پاسخ به:اس ام اس مذهبی
یک شنبه 5 شهریور 1391 2:53 AM
کوچه های غربت و غم قحطی یک مرد بود
خانه مان در غارت بی غیرتی نامرد بود
دست مادر را گرفتم تا سوی مسجد رویم
ناگهان آتش گرفتم دست مادر سرد بود
شهادت اولین مدافع ولایت تسلیت باد
سردار بدر و خیبر، دیگر ز پا فتاده
دستی به دوش سلمان، دستی به سر نهاده
مهدی بیا کمک کن، جد مطهرت را
بیرون ببر زخانه، تابوت مادرت را
دانی که چرا صورت زهرا شده نیلی؟
می خواست رخش پیش عدو زرد نباشد
ای کاش یکی بود در آن کوچه و می گفت
آن کس که به زن حمله کند، مرد نباشد
ای حضرت مونث در جمع مردها
ای نازک شکستنی اینجا کجا شما؟
بعد از تو اي آشناي غم بي ترانه ام
رفتي و دلشکسته ترين در زمانه ام
چشمم سياه گشته به راه اجل مگر
گم کرده بعد رفتن تو راه خانه ام