پاسخ به:قدر را قدر بدانيم!
شنبه 21 مرداد 1391 9:51 AM
سلام فيه حتى مطلع الفجر
دلا در عاشقى ثابت قدم باش //// كه در اين ره نباشد كار بى اجر
برآ اى صبح روشندل خدا را //// كه بس تاريك مى بينم شب هجر
دلم رفت و نديدم روى دلدار //// فغان از اين تطاول ، آه از اين زجر(3)
حافظ در اين غزل به ويژه با تضمين كلمات قرآنى (سوره قدر) همه و همه به اين معانى اشاره دارد: ((شب قدر)) و رابطه آن با امام و غيبت ، ثابت قدم بودن در عاشقى ، اگر چه مشكلات در كار باشد آرزوى ظهور و دميدن صبح وصال به اميد رهايى از شب تاريك هجران و سرانجام شكوه از طولانى بودن دوران فراق ....
آرى ، حافظ از دورى و مهجورى يار مى نالد، اما با نظر به حقيقت امر مى خواهد تا همگان در راه عشق و عاشقى ، ثابت قدم باشند.(4)
شب قدر، شب جدايى اولياء الله و اولياى شيطان است .
شب قدر، شب دعا و ندبه و شب نزول رحمت عام و كرم خداوندى است ؛ شب آشتى بنده با خداوند و توبه و انابه و زدودن تيرگى هاى گناه از دل و شب خودسازى و نزديك شدن به پروردگار است ، زيرا كه اوست : ((قابل التوبات )) و ((مجيب الدعوات )) و ((ستار العيوب )) و ((غافر الخطيئات )).
عزت و احترام اين شب تا بدان حد است كه قرآن درباره آن مى گويد: ليلة القدر خير من اءلف شهر(5) شبى است كه انجام اعمال عبادى در آن با عبادت هزار ماه برابر است .(6)
شبى كه هر لحظه آن تا سپيده دم تواءم با درود فرشتگان ، سلام و سلامتى و رحمت و نيكى و ايمنى و فرخندگى است .
اين شب ، شياطين در بند اسارتند و زمينه براى انجام دادن كارهاى خداپسند و مفيد به حال فرد و جامعه مهياتر است ؛ مؤ منان در آن شب از وسوسه ها و كيد شياطين در امان خواهند بود.
اين شب ، شب معين كردن روزى افراد است و بندگان به اندازه تلاش و جهدى كه در عبادت داشته اند، پاداشى دريافت كرده و سهم مى برند.
صاحب تفسير كشف الاسرار مى گويد: اندر اين شب ، خطاب مى آيد كه ((ليقم القانتون ، اين المستغفرون ؟)) كجايند جوانمردان شب خيزان كه در آرزوى ديدار با بى خوابى ، بى آرام بوده اند و در راه عشق شربت بلا نوشيده اند تا ما خستگى ايشان را مرهم نهيم و اندرين شب قدر ايشان را با قدر و منزلت باز گردانيم كه امشب ، شب نوازش بندگان است و وقت توبه عاصيان ...))(7)
شب يادآورى نعمت هاى مادى و معنوى الهى است (نعمت ايمان و اسلام ، نعمت رهبرى و ولايت فقيه ، نعمت سلامتى و عافيت ، نعمت فكر و انديشه و...)
((شب وصال نبى ختمى و ليله وصول عاشق حقيقى به محبوب خود.))(8)