پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391 3:49 PM

باید گفت: این نسخه هم شیوه ی جدیدی نیست و سابقه ای طولانی در این کشور دارد، همچنان که قبل از پیروزی انقلاب نیز عده ای که بعضاً گرایش های دینی هم داشتند چنین مطالبی را مطرح می کردند که بعنوان نمونه می توان به کتابچه «مرز بین دین و سیاست» نوشته مهندس مهدی بازرگان اشاره کرد. و قبل از آن فتحعلی آخوندزاده ایجاد پروتستانتیسم اسلامی را بعنوان راهی برای جبران عقب ماندگی های ایران پیشنهاد کرده بود و بعداً هم دیگران آنرا تکرار کردند.
در هر حال، بررسی تفصیلی این مقایسه (بین اسلام و مسیحیت)، همچنین ریشه یابی عواملی که منجر به نهضت اصلاح دینی در اروپا شد و تبیین این واقعیت که چنین مۆلفه هایی اساساً در اسلام و حکومت اسلامی وجود ندارد (و اسلام با مسیحیت تحریف شده ماهیتاً تفاوت بسیار دارد)، خود مجالی گسترده می طلبد، اما آنچه اجمالاً در اینجا می توان گفت آن است که: اسلام اینجا نیست که فقط برنامه ای محدود برای برقراری رابطه بین خدا و فرد ارائه کرده باشد و بس، بلکه دینی جامع و گسترده است که برای تمام شۆون اجتماعی (از جمله حقوق، سیاست، اقتصاد، خانواده، تجارت و ...) دارای قانون و برنامه است که البته سمت و سوی همه ی آن احکام و قوانین بسوی تأمین کمال نهایی انسان یعنی قرب به خدا و سعادت اخروی، همینطور تأمین مصالح فردی و اجتماعی و خوشبختی زندگی این جهانی بشر می باشد.
همچنان که دخالت در سیاست به مفهوم اسلامی آن نه تنها دامن قداست روحانیّت و متدینین را نمی آلاید، که بعنوان مجریان احکام الهی و خدمتگزاران مسلمین وظیفه ای واجب و غیرقابل اجتناب را بر دوش آنها می نهد و اجرای هر یک از احکام الهی در این زمینه و حل مشکلات مردم گامی بلند در جهت تعالی روحی و قرب به خدا، و نیز تأمین سعادت انسان ها و مصالح واقعی آنها در جامعه است.
ملخّص کلام آن که دشمن با کمک عوامل داخلی خود سعی بر این دارد که ایده ی «پروتستانتیسم اسلامی» را در میان قشر تحصیلکرده و جوانان ما مطرح کرده و آنها را به اصطلاح به سوی «قرائتی نو» از دین بکشاند که نه قرآن و سنت آن را برمی تابد و نه مردم مسلمان و دیندار ما. بقول حضرت امام خمینی (ره): یکی از مصیبت ها این است که یک آدمی که از اسلام نمی داند که اسلام با سین است یا با صاد، از اسلام بی اطلاع است، از مدارک اسلام بی اطلاع است، این، یک کلمه را برمی دارد و می رود پیش جوانان می خواند و داد می زند و فریاد می زند و جوان ها را وادار به یک کار می کند ... یک همچو آدم هایی خیال می کنند که حالایی که مثلاً انقلاب شده باید در اسلام هم انقلاب بشود ... اینها نمی فهمند بسیارشان هم فهمیده هستند لکن می خواهند اساس را از بین ببرند».
دومین اقدام دشمن پیشنهاد رنسانس است، رنسانس اسلامی، یعنی جامعه ما باید از نو متولد شود با یک فرهنگ جدید، فرهنگی که در آن از باورها و قواعد دینی خبری نباشد و دین منزوی گردد. هرچند این کار در یک جامعه دینی، اینجا مانند کشور ما بسیار مشکل است اما شاید بتوان زمینه هایی پیدا کرد و از طریق آنها به هدف مورد نظر دست یافت. طبعاً نمی توان به عده ای که نابسامانی ها، بی عدالتی ها و مفاسد رژیم گذشته را تجربه و دست به انقلاب زده اند امیدوار بود. همچنین از جوانان جبهه رفته و در راه اسلام و انقلاب سختی دیده نیز انتظار نمی توان داشت. پس باید سراغ طیفی رفت که مولود بعد از انقلاب است و هرگز شاهد مشکلات قبل از پیروزی انقلاب نبوده است و هیچگاه رنج های اوایل انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را تجربه نکرده است. نسلی نو که در فضایی اسلامی متولد شده است و خواسته هایی چون رفاه، آسایش، آینده ی روشن، پست و مقام و چیزهایی از این دست دارد.
بخش اعتقادات شیعه تبیان
منبع: مشکات هدایت ، آیت الله مصباح یزدی ، ص140 -142
به رنگ سبز
سبز باشیم