0

اعتقادات شیعه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391  3:54 PM

خشونت در قرآن

قرآن

ارتكاب خشونت و یا هر عمل دیگرى كه خارج از چارچوبه قانون باشد، خود نوعى جرم و مذموم مى باشد و در نظام اسلامى ما نیز كه قانون عبارت است از موازین اسلامى و قوانین موضوعه در چارچوبه اسلام، هر گونه تخلّفى از این قانون جرم تلقّى مى شود.

بنابراین، چه در نظامهاى غیر دینى و چه در نظام اسلامى، اِعمال خشونت در مواردى پذیرفته است و نمى توان آن را به طور مطلق و بكلّى كنار گذارد، چرا كه در غیر این صورت امنیّت مالى، جانى و معنوى انسانها به خطر خواهد افتاد و مصالح كشور و حقوق شهروندان از بین خواهد رفت. به همین دلیل خشونت خود به خود نه داراى ارزش مثبت است و نه داراى ارزش منفى، بلكه ارزشگذارى آن تابع شرایط و دلایل اِعمال آن مى باشد.

اینك جاى آن دارد كه دیدگاه قرآن را نیز در این باره جویا شویم، تا دقیق تر و بهتر با دیدگاه اسلامى آشنا شویم:

در قرآن كریم واژه «خشونت» وجود ندارد، امّا به جاى آن دو كلمه دیگر؛ یعنى: «غلظت» و «شدّت» كه هر دو مترادف با خشونت هستند به كار رفته اند.

واژه غلظت آن گونه كه اهل لغت گفته اند، به معناى: خشونت، شدّت، درشت شدن، درشتى و تندخویى است و در مقابل رقّت به كار مى رود.1

واژه شدّت نیز به معناى: غلظت، صلابت و سختى است، و در مقابل رقّت استعمال مى گردد.2

و بالأخره واژه خشونت به معناى شدّت، درشتى و درشتخویى است و در مقابل نرمى به كار مى رود.3

در كاربردهاى قرآنى نیز دو واژه غلظت و شدّت ـ همان گونه كه مفسّرین گفته اند ـ به معناى لغوى خود به كار رفته اند. به عنوان نمونه، در آیه 73 از سوره توبه و آیه 9 از سوره تحریم آمده است:

«یَا أَیُّهَا النَّبِىُّ جهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ...»

اى پیامبر! با كافران و منافقان جهاد كن، و بر آنها سخت بگیر! (و در مورد آنها خشونت به كار ببر!)

شدّت به خرج دادن در برابر كسانى كه حریم اسلام و احكام تابناك آن را مى شكنند، یا جان و مال و آبروى مسلمانان را به مخاطره مى افكنند، نه تنها از مصادیق خشونت منفى نیست؛ بلكه از ویژگى هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مۆمنان راستین است

و یا در آیه 123 از سوره توبه آمده است:

«... وَلْیَجِدُوا فِیكُمْ غِلْظَةً...»

آنها (كافران) باید در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس كنند.

همچنین در آیه 29 از سوره فتح آمده است:

«مَحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ، رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ...»

محمدّ(صلى الله علیه وآله) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سخت و شدید و در میان خود مهربان اند.

این آیات و آیات مشابه آنها همگى گویاى جنبه قهرآمیز احكام اسلامى اند، كه در جاى خود و با شرایط تعیین شده از سوى شرع مقدّس به اجراء در مى آیند.

بنابراین، گرچه اسلام دین رحمت و عطوفت و خداوند متعال ارحم الرّاحمین است و اصل اوّلى در اسلام بر رأفت و مهربانى است، امّا این هیچ گاه به معناى نفى هر گونه برخورد قاطع و اعمال خشونت و شدّت در موضع خود نیست. به همین دلیل سخن كسانى كه اسلام را نافى هر گونه غلظت و اعمال خشونت ـ اگر چه به جا و به دستور خود خداى متعال باشد ـ معرّفى مى كنند، فاقد پشتوانه قرآنى و اسلامى است.

باید بین خشونت منفى و شدّت اسلامى فرق گذارد و در دام خنّاسان زمانه كه سعى دارند با یكى دانستن این دو، غیرت دینى و خشم و صلابت مقدّس اسلامى را از میان بردارند گرفتار نیامد و الاّ اینان كار را به جایى خواهند رساند كه ـ العیاذ باللّه ـ پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه طاهرین(علیهم السلام) را نیز خشن دانسته، احكامى چون «قصاص» را غیر انسانى معرّفى كنند

قرآن كریم مى فرماید: پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مۆمنان در برابر كفّار شدّت و صلابت به خرج مى دهند و هرگز در مقابل كسانى كه به مرزهاى عقیدتى مسلمانان تعرّض مى كنند نرمى نشان نمى دهند. هر چند در میان خودى ها یعنى كسانى كه اصول و ارزش هاى اسلامى را به رسمیّت مى شناسند، با عطوفت و مهربانى رفتار مى كنند.

بنابراین، شدّت به خرج دادن در برابر كسانى كه حریم اسلام و احكام تابناك آن را مى شكنند، یا جان و مال و آبروى مسلمانان را به مخاطره مى افكنند، نه تنها از مصادیق خشونت منفى نیست؛ بلكه از ویژگى هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مۆمنان راستین است. در حقیقت این برخورد محكم و با صلابت كه به انگیزه اجراى اوامر خداى متعال در قالب امر به معروف و نهى از منكر صورت مى گیرد، برخاسته از هواها یا ضعفهاى نفسانى نمى تواند باشد، بلكه تنها در جهت تحفّظ بر احكام و ارزش هاى دینى است و از آنجا كه سعادت دنیوى و اخروى انسانها در گرو عمل به دین و احكام نورانى آن است و سود و ضرر عمل كردن و یا عمل نكردن به اسلام تنها متوجّه خود بندگان است، كسانى كه به هر نحو در مقابل پیاده شدن و تحقق عملى اسلام و احكام آن مى ایستند، به واقع راه رسیدن به كمال را بر روى سایرین مى بندند. از این روست كه باید با چنین افرادى مقابله كرد و اگر گفتار زبانى در آنها مۆثّر نیفتاد، باید با اذن حاكم اسلامى با آنها شدیداً برخورد كرد و حتّى در برخى حالات مجازات اعدام را در مورد آنها اعمال كرد.

بنابراین، باید بین خشونت منفى و شدّت اسلامى فرق گذارد و در دام خنّاسان زمانه كه سعى دارند با یكى دانستن این دو، غیرت دینى و خشم و صلابت مقدّس اسلامى را از میان بردارند گرفتار نیامد و الاّ اینان كار را به جایى خواهند رساند كه ـ العیاذ باللّه ـ پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه طاهرین(علیهم السلام) را نیز خشن دانسته، احكامى چون «قصاص» را غیر انسانى معرّفى كنند و به شهادت رساندن سالار شهیدان در كربلا را واكنش مردم نسبت به خشونت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در جنگهای بدر و حنین بداند .

 

پی نوشت :

1- ر. ك: لسان العرب، تفسیر كشّاف، مجمع البیان، تفسیر نمونه، فرهنگ معین، فرهنگ عمید.

2ـ ر. ك: همان.

3ـ ر. ك: لسان العرب، فرهنگ معین، فرهنگ عمید.

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 


منبع:

مشکات هدایت ، آیت الله مصباح یزدی ، ص168 –

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها