0

اخبار قرآنی 20 مرداد

 
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار قرآنی 20 مرداد
شنبه 21 مرداد 1391  1:40 AM

آيت‌الله العظمی تهرانی تاكيد كرد: 

اعتراف به گناهان و تأسی به مقام غفاريت خداوند؛ پناه‌ بندگان در شب‌های قدر

گروه حوزه‌های علميه: شب‏های قدر، شب سرنوشت سازی است، شب شرمندگی است؛ شب سرافكندگی است؛ آيا اين برای من سودی دارد كه امشب اعتراف كنم به اينكه من بد كردم؟ «وَ هَلْ یُنْجِينِی مِنْكَ اعْتِرَافِی لَكَ بِقَبِيحِ مَا ارْتَكَبْت‏ُ»؛آيا اعترافم پيش تو من را نجات می‌دهد؟ جواب بر طبق تمام رواياتی كه ما داريم مثبت است، «إِنَ‏ اللَّهَ‏ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ‏ جَمِيعا»؛ اهل معرفت می‌گويند به مقام غفاريت خداوند پناه ببر و از خدا پوزش بطلب.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، آيت‌الله العظمی مجتبی تهرانی در ادامه درس اخلاق و معارف اسلامی خود در ماه رمضان جاری با موضوع «دعا» بيان كرد: ماه مبارك رمضان، ماه تلاوت قرآن يعنی بازگو‌كردن كلام الهی است كه از مصدر وحی صادر شده و به سوی بندگانش فرود آمده است. اين ماه، ماه دعا هم هست؛ يعنی ماهی كه بنده با رب و پروردگارش، راز و نياز می‌كند و آنچه كه مورد درخواستش از خداوند است را عرضه می‌كند و حاجاتش را با پروردگارش مطرح می‏كند. دعا هم نسبت به ماه مبارك رمضان و هم به خصوص نسبت به ليالی قدر ترغيب و سفارش شده است.

وی ادامه داد: فقط برای اينكه تذكری داده باشم دو روايت می‏خوانم. روايتی از پيغمبراكرم نقل شده است كه حضرت فرمودند: «إِنَ‏ أَبْوَابَ‏ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ‏ فِی‏ أَوَّلِ‏ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَیْلَةٍ مِنْهُ»، درهای آسمان‏ها در اولين شب از ماه مبارك رمضان باز شده است و تا آخرين شب ماه مبارك رمضان بسته نمی‌شود. در روايت ديگری هم هست كه البته صرف باز بودن در مطرح نيست.اما اين باز بودن برای رسيدگی به حاجات عبد است كه اثر هم دارد: «یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِی‏ كُلِ‏ لَیْلَةٍ مِنْ‏ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ»؛ خداوند در هر شب از شب‏های ماه مبارك رمضان سه بار می‏فرمايد: «هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ سُؤْلَهُ»؛ آيا درخواست كننده‌ای هست كه از من درخواستی كند و من درخواست او را جواب دهم؟ «هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ»؛ آيا رجوع كننده‌ای هست كه در ربط با خطاهايش از من پوزش طلبد؟ «هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»؛آيا استغفار كننده‌ای هست كه من او را بيامرزم؟ اين دو روايت را به عنوان نمونه خواندم كه در ارتباط با ماه مبارك رمضان بود.

اين مرجع تقليد بيان كرد: به صورت كنايی فرموده‌اند كه در اين ماه از ناحيه رب يعنی خداوند هيچ حجابی در كار نيست و برای عبد همة راه‌ها به سوی سير الی الله، باز است و دری بسته نيست. از آن طرف هم نسبت به خصوص ليلة قدر هم داريم كه پيغمبر فرمود: «تُفَتَّحُ‏ أَبْوَابُ‏ السَّمَاءِ فِی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ».غرض اين بود كه از نظر ارزشی مطلب را بيان كنم.

اين استاد اخلاق عنوان كرد: امشب شب‌های ماه مبارك رمضان و يكی از ليالی قدر است، لذا بايد قدر آن را بدانيم و ان‏شاءلله بهترين بهره را بگيريم. به تعبير ما از بالا و از ناحيه خداوند هيچ مانع و رادعی نيست. مطلب دوم كه بايد تذكر بدهم و نسبت به ليالی قدر داريم اين است؛ يك سنخ امور است كه به فرمان الهی به آن‏ها رسيدگی می‏شود. بلكه می‏شود گفت آنچه كه نسبت به جميع موجودات است در ليله قدر رسيدگی می‌شود. در باب ليالی قدر يعنی شب‌های قدر در روايات داريم كه گفته می‏شود: سه شب است، نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم. به امر الهی، در هر يك از اين شب‌ها به همان روالی كه در نظام خلقت داريم، به يك چيزی رسيدگی می‏شود.

