى داشتن مشروعیّت به تنهایى كافى نیست، زیرا حكومت با هر پشتوانه سترگ نظرى، مادام كه مقبولیّت مردمى نیابد هرگز قابل اِعمال نخواهد بود.
كسانى كه كمترین آگاهى از تاریخ اسلام داشته باشند به واهى بودن این سخن كه اسلام با زور شمشیر پیروز شد و تشكیل حكومت داد واقف اند. اساس دین بر پایه تبلیغ و راهنمایى انسانها به سوى زندگى بر مبناى عقل و منطق است و آیات قرآنى روشن ترین گواه بر این مدّعى است:
«إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً»(انسان/3) و «مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ»(مائده/99) و آیه: «فَمَنْ شَآءَ فَلْیُۆْمِنْ وَ مَنْ شَآءَ فَلْیَكْفُرْ»(کهف/29)
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمّه معصومین(علیهم السلام) با آن كه از قدرت معجزه برخوردار بودند و مى توانستند از راه هاى غیر عادى و بكارگیرى نیروى قهریّه غیبى اِعمال حكومت كنند، امّا هرگز چنین نكردند؛ زیرا خواست اسلام این است كه مردم از روى بصیرت و آگاهى، اسلام و حكومت دینى را پذیرا شوند. چرا كه حكومتى پایدار و بالنده خواهد بود كه دلها را مسخّر خویش كند: «وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِیَزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(حدید/25) خدا دین و شریعت را براى بشر فرو فرستاد تا بشر خود با بصیرت و منطق به برپایى حكومت عدل و داد قیام كند.
اسلام معتقد است كه باید حقّ براى انسانها تبیین شود و كسى حق ندارد مانع تبیین آن گردد، اگرچه همه كسانى كه حقّ را بازشناختند در برابرش سر تسلیم فرود نیاورند.
ولىّ فقیه و دولت اسلامى مى تواند و باید جلوى مفاسد و قانون شكنى ها را بگیرد؛ نخست با تذكّر و گفتن و اگر مفید واقع نشد، با اِعمال قوّه قهریّه قانون را حاكم كند
در هر حال، اگر مردمى با بینش و آگاهى اسلام را به عنوان دین حقّ، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) یا امامان معصوم(علیهم السلام) و یا ولىّ فقیه را به عنوان حاكم الهى پذیرفتند، آنها موظّف اند تشكیل حكومت دهند و جامعه را بر اساس حكومت اسلامى اداره كنند و در برابر كسانى كه علاوه بر عدم پذیرش حكومت دینى به توطئه علیه حكومت دینى و احكام الهى دست مى زنند، به مقابله برخیزند و از كیان دین و حكومت دینى پاسدارى كنند و متخلّفان را ملزم به تبعیّت و اطاعت سازند.
این نگاهبانى از حدود الهى از وظایف مسلّم حكومت اسلامى است و تخطّى از آن كه مستلزم وهن احكام اسلامى و مسدود یا كمرنگ كردن راه كمال بر روى افراد جامعه است، گناهى بس بزرگ و نابخشودنى است كه دامنگیر كارگزاران حكومت دینى خواهد بود.
البتّه چنان كه پیش تر نیز گفتیم، قدرت حاكم الهى و ولىّ فقیه از ناحیه مردم است و پذیرش (= مقبولیّت) مردمى است كه به حاكم توان اِعمال حكومت مى دهد. به همین دلیل، با آن كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در غدیر خم حضرت على(علیه السلام) را به جانشینى خود و امامت مسلمانان برگزیدند، چون پشتیبانى و همیارى مردمى قرین این انتخاب نشد، امیر مۆمنان(علیه السلام) از قیام به تشكیل حكومت و عمل به وظیفه معذور گردیدند. امّا همگى مى دانیم به محض آن كه مردم با حضرتش بیعت كردند و جهت پیاده كردن احكام الهى دست همكارى با ایشان دادند، امیرالمۆمنین(علیه السلام) نیز با بكارگیرى قوّه قهریّه در برابر دشمنان حكومت اسلامى ایستادند و صحنه هایى چون حنگ جمل، جنگ صفّین و جنگ نهروان رقم خورد و نمونه هاى عملى و عینى برخورد حاكم دینى با معاندان به منصّه ظهور رسید.
قدرت حاكم الهى و ولىّ فقیه از ناحیه مردم است و پذیرش (= مقبولیّت) مردمى است كه به حاكم توان اِعمال حكومت مى دهد
بنابر این، مشروعیّت حاكم ـ به معناى حقّ حاكمیّت داشتن ـ از ناحیه اذن الهى است و قدرت اِعمال آن از پذیرش و مقبولیّت مردمى ناشى مى گردد و حاكم اسلامى با تكیه بر همین قدرت برآمده از مردم، موظّف به مقابله با قانون شكنان و متخلّفان، و الزام آنان به پذیرش و اطاعت از قوانین و ارزش هاى اسلامى است.
ناگفته نماند كه حاكم و دولت اسلامى هرگز حق دخالت در مسائل فردى و خصوصى اشخاص را ندارد؛ افراد در حوزه مسائل شخصى خویش آزادند و حكومت حقّ تعرض به آنها را ندارد. البتّه این تا آنجاست كه افراد تجاهر به فسق نكنند و در ملأ عام مرتكب حریم شكنى احكام و ارزشهاى دینى ـ حتّى احكام فردى دین ـ نشوند. چرا كه ارتكاب معاصى در حضور دیگران از زشتى گناه مى كاهد و موجب بروز مفسده و به خطر افتادن مصلحت افراد و جامعه خواهد شد و در واقع حقّ رسیدن به كمالات و مصالح دنیوى و اخروى انسان هاى دیگر را ضایع خواهد كرد.
پس ولىّ فقیه و دولت اسلامى مى تواند و باید جلوى مفاسد و قانون شكنى ها را بگیرد؛ نخست با تذكّر و گفتن و اگر مفید واقع نشد، با اِعمال قوّه قهریّه قانون را حاكم كند.
بخش اعتقادات شیعه تبیان
منبع:
- مشکات هدایت ، آیت الله مصباح یزدی ،ص170 – 172
به رنگ سبز
سبز باشیم