پاسخ به:قدر را قدر بدانيم!
شنبه 21 مرداد 1391 9:56 AM
تعيين شب قدر
در اين كه شب قدر، بيش از يك شب در سال نيست و در اين كه آن شب در ماه مبارك رمضان واقع شده است ، نزد ما خلافى نيست ، اما در تعيين يكى از شب هاى ماه رمضان ، به عنوان شب قدر، بين علما و دانشمندان ، اختلاف وجود دارد. و همان طور كه ((صلوة وسطى )) در بين نمازهاى پنج گانه و ((اسم اعظم )) در ميان اسماى الهى و ((ساعت استجابت دعا)) در ساعت هاى روز جمعه و ((ولى خدا)) در بين بندگان و ((رضاى خدا)) در طاعات و ((سخط خود را)) در سيئات گذاشته است (56) و وقت قيام ساعت و هنگام قيام امام زمان (عج ) و وقت مرگ را نيز مشخص نفرموده است - تا اهل معصيت آنها را وسيله نيل به مقاصد خود قرار ندهند - و در مقابل ، مومنان بيشتر مراقب اعمال و رفتار خود باشند و كليه نمازهاى روزانه را با توجه و دقت كامل انجام دهند و كليه اسماى الهى را نيز مواظبت كنند و به همه بندگان احترام نمايند و روز جمعه به دعا بيشتر همت گمارند، زيرا:
چه هر گوشه ، تير نياز افكنى ////اميد است ناگه كه صيدى زنى
و قيام قيامت ، مخفى است تا مردم از وقوع ناگهانى او وحشت داشته باشند و شب قدر، نيز مستتر و مخفى است و دقيقا مشخص نيست ؛ اما بى گمان اين عدم تعيين به نفع بندگان است و در روايت آمده است كه :
قيل لاميرالمؤ منين (عليه السلام ): اخبرنا عن ليلة القدر؟ قال : ما اءخلوا من ان اكون اعلمها و لست اشك ان الله انما يسترها عنكم ، نظرا لكم ، لاءنه لو اعلمكموها عملتم فيها و تركتم غيرها.(57)
به امير مؤ منان على (عليه السلام ) گفتند: ما را از شب قدر آگاه كن . فرمود: خالى از اين نيستم كه آن را بدانم . شك ندارم كه خداوند به خاطر كمك كردن و مهلت دادن به شما آن را از شما مى پوشاند، چون اگر آن را به شما اعلام مى كرد، در همان شب عمل مى كرديد و در غير آن شب ، عبادت را ترك مى كرديد.
بنابراين شايد حكمت اخفا و مجهول ماندن آن اين باشد كه مومنان ، شبهاى بيشترى را قدر بدانند و به آرزوى درك فضيلت آن به كارهاى نيك و عبادت بيشترى پرداخته و از معاصى و زشتيها دورى گزينند و در پرستش خداوند تلاش نمايند.(58)
اى خواجه ، چه گويى ز شب قدر نشانى //// هر شب ، شب قدر است ، اگر قدر بدانى
علت ديگر اين امر را اين گونه گفته اند:
هنگامى كه بنده با اين كه يقين به ليله القدر ندارد و در اطاعت و بندگى ، كوشش و جهدى به سزا انجام داد تا شايد آن شب را درك كند، خداوند متعال در برابر ملائكه به انسان مباهات مى كند و مى گويد:
اين همان موجودى است كه آنان را مفسد و خون ريز، معرفى مى كرديد؛ اينكه تلاش و كوشش او را در شبى كه احتمال شب قدر بودن آن مى رود بنگريد و قضاوت كنيد كه اگر يقين به آن شب داشت ، چگونه اطاعت و بندگى مرا مى نمود؛ در اين هنگام روشن شد كه : انى اعلم ما لا تعلمون ...(59)
علت ديگر هم اين كه اگر اين شب خجسته معين بود، برخى بر اثر توفيق احياى آن ، مبتلا به عجب و غرور مى گردند و اگر معين نباشد، بر اثر تمرين و مراقبت بيشتر، ملكات فاضله در نفسشان راسخ تر مى گردد و از بركات و پاداش هاى بيشتر بهره مى گيرند.(60)
استاد على كريمى جهرمى در كتاب حول ليلة القدر وجوهى براى اختفاى اين شب ذكر كرده اند، كه از آن جمله است :
اگر اين شب معلوم بود، حرمت و عظمت در خور شاءن را در نظر مردم نداشت . سيره مردمان بر اين است كه براى هر چه از ديد آنان مخفى است ، احترام بيشترى قائلند، چنان كه احترام گذارى آنان بر قبور ائمه و اعتاب آن بزرگواران كه در مسيرهاى دور و دراز است ، بيشتر از قبورى است كه در شهر و محل سكونت آنهاست و لذاست كه در عزلت ، عزت و كرامت است ، اما در معاشرت پياپى ، ذلت و مهانت .
و در كشكول شيخ بهايى مى خوانيم :
در مشهد رضوى ، در ماه ذى القعده ، سال 1007 اين اشعار را گفتم :
تو ز ديو نفس اگر جويى امان //// رو نهان شو، چون پرى از مردمان
چون شب قدر از همه مستور شد //// لاجرم از پاى تا سر، نور شد
اسم اعظم چون كسى نشناسدش //// سرورى بر كل اسما بايدش
گنج خواهى ، كنج عزلت كن مقام //// واستتر واستخف ، عن كل الاءنام
تا تو نيز از خلق پنهانى همى //// ليله القدرى و اسم اعظمى
در شب ديگر كه اين اشعار را گفتم ، در خواب ديدم كه پدرم رقعه اى به من داد، چون ملاحظه كردم ، ديدم بر بالاى آن اين آيه شريفه مرقوم است :
تلك الدار الاخره نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقين .
شايد هم به منظور تعظيم و بزرگداشت آن ، معين اش نكرده اند تا بندگان خطاپيشه با انجام گناه ، حرمت آن را نشكنند و مورد خشم پروردگار قرار نگيرند.(61)
از ابن عباس روايت كرده اند كه جمله ليله القدر سه بار در سوره قدر تكرار شده و مجموع حروف ليله القدر نه حرف است و حاصل ضرب سه در نه ، بيست و هفت است ، به همين مناسبت بايد شب قدر، شب بيست و هفتم باشد.(62)
در كتاب احكام القرآن ابن عربى معافرى اندلسى مالكى ، درباره تعيين ((شب قدر)) گويد:
شب 27 رمضان ، شب قدر است ، زيرا علما حروف سوره قدر را شمرده اند و چون به كلمه ((هى )) رسيدند، آن را 27 حرف يافتند و دانستند كه شب قدر، 27 رمضان است .(63)
البته اين روش برداشت از قرآن در نزد مفسران و محققان ما ناصحيح است ؛ دانشمند شهير شيعه ، مرحوم محمد جواد مغنيه ، پس از نقل اين كلام مى گويد:
اين نبوغ در استنتاج و اين ورع در تفسير كلام خدا، شى ء عجيب و غريبى نيست از كسى كه در مقام تعليق زدن بر فتواى امام شافعى مى نويسد: ((هذا كلام من لم يذق طعم الفقه )) و نيز در تعليق بر فتواى امام ابو حنيفه گويد: ((هذا فقه ضعيف .))
در هر حال برخى تصور كرده اند كه همه شب هاى ماه رمضان ، احتمال قدر بودن را دارد. و بعضى با استفاده از بعضى روايات ، شب اول و برخى شب هفدهم (64) و عده اى شب نوزدهم را شب قدر معرفى كرده اند.
جمع كثيرى به استناد روايات فراوان ديگر معتقدند كه در دهه آخر ماه رمضان است و اين قول ، اتقان بيشترى دارد.
اينك ، به پاره اى روايات كه مستند قول اخير است ، اشاره مى كنيم :
1. حمران از امام پنجم (عليه السلام ) درباره آيه (انا اءنزلناه فى ليلة مباركة )(65) مى پرسد. امام باقر (عليه السلام ) در جواب مى فرمايد:
نعم ليله القدر، فى كل سنه ، فى شهر رمضان ، فى عشر الاواخر؛(66)
بلى ، آن شب قدر است كه در تمام سالها در دهه آخر رمضان واقع شده است .
2. پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايند:
((التمسوها فى العشر الاواخر؛(67) شب قدر را در دهه آخر ماه مبارك رمضان بجوييد.))
3. و نيز نقل است كه : ان النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) كان يوقظ اهله ، فى العشر الاواخر من شهر رمضان ؛ رسول خدا اهل خويش را در دهه آخر ماه رمضان بيدار مى كرد.