پاسخ به:شیعه و ایران
چهارشنبه 1 شهریور 1391 3:45 PM
دولت آل بویه
در آستانه قرن چهارم دولت عباسی به دلایل چندی رو به ضعف گذاشت و در همین زمان پسران بویه ماهیگیر در مناطق مختلف ایران حاكمیت پیدا كردند آنان پس از استقرار در شهرهای ری، اصفهان و شیراز به سوی بغداد، مركز حكومت عباسی حركت كردند و خلافت و شخص خلیفه را در اختیار گرفتند. علامه مجلسی در بحارالانوار حدیثی از امام علی ـ علیه السلام ـ نقل میكند كه براساس آن، حضرت خبرِ به حكومت رسیدن آل دیالمه را داده است. حضرت میفرماید: «یخرج من دیلمان بنو الصیاد ... ثم استوی امرُهُم حتی یملكوا الزوراء و یخلموا الخلفاء»[5] از دیلم پسران ماهیگیر، خروج و ظهور میكنند سپس حكومت آنها برقرار میگردد و تا سرزمین زوراء (بغداد) در تسخیر آنها در میآید و خلفای عباسی بر كنار میشوند.
شخصی پرسید: آنها چهقدر حكومت میكنند؟ امام فرمود: صد و اندی سال.
آلبویه با تصرف بغداد بر تمام مسلمانان شیعه و سنی حكومت میكردند، بنابراین جهت تحكیم قدرت سیاسی و دینی خود تأیید خلیفه را لازم میدانستند.
در گرایش آلبویه به مذهب تشیع شكی نیست، آنچه محل تردید است نوع تشیع آنان است كه آیا تشیع آنان اعتقادی (اثنی عشری) بود یا به فرقههای دیگر شیعی تعلق داشتند یا دارای تشیع سیاسی و مبارز بودند. و آموزههای مذهبی خویش را چه مقدار در سیاست و حكومتداری دخالت میدادند.
باید به اجمال گفت آنان با دستگاه خلافت سنی مدارا میكردند و از همین رویكرد نیز سودی به حال آلبویه میرسید، زیرا كلیه مسلمانان سلطنت آلبویه را بر مسلمین میپذیرفتند. ولی از لحاظ مذهب و گرایشهای اعتقادی نشانهها و قرائن بسیار گویای آن است كه آنان به مذهب شیعه اثنی عشری تعلق داشتند. قرائنی مثل:
الف. معزالدوله، از رهبران آلبویه، مسائل فقهی و حكومتی خود را از ابن جنید اسكافی، از علمای طراز اول شیعه امامیه، دریافت و كشور را براساس دیدگاههای فقهی و حكومتی او اداره میكرد.[6]
ب. صاحب بن عباد، از علمای شیعه امامی، وزیر مؤیدالدوله دیلمی بود و با اختیارات وسیع به امور مسلمانان به خصوص شیعیان رسیدگی میكرد.[7]
ج. ركنالدوله دیلمی، از حاكمان آل بویه باشیخ صدوق مناسبات گرمی داشت.[8]
د. برگزاری مراسم عید غدیر و عاشورای حسینی كه مختص شیعیان اثنی عشری است، در زمان حكومت آل بویه گویای شیعه بودن آنان است. در برخی منابع آمده است كه معزالدوله در سال 352 ه. ق در بغداد مقر خلافت عباسی مراسم عاشورا برگزار كرد و مورد استقبال شیعان قرار گرفت.[9]
ابن كثیر در كتاب خود درباره علل ناتوانی اهل سنت و خلفا در جلوگیری از این مراسم مینویسد: «لكثره التشیع و ظهورهم و كون السلطان معهم»[10] زیرا تشیع گسترش یافته و آشكار شده بود و سلطان هم با آنان بود.
قرن چهارم ه. ق دوره گسترش تشیع در جهان اسلام است. این گسترش معلول عوامل گوناگون است كه تشكیل چهار دولت شیعی با فرقههای مختلف فاطمیان در مصر، آل بویه در ایران و عراق، دولت حمدانیها در شامات و دولت زیدیها در یمن از جمله آنها است. به اعتراف برخی مورخان، در زمان حكومت آلبویه در ایران و عراق شعارهای شیعی آشكارا رواج یافت و میتوان گفت كه در ایران مرحله بسیار مهمی برای مذهب تشیع به وجود آمد كه تا آن زمان سابقه نداشت. ابن اثیر مینویسد:
در سال 351 ه. ق به دستور معزالدوله بر در مساجد تحت حاكمیت آل بویه نوشتند: «خداوند لعنت كند معاویه پسر ابیسفیان را و لعنت كند كسی را كه فدك را از فاطمه غصب كرد و كسی را كه مانع از دفن حسن در كنار قبر جدش شد و كسی كه ابوذر غفاری را تبعید كرد و ... »[11]
با تشكیل دولت آلبویه و تسلط آنان بر خلیفه و مقر خلافت، امنیت نسبی برای شیعیان در سرزمینهای تحت حاكمیت آلبویه به وجود آمد و آنان با استفاده از این فرصت در صدد ترویج شیعه برآمدند؛ به گونهای كه طی حكومت 126 ساله عقاید شیعی به شیوههای مختلف رواج پیدا كرد و علمای بزرگ شیعه مانند ثقه الاسلام كلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، با استفاده از تمام امكانات به وجود آمده با قلم و بیان به نشر مذهب تشیع پرداختند.