پاسخ به:اعتقادات شیعه
یک شنبه 5 شهریور 1391 4:54 PM
حقيقت ايمان چيست؟
در مقاله پيشين، به برخي از نظريه ها درباره ماهيت ايمان اشاره کرديم. در اين مقاله بعد از يک مقدمه کوتاه درباره اوصاف ايمان، به يکي از نظريه ها درباره ماهيت ايمان اشاره مي کنيم. همانطور که پيش از اين اشاره شد، مفهوم ايمان يکي از مفاهيم بنيادين همه اديان است. يکي از اوصاف اين مفهوم ويژگي تشکيکي و سلسله مراتبي آن است.

مي توان گفت ايمان در افراد مومن به درجات گوناگوني بروز و ظهور مي يابد. روايات زيادي هم در اين زمينه وجود دارد. عبدالعزيز قراطيسي ميگويد: امام صادق عليهالسلام به من فرمود: «اي عبدالعزيز، به راستي ايمان ده درجه است، چون نردبان پله به پله از آن بالا روند ...» (کليني، اصول کافي، ج 4 ، ص 146 ، حديث 2)
از ديگر ويژگي هاي ايمان اختياري بودن آن است. ايمان به ساحت دروني انسان باز ميگردد که از هر کس جز او مستور است و از اينرو از هيچ عامل خارجي زور و اکراه را بر نميتابد. بنابراين مي توان گفت ايمان حقيقتي است که به طور اختياري از انسان سر ميزند و به هيچ روي اکراه و اجبار نميپذيرد. از اينرو مسئوليت آن به عهده خود شخص مومن است. از ديگر ويژگي هاي ايمان «آزمون پذيري» آن است. اديان با دعوت از متدينين به ايمان هميشه متذکر اين نکته نيز بوده اند که ايمان مورد آزمايش و ابتلا قرار ميگيرد. اميرالمؤمنين عليهالسلام از اين ويژگي چنين ياد ميکنند:
«چون خداوند سبحان کلام خود را فرستاد: آيا مردم گمان کردهاند که به گفتن اين که ما ايمان آورديم واگذاشته ميشوند و آنان آزموده نميگردند؟ دانستم مادامي که رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم در بين ما باشد آن فتنه بر ما فرود نميآيد. پس گفتم: اي رسول خدا چيست اين فتنهاي که خدا تو را به آن خبر داده؟ فرمود: اي علي، به زودي بعد از من امّتم در فتنه و تباهکاري افتند.» (نهجالبلاغه، خطبه 156)
در مقاله پيشين بطور اجمالي به يکي از نظريه ها درباره ايمان اشاره کرديم. گفتيم در کلام جديد دو نظريه مشهور درباره ماهيت ايمان مطرح است. يکي بر عنصر عاطفي ايمان و ديگر بر ويژگي عقلاني ايمان تاکيد دارد. نظريه نخست به ايمان گروي(Fideism) مشهور شده است. طرفداران آن بيشتر از ميان متکلمين مسيحي هستند. اين نظريه به دلايل مختلفي، ميان متکلمين و فلاسفه اسلامي طرفداران زيادي پيدا نکرده است. در اين مقاله بطور اجمالي اين نظريه را بيان مي کنيم و نظريه مشهور متکلمين اسلامي را به مقاله بعدي موکول مي کنيم.
امام صادق عليهالسلام به من فرمود: «اي عبدالعزيز، به راستي ايمان ده درجه است، چون نردبان پله به پله از آن بالا روند ...»
همانطور که گفتيم، ايمانگرايي به نسبت خاصي ميان عقل و ايمان اعتقاد دارد. لودويک ويتگنشتاين (فيلسوف اطريشي) و کييرکگور (فيلسوف دانمارکي) را مي توان از سردمداران آن به شمار آورد. فرض بنيادين ايمان گروان اين است که براي برخورداري از يک زندگي مومنانه نيازي به دلايل عقلاني نيست. به عبارت ديگر نيازي نيست که آموزه هاي ديني از پشتوانه عقلي برخوردار باشند. البته اين نظريه در برخي از قرائت هاي راديکال تر مي گويد نه تنها ايمان نيازي به دلايل عقلي ندارد بلکه توجيه گزاره هاي ديني و به تبع آن، ايمان، امري غيرممکن است. براي مثال، سورون کييرکگور معتقد بود که ايمان نه فقط برتر از تعقل است، بلکه در تضاد با آن نيز هست. از ديدگاه او، ايمان از عاليترين فضايل انساني است که انساني را به بالاترين مقام انسانيت مي رساند ولي در عين حال، ماهيت باورهاي ديني با معيارهاي عقلي سازگاري ندارند. از نظر او، ايمان و تديّن مستلزم خطر کردن است و «خطر کردن» (risk) جوهرهي ايمان محسوب ميشود. بدون خطر کردن، ايماني در کار نيست و شوري حاصل نميشود؛ زيرا شورمندي و خطر کردن تنها معلول نوميدي است و هر قدر که احتمال واقعي ميان عمل و هدفي بيشتر برقرار باشد، ميزان خطرپذيري و شورمندي کاستي ميپذيرد.

کي کگور معتقد است که در جريان تحقيق عقلاني شخص محقق به پاسخ نهايي نزديکتر ميشود ولي هرگز بهطور کامل به آن دست نمييابد. بنابراين اگر فرضا ما موفق شويم و بتوانيم وجود خدا و عشق او به خودمان را به نحو عقلاني اثبات کنيم، اين تحقيق به جاي اينکه هدف دستيابي انسان به شناخت خدا را آسان کند، ايمان داشتن به خدا را غير ممکن خواهد کرد؛ زيرا پس از چنين اثباتي، آنچه در معرض خطر قرار گيرد و به نسيان سپرده ميشود، وجود ما به عنوان يک انسان است.
ويتگنشتاين، برخلاف کي کگور به ايمانگرايي معتدل(Moderate Fideism) اعتقاد داشت. آنها هر چند ايمان را محتاج استدلال و عقل نمي دانستند ولي توجيه گزاره هاي ديني از طريق عقل را نيز غيرممکن نمي دانستند. از ديدگاه اين عده، ايمان هرگز به محال تعلق نميگيرد. ايمان از نوع اعتماد است، ولي اين مستلزم اين نيست که باور ديني قابل استدلال نيست. ويتگنشتاين دربارهي باورهاي ديني هيچ ارزشي براي براهين عقلي و بهطور کلي نظامهاي کلامي قائل نيست او در مورد مسيحيت (به ويژه) بر اين باور است که: مسيحيت اساسا يک نظريه نيست؛ بلکه درصدد است که حيات فرد و شيوهي زندگي او را تغيير دهد و کمک به ديگران را سرلوحهي حيات بنماياند. به اين ترتيب، مي توان گفت ايمان در تصور ايمانگرايان، اصولا شبيه حالت روحي«اعتماد» (trust) است. ايمان، اعتماد قوي به خداوند است. آنچه مانع اصلي ايمان است، ناداني يا ناتواني عقلي انسان نيست؛ بلکه آلودگي روحي و گناه است که اعتماد او به خداوند را سلب مي کند.
بنايراين، راه ايمان از مسير بحث و فحص عقلي نمي گذرد. با وجود برخي از نقاط مثبت ايمان گرايي، ولي نقدهاي زيادي نيز به اين نظريه وارد شده است. ما در اين مقاله به ارائه گزارشي کوتاه از آن اکتفا کرديم و برخي از نقدهاي اين نظريه را در مقاله بعدي (نظريه عقل گرايي) بيان خواهيم کرد.
عليزاده
بخش اعتقادات تبيان
منابع:
1. محمدبن يعقوب کليني، اصول الکافي، انتشارات اسوه، 1386.
2. ايزوتسو، توشي هيکو، مفهوم ايمان در کلام اسلامي، ترجمه: زهرا پورسينا، تهران، سروش، چاپ اول، 1378.
3. جوادي، محسن، ايمان گرايي ويتگنشتايني، قبسات، زمستان 1381 - شماره 26.
4. مطهري، مرتضي، مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي « انسان و ايمان»، تهران: انتشارات صدرا، بي تا.
5. علي رباني گلپايگاني، درآمدي بر کلام جديد، انتشارات هاجر، 1387.
6. هادي صادقي، درآمدي بر کلام جديد، انتشارات کتاب طه، 1383.
به رنگ سبز
سبز باشیم