پاسخ به:اخبار قرآنی 20 مرداد
شنبه 21 مرداد 1391 1:45 AM
|
بهروز فرنو مطرح كرد: تعاليم «دئيستی»؛ پايه و ماهيت اقتصاد مدرن |
||
|
گروه اقتصاد: برای اولينبار اقتصاد آزاد نه در برابر اقتصاد دولتی به معنای امروزی بلكه در برابر اقتصاد كليسايی شكل گرفت و در اين اقتصاد آنچه كه مطرح شد آزادی از قيد ولايت كليسا بود؛ به عبارتی اقتصاد مدرن ماهيتا براساس تعاليم «دئيستی» شكل گرفت. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، نشست «ماهيت اقتصاد مدرن» عصر امروز، دوشنبه 16 مردادماه در بخش تحول علوم انسانی نمايشگاه بينالمللی قرآن كريم برگزار شد. در اين نشست بهروز فرنو، استاد دانشگاه و از شاگردان استاد مرحوم فرديد سخنرانی كرد. وی در ابتدا با تشريح ريشههای علوم انسانی جديد گفت: اين علوم در حقيقت حاصل تفكری است كه قدمتی 500 ساله دارد و از مغرب زمين آغاز شده و به تمام دنيا تسری يافته است. اين تفكر در قدم اول فرهنگ و تمدن جديد را به وجود آورده و از طريق اين تمدن جديد، اقتصاد و سياست مدرن متولد شده است. فرنو عنوان كرد: يعنی امروز برنامهريزیهای اقتصادی در كل دنيا براساس علم اقتصادی صورت میگيرد كه مبتنی بر فلسفههای اقتصادی مدرن است كه خود اين فلسفهها بر پايه فرهنگ جديد ،كه مولود تفكر مدرن است، ساخته شده است. وی افزود: اين تغييرات به گونهای بوده است كه تا چند صد سال پيش در شهرهای امروزی اروپايی قوانينی مبتنی بر دستورات كليسا اجرا میشد كه در آن كنز و ربا حرام بود و حتی تجارت به دليل شبهه دنياپرستی مذموم شمرده میشد. اما تفكر جديد از بنيان اين اقتصاد قديم را از بين برد و اصالت سود را جايگزين كرد. فرنو ادامه داد: به عبارتی وقتی ما از اقتصاد مدرن صحبت میكنيم اين اقتصاد ادامه اقتصاد قديم نيست بلكه اساسا مناسبات آن كاملا متفاوت با اقتصاد قديم است. وی تصريح كرد: به تعبير مرحوم فرديد آنچه كه در عصر جديد محقق شد همان اومانيسم يا بشرانگاری است كه تنها اشاره به اهميت و جايگاه انسان در جهان ندارد بلكه به مفهوم اصالت دادن به انسان است كه امر جديدی است، زيرا در تعاليم گذشته انسان اگر از صفات دنيوی و حيوانی رهايی میيافت و به پروردگار تقرب میجست اصالت میيافت. فرنو خاطرنشان كرد: اما اصالت بشر در تفكر جديد اصالت به موجودی است كه سرآمد موجودات خاكی است كه با امكانات و عقل و علم خود میتواند در طبيعت دخل و تصرف كند و نيازهای خود در اين عالم را به مدد فن و تكنولوژی برآورده كند.
وی افزود: به تبع اين مسئله اهميت علوم جديد نيز به ميزان قدرت دخالت و تسلط آنها بر طبيعت است و علم جديد از زاويه قدرت اهميت میيابد. فرنو ابراز كرد: مجموعه اين تحولات فكری در اروپا ابتدا كليسا را مورد هجوم قرار داد و تعارضات دستگاه كليسا و تشريفات آن سبب شكسته شدن و از مرجعيت افتادن اين نهاد دينی شد كه تولد پروتستانيسم تبلور اين تحولات فكری بود. وی يادآور شد: اين تحولات باعث شد كه ولايت كليسا بر مسيحيان مخدوش شود و وقتی كه اين تفكرات به حوزه اقتصاد وارد شد باعث شد كه ضرورت مراعات احكام كليسا در مناسبات اقتصادی از بين برود. اين استاد دانشگاه اظهار كرد: در واقع برای اولينبار اقتصاد آزاد نه در برابر اقتصاد دولتی به معنای امروزی بلكه در برابر اقتصاد كليسايی شكل گرفت. در اين اقتصاد آنچه كه مطرح شد آزادی از قيد ولايت كليسا بود. وی تأكيد كرد: به عبارتی اقتصاد مدرن ماهيتا بر اساس تعاليم «دئيستی» شكل گرفت و اقتصادی آزاد از قيد شريعت بود و به اين ترتيب كنز و ربا كه زمانی در شهرهای اروپايی حرام و ممنوع بود رواج پيدا كرد. فرنو عنوان كرد: زيرا در تفكر جديد بشر بود كه اصالت يافت و خدايگان عالم جديد شد و اين خودبنياد انگاری انسان سبب شد كه قوانين و مناسبات اقتصادی و سياسی بر مبنای عقل ابزاری و منفعتطلب انسان تدوين و تنظيم شود. وی در پايان اظهار كرد: اين مسئله سبب شد كه سودانگاری و اصالت سود محور اقتصاد مدرن شود زيرا قوانين اين اقتصاد بر مبنای عقل سكولار شكل گرفته شده بود و مسابقه در كسب سود جايگزين مفاهيمی چون رزق و بركت شد كه ديگر جايی در تعاليم اقتصادی جديد نداشتند. |
peymangb