عذاب وجدان كشنده بود
جمعه 3 شهریور 1391 8:56 PM

اين جوان كه 19 سال داشت هيچ مدركي كه ثابت كند دوستش قصد داشته اين كار را بكند نداشت. اما مدارك عليه خودش زياد بود و حتي به عنوان قاتل، به كلانتري رفته و خودش موضوع را تعريف كرده بود.
اين جوان در دادگاه خيلي گريه ميكرد و ناراحت بود. قبل از برگزاري دادگاه پدرو مادرش و متهم به دست و پاي اوليايدم افتادند و درخواست بخشش كردند. اما آنها قبول نكردند. دادگاه تشكيل شد و بعد از اينكه كيفرخواست خوانده شد اوليايدم درخواست صدور حكم قصاص كردند.
متهم آمد تا در مورد آنچه اتفاق افتاده است، توضيح دهد. او گفت اتهام را قبول دارد اما قصد كشتن مقتول را نداشته و ميخواسته از خودش دفاع كند.
ميگفت دوستم مست بود و از من خواست براي قدم زدن بيرون برويم. هر دوي ما مشروب خورده بوديم. اما دوستم خيلي مست بود و نميتوانست خودش را كنترل كند. او به سمت من آمد و ميخواست من را مورد آزار قرار دهد. سعي كردم جلويش را بگيرم، اما نميتوانستم مانعش شوم به همين علت هم از جيبم چاقو بيرون آوردم و او را زدم. قصدم اين نبود كه بكشمش.
پسر جوان خيلي ناراحت بود و تمام مدت گريه ميكرد.ميگفت هر شب خواب ميبيند دوستش به سراغش آمده و او را در خواب ميكشد و اين موضوع خيلي عذابش ميدهد.
مدتي بعد از زندان خبر رسيد اين جوان خودش را كشته است. او در وقت حمام خودش را حلقآويز كرده بود و پس از مرگ متهم هم طبق قانون پرونده مختومه ميشود.
وقتي به اوليايدم اعلام شد پرونده به دليل خودكشي متهم مختومه شده است آنها خيلي ناراحت شدند و گفتند متهم مثل فرزند آنها بود و واقعا قصد قصاص نداشتند و فقط ميخواستند او را تنبيه كنند.
البته فكر نميكنم متهم حتي اگر رضايت ميگرفت هم ميتوانست به زندگي ادامه دهد چون عذاب وجدان رهايش نميكرد.
صفرخاكي ـ قاضي دادگستري