0

اعتقادات شیعه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391  3:34 PM

رانی را برای هدایت انسان‌ها بفرستد. ثالثاً، مردم به گونه‌ای آفریده شده‌اند که ادعای نبوّت را از کسی که معجزه می‌آورد، سوء سابقه ندارد و بر خلاف عقل سخن نمی‌گوید، می‌پذیرند. رابعاً، با توجه به مقدّمات بیان شده، اگر سخن مدّعی نبوت، که معجزه آورده است، دروغ باشد، چون موجب گمراهی مردم می‌شود، باید خداوند رسوایش کند، وگرنه مردم به گم راهی می‌افتند و این خلاف حکمت الهی است. نتیجه آنکه چون مدّعی نبوّت معجزه آورده است و خداوند رسوایش نمی‌کند، پس در مدعایش راست‌گوست.

سخنان یک دانشمند و یا یک فیلسوف در سطح حرف‌های بشری است، لذا می‌توان با استفاده از روش‌های معمول آن‌ها را اثبات کرد. پیامبران از روش علوم به معارف الهی دست نیافته‌اند بلکه روش آن‌ها در دریافت معارف وحی است

تا کنون، برخی دلایل اثبات نبوت خاصه از طریق معجزه را بیان کردیم و به نظر می‌رسد این مقدار برای یک بحث مقدماتی کافی است. اکنون ممکن است برخی سوالات در ذهن خواننده‌ی محترم ایجاد شود که برخی از این سوالات و پاسخ اندیشمندان مسلمان به آن‌ها را ذکر می‌کنیم:

سوال: اگر پیامبر حرف‌های منطقی می‌گوید و تمام بیانات او مطابق عقل و برهان عقلی است، پس دیگر چه نیازی به معجزه است؟ انسان‌ها در دوره بلوغ فکری خود، نیازی به معجزه ندارند و ضرورت معجزه برای دوره‌ی طفولیت بشر است و نه دوره‌ی بلوغ فکری او. انسان‌ها می‌توانند با عقل و منطق مدعیات پیامبر را مورد ارزیابی قرار دهند و در صورتی که آن‌ها را مطابق عقل بدانند، لازم است که آن‌ها را بپذیرند.

پاسخ: اولاً یک پیامبر یک حکیم یا دانشمند نیست تا حرف‌های خود را با متدلوژی فلسفی یا علمی اثبات کند. سخنان یک دانشمند و یا یک فیلسوف در سطح حرف‌های بشری است، لذا می‌توان با استفاده از روش‌های معمول آن‌ها را اثبات کرد. پیامبران از روش علوم به معارف الهی دست نیافته‌اند بلکه روش آن‌ها در دریافت معارف وحی است. به بیان دیگر، پیامبران تنها مدعی سخنان منطقی نیستند بلکه علاوه بر آن مدعی‌اند که این حرف‌های مطابق عقل و برهان نه سخنان آن‌ها بلکه سخن خداوند متعال است. بنابراین آن‌ها دو ادعا دارند؛ بخش اول ادعای آن‌ها که برهانی بودن مدعیاتشان است با برهان قابل اثبات است، ولی بخش دوم مدعیات ایشان (اینکه مدعیات آن‌ها از سوی خداوند است) نیاز به دلیل جداگانه‌ای دارد؛ معجزه.

استاد مطهری

شهید مطهری در این زمینه می‌گوید:

«فرض کنید یک وقتی آقای سقراط می‌گوید که من چنین فلسفه‌ای را در اخلاق دارم. وقتی ما حرف‌های سقراط را منطقی دیدم می‌پذیریم. اما اگر سقراط گفت این حرف‌هایی که من می‌گوییم حرف من نیست پیام خداست و من پیام خدا را به شما ابلاغ می‌کنم، آن وقت می‌گوییم این را دیگر باید اثبات کنی. به صرف اینکه حرف‌های تو منطقی است; دلیل نمی‌شود که این حرف‌ها مال خدا باشد، منطقی بودن حرف یک مسئله است و مال خود این شخص نبودن و مال خدا بودن و تضمین خدایی داشتن; و قهرا اطاعتش پاداش خدایی داشتن و مخالفتش کیفر خدایی داشتن، مسئله دیگری است... . پس در دوره بلوغ فکری هم ولو صحت تمام گفته‌های پیغمبر را برهان علمی و عقلی درک کنیم; باز اگر بخواهیم پیام آوری او را تصدیق کنیم; احتیاج به معجزه دارد.» (مرتضی مطهری، آشنائی با قرآن، جلد 2)

ثانیاً، انبیاء هیچ‌ یک هیچ معجزه‌ای را برای اثبات معارف خود نیاوردند، و نمی‌خواستند با آوردن معجزه مسئله توحید، معاد و ... را که از طریق عقلی قابل اثبات است اثبات نمایند. پیامبران هیچ‌گاه دعوت خود را از همان روز نخست با معجزه آغاز نکردند، بلکه زمانی که با شبهات منکرین و یا با درخواست معجزه رو به رو شدند از معجزه استفاده نمودند؛ به همین دلیل است که معجزه همواره با تحدّی همراه است.  برای مثال، حضرت موسی (ع) با آن که عصا و ید بیضاء هم راه داشت،آن را موقعی ارائه داد که با انکار فرعونیان قرار گرفت و از او برای اثبات نبوت خویش دلیل و نشانه خواستند.

در سوره‌ی ابراهیم (ع) نیز در این باره می‌گوید:

أَلَمْ یأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا یعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَینَاتِ فَرَدُّوا أَیدِیهُمْ فِی أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِی شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَیهِ مُرِیبٍ ...«آیا سرگذشت پیشینیان را نشنیده‌اید که پیامبرانشان با دلایلی روشن آمدند،ولی آنان از روی تمسخر خنده وار دست بر دهان نهاده و گفتند:ما به آن چه آورده‌اید باور نداریم و در شک و تردید می‌باشیم.پیامبران به آنان گفتند:مگر درباره صانع متعال جاری شکی وجود دارد؟او شما را می‌خواند تا مورد مهر خود قرار دهد و فرصتی است که در اختیار شما قرار داده است.گفتند:شما همانند ما بشر هستید و می‌خواهید ما را از آن چه پدرانمان می‌پرستیدند باز دارید،پس دلیل قوی و روشن ارائه دهید که پیامبرید.پیامبران به ایشان گفتند آری ما جز بشری بیش نیستیم و از خود مایه‌ای نداریم.خدای بر ما منت نهاده و اگر او بخواهد هر آینه معجزه‌ای که نشان گر صحت گفتار ما باشد،ارائه خواهیم داد و به خدا پناه می‌بریم که راه را به ما نشان داده است» (ابراهیم/ 14-9)

این شواهد نشان می‌دهد که ارائه معجزه هنگامی بوده که انبیا علیهم السلام با شبهات منکرین و تشکیک معاندین رو به رو می‌شدند که برای رفع شبهه و دفع تشکیک،ارائه معجزه ضرورت می‌یافت و گرنه در رویارویی با پاک اندیشان روشن ضمیر،نیازی به معجزه نبوده بلکه همان ارائه حق،بزرگ‌ترین شاهد صدق آنان محسوب می‌گردید.


علیزاده

گروه اعتقادات تبیان

منابع:

حسن بن یوسف علاّمه حلّی، کشف‌الاسرار فی شرح تجرید الاعتقاد، (حسن زاده آملی) جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1387

مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن (شناخت قرآن)، صدرا، 1388

عبدالله جوادی آملی، وحی و نبوت، انتشارات اسراء، 1388

جعفر سبحانی تبریزی، الالهیات علی هدی الکتاب والسّنّه والعقل، موسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق (ع)، 1384

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها