پاسخ به:قدر را قدر بدانيم!
شنبه 21 مرداد 1391 9:54 AM
شب قدر مخصوص زمان پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيست
برخى از برادران اهل سنت (33) گمان كرده اند كه شب قدر در زمان حيات رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بوده و پس از آن نيست .
اين قول ، ضعيف است ، زيرا در بعضى تفاسير روايت شده كه ابوذر غفارى فرموده است : به پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) گفتم : آيا شب قدر در زمان انبياست كه امر بر آنان نازل مى شود و هنگامى كه چشم از جهان بربستند، ديگر مرتفع مى گردد؟ حضرت فرمودند: خير، شب قدر تا روز قيامت وجود دارد.(34)
از اين روايت ، وجود امام در هر زمان و عصرى نيز استفاده مى گردد؛ يعنى بايد امامى وجود داشته باشد تا ملائكه و روح در شب قدر به محضر مباركش فرود آيند و مقدرات بندگان را به حضرتش عرضه دارند؛ البته پرواضح است كه اين امر، اكرامى از جانب خداوند نسبت به امام (عليه السلام ) است و هيچ منافاتى با ((وحى )) كه در خصوص انبيا باشد، ندارد.
ابن عمر گويد: از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره ليلة القدر سوالى شد و من آن را شنيدم كه حضرت در پاسخ فرمودند: (((هى فى كل رمضان )؛(35) شب قدر در هر ماه رمضان وجود دارد.))
و در روايت ديگرى از امام باقر (عليه السلام ) مى خوانيم :
... انه لينزل فى ليلة القدر الى ولى الامر تفسير الامور، سنة سنة ، يؤ مر فيها فى امر نفسه بكذا و كذا، و فى امر الناس بكذا و كذا؛(36)
در ((شب قدر)) به ولى امر (امام هر عصرى ) تفسير امور، سال به سال نازل مى گردد و درباره خود و ديگران به دستورهاى مخصوصى مامور مى گردد.
آيه شريفه (تنزل الملائكه و الروح )(37) و نيز آيه شريفه (فيها يفرق كل اءمر حكيم )(38) كه به صيغه مضارع آمده است ، بر اين مطلب دلالت مى كنند، زيرا فعل مضارع (تنزل ، يفرق ) دلالت بر استمرار و تجدد در استقبال دارد و آيه (سلام هى حتى مطلع الفجر)(39) نيز گواه ديگرى است ، زيرا جمله اسميه مى باشد و بيانگر دوام است . پس آوردن سلام و رحمت فرشته ها، براى هميشه تاريخ در شب قدر هر سال است ، اگر چه وحى قطع شده است .
مفسر معروف عامه ، ((رشيد الدين ميبدى )) مى نويسد:
برخى گفته اند: اين شب قدر در روزگاران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود و سپس از ميان رفت ، اما چنين نيست ، زيرا كه همه اصحاب پيامبر و علماى اسلام معتقدند كه شب قدر تا قيام قيامت ، باقى است .(40)
بيشتر دانشمندان اهل سنت با ميبدى هم آوا هستند،(41) لذا به تاءويل حديثى كه بخارى در صحيح خود(42) درباره برطرف شدن شب قدر از ميان امت نقل كرده ، مى پردازند و مى گويند: منظور، از بين رفتن معرفت و بركت شب قدر است ، نه اصل آن .(43)