بسكتبال ايران چرا به اينجا رسيد؟
سه شنبه 24 مرداد 1391 5:17 PM

بازيهاي غرب آسيا جنبه انتخابي براي رقابتهاي كاپ آسيا يا استانكوويچ كاپ را داشت و لبنان و ايران به عنوان دو تيم از اين منطقه روانه بازيهاي توكيو شدند كه شهريور برگزار ميشود.
نتايج تيم ملي بسكتبال در بازيهاي جام ملتهاي آسيا در سال 2011 كه منجر به ناكامي تيم ملي شد و بخت حضور در المپيك را از بسكتبال گرفت به همراه از دست دادن قهرماني غرب آسيا بعد از چهار دوره، محور بحثهايي در جامعه بسكتبال شده است. اينكه تيم ملي بسكتبال چرا ديگر نميتواند مانند سالهاي 2007 و 2009 بر بلنداي بسكتبال آسيا تكيه بزند و اصلا در شرايط فعلي در كجاي آسيا ايستاده و به دنبال چيست و آيا فرصتها براي بسكتبال ايران بايد از دست بروند، سوالاتي است كه جامجم با دستاندركاران و كارشناسان بسكتبال ايران در ميان گذاشته است.
نه سوريه حريف ايران ميشود و نه اردن و لبنان
بسكتبال ايران تصور ميكند فتح دوباره قله بسكتبال آسيا را بايد در بيرون از خود جستجو كند در حالي كه بسكتبال ايران همه آنچه نياز براي قهرماني است در درون خود دارد. قهرمانيهاي پي در پي نوجوانان و جوانان ايران در غرب آسيا و دو بار قهرماني در بسكتبال جوانان آسيا از ظرفيتهاي بالقوه بسكتبال ايران در گروههاي سني خبر ميدهد.
توانمنديهاي بسكتبال با قهرمانيهاي بزرگسالان و موفقيتهاي تيمهاي باشگاهي و ملي تبلور بيشتري پيدا ميكند و پيام همه اين پيروزيها و شيرين كاميهاي ورزش از تيمهاي بسكتبال، اين است كه بسكتبال ايران قدرت و تبحر و مهارت بازيكنان خود را در همه گروههاي سني نهادينه كرده است. بازيهاي غرب آسيا در اردن هرچند با نايب قهرماني براي بسكتبال ايران و از دست دادن يك قهرماني ديگر براي تيم ملي بسكتبال تمام شد اما اين نكته را ثابت كرد كه رقبا با هر تيمي كه از ايران به بازيها فرستاده ميشود، مشكل دارند و آسوده نيستند.
اين شخصيت تيمي از همان نهادينه شدن بسكتبال سرچشمه گرفته است بنابراين بايد سعي كرد در زمانهاي شكست و از دست رفتن فرصتها، نگاهي از درون به وضعيت بسكتبال داشت. سوريه، لبنان و اردن دست به جوانگرايي زدهاند اما چون بسكتبال هر كدام از اين كشورها در طول دورههاي قبلي به وجود ستارهها وابسته بوده است با افول اين ستارگان دوران افت خود را تا چند صباح ديگر آغاز ميكنند.
حضور بازيكناني با مليتهاي ديگر در اين تيمها توجه غيرمنطقي به جريان ستارهسازي است كه جز در زمانهايي محدود، جوابگوي نياز بسكتبال اين كشورها براي موفقيتهاي پردامنه و وسيع نبوده است.نسل ستارههاي بسكتبال سوريه، لبنان و اردن در حال تمام شدن است اما بسكتبال ايران در نهاد خود ستارههاي تازهاي در راه دارد.
11 سال پيش به بازيكنان جواني مانند محمدصمد نيكخواهبهرامي، مهدي كامراني، حامد آفاق و جواناني ديگر در بسكتبال ايران بها داده شد تا آنها چند سال بعد بتوانند ستارههاي بسكتبال ايران باشند. امروز اما بسكتبال بايد اين نكته را در درون خود جستجو كند كه آيا به جوانان بسكتبال امروز هم اندازه جوانان 11 سال پيش بها داده ميشود تا آنها هم اعتماد به نفس پيدا كنند و در راه ستارهشدن قدم بزنند؟ محمد جمشيدي جوان 20 سالهاي است كه قابليت ستاره شدن را بعد از ارسلان كاظمي براي تيم ملي بسكتبال دارد.
محمد حسنزاده را بايد در مسيري قرار داد تا بر ضعفهاي بدني و فني خود غلبه كند و آن وقت مانند يك ستاره در تيم ملي بدرخشد. اين دو جوان و خيلي از جوانان ديگر با بازيكنان باتجربهاي كه حداقل تا 5 سال ديگر ميتوانند براي تيم ملي بسكتبال بازي كنند و در اوج باشند، قدرت بسكتبال ايران را در دورههاي بعدي به رخ ميكشند. بنابراين بايد سازماندهي و ساختارسازي در بسكتبال را آغاز كرد و براي فتح قلههاي قابل دسترس، نگاهي از درون به جريانها و اتفاقات بسكتبال داشت.
نقد؛ خاك كردن حريف نيست
معمولا وقتي تيم ملي بسكتبال ميبرد يا ميبازد حرفهاي متفاوت شنيده ميشود. در اين كه تيم ملي براي همه است حرفي نميتوان زد و اين نكته كه هر كس ميتواند درباره تيم ملي نظرش را اعلام كند هم پسنديده است اما متهم كردن يكديگر به جانبداري از دسته و گروه خاص، جريان نقد بازيهاي تيم ملي بسكتبال را به بيراهه ميبرد. سند مالكيت تيم ملي بسكتبال به نام دو سه نفر زده نشده كه فقط آنها حرف بزنند و هر كس نظري خلاف آنها گفت منكوب شود. براي بسكتبال ايران عنوان پنجمي آسيا بعد از دو دوره قهرماني و نايبقهرماني در غرب آسيا بعد از چهار قهرماني در اين منطقه، نشانههاي خوبي نيست. اين عناوين در شرايطي به دست ميآيد كه توانايي و مهارت بازيكنان ايراني فراتر از رقباي آسيايي است و همه در نگاه اول راي به برتري تيم ملي ميدهند اما در كوران يك دوره از بازيها همين تيم با مهارتهاي فردي و جمعي خود در دام رقبا گرفتار ميشود.
شايد نقد نكردن بازيهاي تيم ملي يكي از عواملي است كه باعث ميشود اين تيم مشكلات خود را نشناسد و در هر دوره ايرادهايش را تكرار كند. بايد براي تيم ملي فضاي نقد منصفانه ايجاد كرد. مشكلات را گفت. در جايي از قول يكي از مربيان نزديك به فدراسيون خواندم تيم ملي لبنان 80 درصدش بازيكنان آمريكايي(!) بودند.
اين دفاع از تيم ملي بسكتبال از صد حمله منتقدان به بسكتبال بدتر است. اين گونه اظهارنظرها فضا را ملتهبتر و پرحاشيهتر ميكند و فرصت نقد واقعي را ميگيرد تا جايي كه اين باور را در بين مسئولان ايجاد ميكند كه همه فقط بايد براي تيم ملي بهبه و چهچه بنويسند. در برخي از گفتوگوها هدف اصلي گفتوگو شونده خاك كردن حريف است و با الفاظ و كلمات نشات گرفته از عصبيت، جريان منتقد چنان مورد عتاب و خطاب قرار ميگيرد كه انگار منتقدان به جاي رقباي ايران با تيم ملي بازي كردهاند و نظرهاي شخصي آنان است كه نقد ميشود نه بازيهاي تيم ملي.
نقد بازيهاي ملي به دور از حب و بغض يا اظهارنظرهاي فرمايشي بايد جهتدهي و آگاهيبخشي داشته و تعادل را در همه ابعاد بازيهاي ملي حفظ كند. نقد، چشم بسكتبال است و هر چه اين چشمها بيناتر و جستجوگر باشند نشانههاي كمي و كاستي از تيم ملي دور ميشود.
كدام انتقام؟
بعد از بازي ايران ـ اردن در بازيهاي غرب آسيا بسياري از اين بابت كه ايران توانسته تيم ملي بسكتبال اردن را با دو امتياز شكست بدهد خوشحالي كردند. ايران با اردن در سه ـ چهار سال گذشته بازيهاي نزديكي برگزار كردهاند. در جام ويليام جونز در سال 2011 ايران با دو امتياز اردن را برد اما در همان سال و در جام ملتهاي آسيا كه جنبه انتخابي المپيك لندن را هم داشت اردن با چهار امتياز اختلاف از سد تيم ملي بسكتبال گذشت.
اين پيروزي تيم اردن كجا و برتري ايران در امان مقابل اردن كجا. تيم ملي بسكتبال در بهترين شرايط خود در بازيهاي جام ملتها به اردني باخت كه در گروه خود در دور مقدماتي چهارم شده بود در حالي كه ايران به عنوان تيم اول گروه وارد بازيهاي حذفي شد. تيم ملي فقط نتيجه بازي را نباخت بلكه شانس سومين قهرماني در آسيا را از دست داد همين طور عنواني بهتر از پنجمي را و البته حضور در رقابتهاي بسكتبال المپيك لندن هم به خاطر تنها شكست مسابقات برابر اردن از دست تيم ملي پريد.
اما در امان بعد از شكست اردن همه از انتقام حرف زدند در حالي كه نصف بيشتر قواي اردن به نسبت بازي قبلي تغيير كرده بود و تركيب اصلي تيم براي رقابتهاي دوباره انتخابي المپيك تمرين ميكرد. اردنيها در اين بازيها با تيمهاي مطرح بسكتبال دنيا دست و پنجه نرم ميكنند و ارزش اين بازيها به مراتب بيشتر از استانكوويچ كاپ است كه تيمملي بسكتبال با شكست تيم دوم اردن، مسافر توكيو شد و در آن شرکت خواهد کرد.