0

اعتقادات شیعه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391  3:54 PM

خشونت در اسلام

امر به معروف

آیا خشونت جایگاهى در اسلام دارد؟ و آیا جهاد، اجراى حدود و مراتب بالاى امر به معروف و نهى از منكر از مصادیق خشونت مذموم هستند؟

براى پاسخگویى به این پرسش، نخست باید مقدّمه اى ذكر كنیم، تا ضمن آن مشخّص شود كه آیا اساساً هرگونه خشونتى مذموم است و باید خشونت را در هر شكل آن محكوم كرد؟ و یا برخى از گونه هاى خشونت لازمه زندگى اجتماعى است و در صورت عدم اعمال آن بنیان نظم و امنیّت جوامع از هم خواهد گسست؟

بشر موجودى بالطبع اجتماعى است و انسانها به منظور برآوردن نیازهاى مادّى و معنوى خود رو به زندگى جمعى مى آورند و با تشكیل جوامع در صدد بهره گیرى بهتر از دستاوردهاى زندگى اجتماعى و تعاملهاى انسانى و همین طور استفاده از محصول دسترنج دیگران، در ازاى پرداخت بهاى آن و یا ارائه خدمتى متقابل، بر مى آیند؛ تا از این رهگذر سریع تر، آسانتر و به شكل مطلوب ترى خواسته هاى خود را تأمین كنند. امّا همواره افرادى وجود دارند كه مى خواهند بدون تحمّل زحمت از دسترنج دیگران بهره گیرند و با نادیده گرفتن و تضییع حقوق و منافع دیگران، اغراض و منافع خود را تأمین كنند؛ همچنان كه طبع چنین زندگى جمعى وجود تزاحمات و برخوردهایى بین منافع افراد است. از این رو، كشمكش هایى در صحنه اجتماع رخ مى دهد كه براى جلوگیرى از آن باید «مرزهایى» را تعیین كرد و قوانینى را مدوّن ساخت.

بنابراین، هدف از زندگى اجتماعى كه همان برخوردارى هر چه بهتر از مواهب طبیعى، درجهت تكامل مادّى و معنوى انسان ـ آن هم براى همه افراد جامعه ـ است، تنها با وجود «قانون» ـ كه حقوق و تكالیف هر یك از اعضاى جامعه را معین مى كند ـ تأمین مى شود.

در تمام كشورهاى جهان اهرمها و نیروهایى وجود دارند كه با قانون شكنى ها، تجاوز به حقوق دیگران و یا تهدیدهاى داخلى و خارجى به مقابله برخاسته، قدرتمندانه و به تناسب میزان جرم و كیفیّت آن به سخت گیرى و برخورد مى پردازند؛ در مواردى نیز به اعمال برخى مجازات ها و یا حتّى سركوب و جنگ متوسّل مى شوند و بدین وسیله از حقوق افراد و امنیّت جامعه پاسدارى مى كنند

قانون كه خود مجموعه بایدها و نبایدهایى است كه شیوه رفتار آدمى را در زندگى اجتماعى تعیین مى كند، نخست به افراد جامعه ابلاغ مى گردد تا با گردن نهادن به آن موجبات بهره ورى صحیح و كامل از زیست اجتماعى را فراهم سازند. امّا نیك مى دانیم كه در همه جوامع و در طول تاریخ همواره كسانى بوده و هستند كه قانون را نادیده مى گیرند و ضمن پایمال ساختن حقوق دیگران، نظم و امنیّت و آرامش جامعه را به مخاطره مى افكنند.

از این رو، انسانها به حكم عقل خویش، وجود نیروى تضمین كننده اجراى قوانین و مقابله با افراد خاطى را ضرورى مى دانند، به همین جهت به تشكیل قوّه اى قاهره كه ضامن اجراى قانون باشد و همچنین تعیین مجازات ها و محرومیّت هایى براى تخطّى كنندگان از قانون اقدام مى كنند: وجود نیروهاى انتظامى و پلیس، تشیكل قوّه قضائیه و دادگاه ها، در نظر گرفتن زندان، تبعید و... همگى در این راستا و به منظور تأمین این دو هدف شكل مى گیرند. از سوى دیگر، دست اندازى ها و تهدیدهاى خارجى كه از فراسوى مرزها امنیّت و موجودیّت یك كشور و نظام اجتماعى آن را تهدید مى كند و یا وجود برخى بحرانهاى بزرگ ملّى وجود ارتشى قدرتمند را در هر جامعه اى ضرورى مى سازد، تا به موقع به كار افتد و نظم و امنیّت را تأمین و حفظ كند.

بنابراین، در تمام كشورهاى جهان اهرمها و نیروهایى وجود دارند كه با قانون شكنى ها، تجاوز به حقوق دیگران و یا تهدیدهاى داخلى و خارجى به مقابله برخاسته، قدرتمندانه و به تناسب میزان جرم و كیفیّت آن به سخت گیرى و برخورد مى پردازند؛ در مواردى نیز به اعمال برخى مجازات ها و یا حتّى سركوب و جنگ متوسّل مى شوند و بدین وسیله از حقوق افراد و امنیّت جامعه پاسدارى مى كنند. از این رو، اِعمال خشونت مادام كه چاره اى جز آن نباشد و از طرف مراجع ذى صلاح و به صورت قانونمند صورت گیرد، در همه نظامهاى جهان پذیرفته شده است.

اسلام تخلّف از قوانین فردى و اجتماعى خود را بر نمى تابد و اگر چه سرپیچى از اجراى فرامین فردى را ـ مادام كه تخلّف بر اثر تظاهر به آن در منظر دیگران جنبه اجتماعى نیابد ـ تخلّفى اخلاقى و رسیدگى به آن را به قیامت وامى گذارد؛ ولى هر گونه تخلّف از قوانین اجتماعى خود را جرمى حقوقى دانسته، براى متخلّفین مجازات ها و «حد»هایى را در نظر مى گیرد و در مواردى به هیچ وجه اعمال رأفت را در مورد مجرمین مجاز نمى داند

اسلام نیز بر این رویّه عقلایى صحّه مى گذارد و در مقابل كسانى كه امنیّت جانى و مالى مسلمانان و یا شهروندان غیر مسلمان جامعه اسلامى را تهدید مى كنند، مجازات هایى را تعیین مى كند. البتّه اسلام زندگى انسان را به دنیا، و مصالح او را به مصالح دنیوى محدود نمى داند و معقتد است: خداوند متعال انسان و زندگى این جهانى انسان را مقدّمه اى براى هدفى والاتر؛ یعنى، زندگى خالد و دائم آخرت مى خواهد و حقّ تكامل و رسیدن به سعادت ابدى را براى همه انسانها محفوظ مى داند. بنابراین، قوانینى كه براى زیست انسان در هر دو بُعد فردى و اجتماعى آن وضع مى كند با در نظر گرفتن مصالح دنیوى و اخروى انسان، هر دو، مى باشد.

از این رو، اسلام تخلّف از قوانین فردى و اجتماعى خود را بر نمى تابد و اگر چه سرپیچى از اجراى فرامین فردى را ـ مادام كه تخلّف بر اثر تظاهر به آن در منظر دیگران جنبه اجتماعى نیابد ـ تخلّفى اخلاقى و رسیدگى به آن را به قیامت وامى گذارد؛ ولى هر گونه تخلّف از قوانین اجتماعى خود را جرمى حقوقى دانسته، براى متخلّفین مجازات ها و «حد»هایى را در نظر مى گیرد و در مواردى به هیچ وجه اعمال رأفت را در مورد مجرمین مجاز نمى داند:

«الزَّانِیةُ وَ الزَّانِى فَاجْلِدُوا كَلَّ وَاحِد مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَة وَ لاَ تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِى دِینِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُۆْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ...»)نور/2)

هر یك از زن و مرد زناكار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبّت كاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حكم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید!

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 

 


منبع :

مشکات هدایت ، آیت الله مصباح یزدی ، ص166- 168

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها