0

اعتقادات شیعه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:اعتقادات شیعه
یک شنبه 5 شهریور 1391  4:54 PM

 

حقيقت ايمان چيست؟


در مقاله پيشين، به برخي از نظريه ها درباره ماهيت ايمان اشاره کرديم. در اين مقاله بعد از يک مقدمه کوتاه درباره اوصاف ايمان، به يکي از نظريه ها درباره ماهيت ايمان اشاره مي کنيم. همانطور که پيش از اين اشاره شد، مفهوم ايمان يکي از مفاهيم بنيادين همه اديان است. يکي از اوصاف اين مفهوم ويژگي تشکيکي و سلسله مراتبي آن است.


ايمان

مي توان گفت ايمان در افراد مومن به درجات گوناگوني بروز و ظهور مي يابد. روايات زيادي هم در اين زمينه وجود دارد. عبدالعزيز قراطيسي مي‏گويد: امام صادق عليه‏السلام به من فرمود: «اي عبدالعزيز، به راستي ايمان ده درجه است، چون نردبان پله به پله از آن بالا روند ...» (کليني، اصول کافي، ج 4 ، ص 146 ، حديث 2)

از ديگر ويژگي هاي ايمان اختياري بودن آن است. ايمان به ساحت دروني انسان باز مي‏گردد که از هر کس جز او مستور است و از اين‏رو از هيچ عامل خارجي زور و اکراه را بر نمي‏تابد. بنابراين مي توان گفت ايمان حقيقتي است که به طور اختياري از انسان سر مي‏زند و به هيچ روي اکراه و اجبار نمي‏پذيرد. از اين‏رو مسئوليت آن به عهده خود شخص مومن است. از ديگر ويژگي هاي ايمان «آزمون پذيري» آن است. اديان با دعوت از متدينين به ايمان هميشه متذکر اين نکته نيز بوده اند که ايمان مورد آزمايش و ابتلا قرار مي‏گيرد. اميرالمؤمنين عليه‏السلام از اين ويژگي چنين ياد مي‏کنند:

«چون خداوند سبحان کلام خود را فرستاد: آيا مردم گمان کرده‏اند که به گفتن اين‏ که ما ايمان آورديم واگذاشته مي‏شوند و آنان آزموده نمي‏گردند؟ دانستم مادامي که رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در بين ما باشد آن فتنه بر ما فرود نمي‏آيد. پس گفتم: اي رسول خدا چيست اين فتنه‏اي که خدا تو را به آن خبر داده؟ فرمود: اي علي، به زودي بعد از من امّتم در فتنه و تباهکاري افتند.» (نهج‏البلاغه، خطبه 156)

در مقاله پيشين بطور اجمالي به يکي از نظريه ها درباره ايمان اشاره کرديم. گفتيم در کلام جديد دو نظريه مشهور درباره ماهيت ايمان مطرح است. يکي بر عنصر عاطفي ايمان و ديگر بر ويژگي عقلاني ايمان تاکيد دارد. نظريه نخست به ايمان گروي(Fideism) مشهور شده است. طرفداران آن بيشتر از ميان متکلمين مسيحي هستند. اين نظريه به دلايل مختلفي، ميان متکلمين و فلاسفه اسلامي طرفداران زيادي پيدا نکرده است. در اين مقاله بطور اجمالي اين نظريه را بيان مي کنيم و نظريه مشهور متکلمين اسلامي را به مقاله بعدي موکول مي کنيم.

امام صادق عليه‏السلام به من فرمود: «اي عبدالعزيز، به راستي ايمان ده درجه است، چون نردبان پله به پله از آن بالا روند ...»

همانطور که گفتيم، ايمان‏گرايي به نسبت‏ خاصي ميان عقل و ايمان اعتقاد دارد. لودويک ويتگنشتاين (فيلسوف اطريشي) و کي‏يرکگور (فيلسوف دانمارکي) را مي توان از سردمداران آن به شمار آورد. فرض بنيادين ايمان گروان اين است که براي برخورداري از يک زندگي مومنانه نيازي به دلايل عقلاني نيست. به عبارت ديگر نيازي نيست که آموزه هاي ديني از پشتوانه عقلي برخوردار باشند. البته اين نظريه در برخي از قرائت هاي راديکال تر مي گويد نه تنها ايمان نيازي به دلايل عقلي ندارد بلکه توجيه گزاره هاي ديني و به تبع آن، ايمان، امري غيرممکن است. براي مثال، سورون کي‏يرکگور معتقد بود که ايمان نه فقط برتر از تعقل است، بلکه در تضاد با آن نيز هست. از ديدگاه او، ايمان از عالي‏ترين فضايل انساني است که انساني را به بالاترين مقام انسانيت مي رساند ولي در عين حال، ماهيت‏ باورهاي ديني با معيارهاي عقلي سازگاري ندارند. از نظر او، ايمان و تديّن مستلزم خطر کردن است و «خطر کردن» (risk) جوهره‏ي ايمان محسوب مي‏شود. بدون خطر کردن، ايماني در کار نيست و شوري حاصل نمي‏شود؛ زيرا شورمندي و خطر کردن تنها معلول نوميدي است و هر قدر که‏ احتمال واقعي ميان عمل و هدفي بيشتر برقرار باشد، ميزان‏ خطرپذيري و شورمندي کاستي مي‏پذيرد.

ايمان و معنويت

کي کگور معتقد است که‏ در جريان تحقيق عقلاني شخص محقق به پاسخ نهايي نزديک‏تر مي‏شود ولي‏ هرگز به‏طور کامل به آن دست نمي‏يابد. بنابراين اگر فرضا ما موفق‏ شويم و بتوانيم وجود خدا و عشق او به خودمان را به نحو عقلاني‏ اثبات کنيم، اين تحقيق به جاي اين‏که هدف دستيابي انسان به‏ شناخت خدا را آسان کند، ايمان داشتن به خدا را غير ممکن خواهد کرد؛ زيرا پس از چنين اثباتي، آنچه در معرض خطر قرار گيرد و به‏ نسيان سپرده مي‏شود، وجود ما به عنوان يک انسان است.

ويتگنشتاين، برخلاف کي کگور به ايمان‏گرايي معتدل‏(Moderate Fideism) اعتقاد داشت. آنها هر چند ايمان را محتاج استدلال و عقل نمي دانستند ولي توجيه گزاره هاي ديني از طريق عقل را نيز غيرممکن نمي دانستند. از ديدگاه اين عده، ايمان هرگز به محال تعلق‏ نمي‏گيرد. ايمان از نوع اعتماد است، ولي اين مستلزم اين نيست که باور ديني قابل‏ استدلال نيست. ويتگنشتاين درباره‏ي باورهاي ديني هيچ ارزشي براي‏ براهين عقلي و به‏طور کلي نظام‏هاي کلامي قائل نيست او در مورد مسيحيت (به ‏ويژه) بر اين باور است که: مسيحيت اساسا يک نظريه نيست؛ بلکه درصدد است که حيات فرد و شيوه‏ي‏ زندگي او را تغيير دهد و کمک به ديگران را سرلوحه‏ي حيات‏ بنماياند. به اين ترتيب، مي توان گفت ايمان در تصور ايمان‏گرايان، اصولا شبيه حالت روحي«اعتماد» (trust) است. ايمان، اعتماد قوي به خداوند است. آنچه مانع اصلي ايمان‏ است، ناداني يا ناتواني عقلي انسان نيست؛ بلکه آلودگي‏ روحي و گناه است که اعتماد او به خداوند را سلب مي کند.

بنايراين، راه ايمان از مسير بحث و فحص عقلي نمي گذرد. با وجود برخي از نقاط مثبت ايمان گرايي، ولي نقدهاي زيادي نيز به اين نظريه وارد شده است. ما در اين مقاله به ارائه گزارشي کوتاه از آن اکتفا کرديم و برخي از نقدهاي اين نظريه را در مقاله بعدي (نظريه عقل گرايي) بيان خواهيم کرد.

عليزاده

بخش اعتقادات تبيان


منابع:

1. محمدبن يعقوب کليني، اصول الکافي، انتشارات اسوه، 1386.

2. ايزوتسو، توشي هيکو، مفهوم ايمان در کلام اسلامي، ترجمه: زهرا پورسينا، تهران، سروش، چاپ اول، 1378.

3. جوادي، محسن، ايمان گرايي ويتگنشتايني، قبسات، زمستان 1381 - شماره 26.

4. مطهري، مرتضي، مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي « انسان و ايمان»، تهران: انتشارات صدرا، بي تا.

5. علي رباني گلپايگاني، درآمدي بر کلام جديد، انتشارات هاجر، 1387.

6. هادي صادقي، درآمدي بر کلام جديد، انتشارات کتاب طه، 1383.

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها