پاسخ به:اعتقادات شیعه
دوشنبه 6 شهریور 1391 8:15 AM

ایشان عامل دیگر سكولار شدن جامعه ایران را این گونه شرح میدهد: «وجود دولت فقهی با عملکرد حداکثری و سختکیشی که دلزدگی پدید آورده است و یکی از آثارش واکنشهای سکولاریستی مخصوصا در گروههایی از ایرانیان است»! وی سپس به روند پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و دین سیاسی شده اشاره میکند و آن را با انقلابهای امروز اعراب تشبیه کرده و مینویسد: «دیر یا زود آن بیچارهها نیز هزینههایش را باید بپردازند» و ادامه میدهد: «فضای ایران مملو از تبلیغات رسمی مذهبی و پر از برنامههای شیعیسازی دولتی با بودجه های هنگفت عمومی است در عکسالعمل به آن شاهد مقاومتی خاموش از نوع سکولاریستی هستیم علائم این را در نجواها و گفتمانهای مردمان، رفتارهای فرهنگی آنان نوع لباس پوشیدن، پیامهای کوتاه، پستهای فیسبوک و ... میبینیم». تعابیری مانند دلزدگی مردم از دولت فقهی و بیچاره نامیدن مردم عرب به خاطر اسلام خواهی ناشی از پیش فرض سکولاریزه شده نویسنده است. این در حالی است كه امروزه مردم ایران به نظام اسلامی دلبستگی بیشتری دارند و این موضوع در انتخاباتها، راهپیماییها، سفرهای استانی مسئولین و به خصوص رییس جمهور و .. مشهود است.
ایشان سعی میكند برای استحكام نظریه خود به ارائه آمار و ارقام نیز بپردازد: «اینجانب دهها تحقیق علمی را شخصا ملاحظه کردهام... سال گذشته نزدیک به 60 تحقیق فراتحلیلی انجام دادم... طی سالهای گذشته چندین پایاننامه را در این موضوع راهنمایی کردم... هر چه سن جوانان دانشجو افزایش مییابد دینداری آنها ضعیفتر میشود و آنها تمایل کمتری به مناسک و شعائر دینی دارند و حضورشان در نهادهای دینی کمتر است. بنا به تحقیقی حدود نیمی از جوانان تهرانی عقیده دارند که قلب پاک یا نیکوکاری یا تجربه معنویت میتواند جایگزین اعمال دینی از جمله اعمال واجب (همچون نماز و روزه) بشود».
سکولاریزم پدیدهای است ماهیتا غربی که در تاریخ مغرب زمین و در مورد برخی از شاخهها و مذاهب دین مسیح رخ داده است و پدیدهای را که یک بار در مورد مسیحیت کلیسایی غرب رخ داده است، منطقا نمیتوان به همه ادیان و همه موارد تسری و تعمیم داد
در این باره باید گفت «سکولاریزم پدیدهای است ماهیتا غربی که در تاریخ مغرب زمین و در مورد برخی از شاخهها و مذاهب دین مسیح رخ داده است و پدیدهای را که یک بار در مورد مسیحیت کلیسایی غرب رخ داده است، منطقا نمیتوان به همه ادیان و همه موارد تسری و تعمیم داد -اینجا نیز استقراء ناقص حجیت ندارد و «مشکله تعمیم» همچنان پابرجاست-». (همتی، همایون، ناکامی در تبیین معنا و مبنای سکولاریزم فصلنامه کتاب نقد، ش1)
تحقیقات بینام و نشان و محدود به یک شهر چگونه میتواند برآیندی از جامعه ایران را به نمایش بگذارند؟ برای رد این آمار تنها كافی است چند صفحه همان شماره مهرنامه را تورق كرده و نوشتاری دیگر را مطالعه كرد كه اساسا كلامی ناقض این نویسنده بیان میكند: «دین در عرصه عمومی در جامعه ایران همانند بسیاری از جوامع به خصوص جوامع خاورمیانه حضور پرقدرت و پرنفوذی داشته است از این قدرت و نفوذ بر خلاف تصور نظریههای كلاسیك سكولار شدن (عرفی شدن) در سده و دهههای اخیر كم نشده است. در همه جنبشهای اجتماعی و سیاسی تاریخ معاصر ایران از دورترین تا نزدیكترین آنها نهاد دین، نمادها، شخصیتها و متفكران و گفتمان دینی حضور موثری داشتهاند. فكر میكنم در خصوص صدق این گزاره نوعی اجماع وجود دارد و نیازی به ارائه شواهد نباشد». (گودرزی، محسن، سبک زندگی و مناسک دینی، ص 246) همین مطلب برای تشكیك در این آمار و ارقام مدعای آقای فراستخواه كافی است. اما با این حال شواهدی هم بر خلاف آن وجود دارد.

به نظر میرسد تحقیقات و پژوهشهای آقای فراستخواه جامع و دقیق نیست و در آن از موارد مهم و قابل توجهی غفلت شده است. حضور فعال جوانان در مراسم اعتکاف در مساجد دانشگاهها و سایر مساجد که سال به سال به تعداد آنها افزوده میشود، حضور خالصانه حجم وسیعی از دانشجویان در اردوهای جهادی در مناطق محروم با رنگ و لعاب دینی، حضور میلیونی جوانان و مخصوصا دانشجویان در اردوی راهیان نور و بازدید از مناطق جنگی از جمله مواردی است که در این گونه پایان نامهها با غفلت یا تغافل مواجه شدهاند! دیدار از مناطق جنگی جنوب که هم پایبندی به نظام سیاسی و هم دینی و ملی را با هم دارد و در کنار آن هیچ گونه جذبه تفریحی و گردشی وجود ندارد نشان از پای بندی جوانان این مرز و بوم به اسلام و انقلاب نیست؟
گریلی تأکیدمیکند که دینداری همچنان مقاومت کرده و در حال رشد است. او معتقد است که بر حسب تحقیقات انجام شده کاهش در یکی از ابعاد دینداری، بعضاً با افزایش در بعد دیگری همراه است.از این رو،نمیتوان زوال یا کاهش را در کل دینداری استنباط کرد. وی معتقد است عرفی شدن،تصور بزرگنمایی شده از پدیده ای است که عمدتاً در میان نخبگان دینی، یعنی روحانیون ومتالهین رخ می دهد و ناروا به مردمی تعمیم داده میشود که آخرت گرایی و احساس مقدس در آنها همچنان قوی وپایدار است وبه سادگی محو نمی شود
حضور میلیونی مردم در انتخاباتها که در ایران توامان تکلیف و حق است و نیز راهپیماییهای سیاسی رسمی و حتی تجمعاتی از قبیل 23 تیر 78 و نه دی 88 به نظر در هیچ کدام از تحقیقات این گونه جامعهشناسان نمودی ندارند!
گویا باید با گریلی (Greeley) همراه شد که پس از بررسیهای لازم به این نتیجه میرسد که عرفی شدن، تصور بزرگنمایی شده از پدیدهای است که عمدتاً در میان نخبگان دینی، یعنی روحانیون و متالهین رخ میدهد و به ناروا به مردمی تعمیم داده میشود که آخرتگرایی و احساس مقدس در آنها همچنان قوی و پایدار است و به سادگی قابل محو نیست. اندریو گریلی تأکید میکند که دینداری همچنان مقاومت کرده و در حال رشد است. او معتقد است که بر حسب تحقیقات انجام شده کاهش در یکی از ابعاد دینداری، بعضاً با افزایش در بعد دیگری همراه است. از این رو، نمیتوان زوال یا کاهش را در کل دینداری استنباط کرد. وی معتقد است عرفی شدن، تصور بزرگنمایی شده از پدیده ای است که عمدتاً در میان نخبگان دینی، یعنی روحانیون و متالهین رخ می دهد و به ناروا به مردمی تعمیم داده میشود که آخرت گرایی و احساس مقدس در آنها همچنان قوی و پایدار است و به سادگی محو نمی شود. (شجاعیزند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلامی، انتشارات باز، 1381، ص 146-147)
مهدی عامری
بخش اعتقادات شیعه تبیان
به رنگ سبز
سبز باشیم