آيت‌الله العظمی تهرانی بيان كرد: امشب شب نوزدهم است. در شب نوزدهم تعبيری كه در «موثقة زراره» است، اين است كه امام صادق(ع) فرمود: «التَّقْدِيرُ فِی‏ لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ الْإِمْضَاءُ فِی لَیْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ». تقدير؛ به معنای اندازه‌گيری كردنِ امور در شب نوزدهم است، البته می‌گويند نسبت به سال آينده. يعنی اينكه امور هر موجودی در سال آينده چگونه باشد، از ناحيه خداوند در شب نوزدهم رسيدگی می‌شود.

وی ادامه داد: در اينجا اين مطلب پيش می‏آيد كه آيا اين بررسی فقط نظر به آينده دارد و گذشته هيچ نقشی نسبت به آينده ندارد؟ يعنی آيا كارهايی كه كرده‏ام در اموری كه برای سال آينده من می‌خواهند رسيدگی كنند، مؤثر است؟ آيا رسيدگی برای آينده است يا اينكه گذشته هم در مسئلة اندازه‌گيری كردن نسبت به آيندة من مؤثر است؟ گفته‏اند: اين‏طور نيست كه فرض كنيد، فقط بيايند و بگويند سالِ آينده فلانی در صحت و بيماری و مسئله امور مادی و معنوی اين‏گونه باشد. بلكه با توجه به گذشته من، آينده من ترسيم می‌شود. به اينكه در گذشته من چه كرده‌ام رسيدگی می‌شود. به تعبيری پرونده من را كه می‏آورند اين‏طور نيست كه صاف و ساده باشد، بلكه می‌گويند پرونده را بياوريد، ببينيم وضعش چه بوده است، تا سال آينده را برايش برنامه‌ريزی‌ كنيم.

اين مرجع تقليد تاكيد كرد: راجع به شب‌های قدر آمده است كه انسان بايد بداند از ناحيه خداوند هيچ مانع و رادعی برای اينكه درخواست‌های بنده را بپذيرد نيست. به تعبير ما مقتضی، موجود و مانع، مفقود است؛ يعنی از ناحيه خدا مفقود است،اما از ناحيه بنده چه؟ مهم اينجاست: «لَمْ‏ یَجْعَلْ‏ بَیْنَكَ‏ وَ بَیْنَهُ‏ مَنْ‏ یَحْجُبْكَ‏ عَنْهُ‏». امشب، اگر خدا واسطه‏ای هم داشته فرموده است: برويد كنار! و درها را باز كنيد تا هركه خواست بيايد. حال از طرف او حجب برطرف شده اما خودِ من چه؟ آيا خودم مانعی بر سر راهم درست كرده‏ام يا نه؟ مهم اين است. حالا به بعضی از روايات اشاره می‏كنم.

اين استاد اخلاق بيان كرد: «لَا تَسْتَبْطِئْ إِجَابَةَ دُعَائِكَ‏ وَ قَدْ سَدَدْتَ طَرِيقَهُ بِالذُّنُوبِ»؛ يعنی اجابت دعايت را به تأخير ميانداز. چطور؟ به اين معنا كه تو با گناهانت راه اجابت دعا را مسدود كرده‌ای و اين‏ها مانع شدند. از علی(ع) است كه: «الْمَعْصِیَةُ تَمْنَعُ‏ الْإِجَابَةَ»؛ گناه موجب می‌شود كه دعا به اجابت نرسد. از آن طرف درها باز است و هيچ مانعی نيست اما از اين طرف، من سنگ‏هايی بر سر راه انداخته‌ام. از امام هفتم(ع): «اللَّهُمَ‏ اغْفِرْ لِی‏ كُلَ‏ ذَنْبٍ‏ یَحْبِسَ‏ رِزْقِی وَ یَحْجُبُ مَسْأَلَتِی»؛ خدايا! بيامرز هر گناهی را كه روزیِ من را حبس كرده و مانعی شده از اينكه درخواست من به اجابت برسد.

اين مرجع تقليد اظهار كرد: حالا فرض كنيم و هيچ اشكالی هم ندارد، اگر خدا به من امشب خطاب كرد كه: ای بندة من! به تو امر كردم فلان كار را بكن،اما نكردی و گفتم آن كار را نكن، ولی انجام دادی؛ به تو نعمت دادم اما سپاسگزاری نكردی و در راه من استفاده نكردی؛ من از شما سؤال می‌كنم: چه جوابی داريم بدهيم؟ امشب درها باز است و هر چه می‌خواهی بگويی می‏توانی،اما سه سؤال از تو دارم. گفتم بكن، نكردی؛ گفتم نكن، كردی؛ به تو نعمت دادم،اما سپاسگزاری نكردی. در اينجا من چه جوابی بدهم؟

وی ادامه داد: شب نوزدهمِ شب‏های قدر، شب سرنوشت سازی است.اما بايد بگويم شب نوزدهم، شب شرمندگی است؛ شب سرافكندگی است. خدايا! ما بد كرديم! در اينجا اين مسئله پيش می‌آيد كه اگر ما اعتراف كرديم، آيا جواب مثبت است يا نه؟ مهم اينجا است. «فَهَلْ‏ یَنْفَعُنِی‏، یَا إِلَهِی‏، إِقْرَارِی‏ عِنْدَكَ بِسُوءِ مَا اكْتَسَبْتُ»؛ آيا اين برای من سودی دارد كه امشب اعتراف كنم به اينكه من بد كردم؟ آيا اين برای من فايده دارد؟ «وَ هَلْ یُنْجِينِی مِنْكَ اعْتِرَافِی لَكَ بِقَبِيحِ مَا ارْتَكَبْت‏ُ»؛آيا اعترافم پيش تو من را نجات می‌دهد؟ به اينكه من كار زشت كردم يا نه؟ جواب بر طبق تمام رواياتی كه ما داريم مثبت است، «إِنَ‏ اللَّهَ‏ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ‏ جَمِيعا».اهل معرفت می‌گويند به مقام غفاريت خداوند پناه ببر و از خدا پوزش بطلب. شب نوزدهم شبی است كه انسان بايد پناه به مقام غفاريت خدا ببرد.

آيت‌الله تهرانی ابراز كرد: اما يك چيزی هم وجود دارد و آن اينكه امشب ما دستِ خالی نيستيم. اين را مكرر گفته‌ام. اين‏طور نيست كه هيچ‏چيز نداشته باشيم. بلكه يك گوهر گران‏بها در دلم دارم و به آن اتكا می‏كنم و آن حبّ علی(ع) است. در خانة علی(ع) برويم.

وی ادامه داد: علی(ع) هر شب از شب‏های ماه رمضان، منزل يكی از فرزندان خود می‌رفتند. شب نوزدهم منزل دخترش ام‌كلثوم بود. ام‌كلثوم می‌گويد: اول مغرب پدر وارد شد و به نماز ايستاد. من افطار را در طبقی برای او حاضر كردم. دو عدد نان جو بود، يك كاسة شير و مقداری نمك سوده. نماز علی(ع) كه تمام شد، نگاهی به طبق كرد و گفت: برای من افطار حاضر كردی؟ عرض كردم: بلی. فرمود: و برای من دو خورش گذاشته‌ای؟ چه وقت من دو خورشت مصرف كرده‌ام؟ آيا نمی‌دانی من از پسر عم‏ و برادرم رسول خدا متابعت می‌كنم؟ شروع كرد دختر را نصيحت كردن: دخترم هر كس در دنيا غذايش، پوشاكش و خوراكش نيكوتر، روز قيامت ايستادنش در محضر خداوند بيشتر است؟ ای دختر! بدان در حلال دنيا حساب است و در حرام دنيا عذاب است. به خدا قسم اگر يكی از اين دو خورشت را برنداری، افطار نمی‌كنم. ام‏كلثوم می‌گويد: كاسة شير را برداشتم. دو لقمه نان جو با نمك افطار كرد و بعد پدرم ايستاد به نماز و مرتب نماز می‌خواند. گاهی به صحن خانه می‌آمد و نگاهی به آسمان می‌كرد. مضطرب بود. ام‌كلثوم می‌گويد: پيش پدر آمدم و گفتم: پدر! اين چه حالی است كه امشب در شما می‌بينم؟ اين چه اضطرابی است؟ علی(ع) به من رو كرد و گفت: «وَ اللَّهِ مَا كَذَبْتُ وَ لَا كُذِبْتُ وَ إِنَّهَا اللَّیْلَةُ الَّتِی وُعِدْتُ»؛ به خدا قسم! دروغ نمی‌گويم و به من دروغ گفته نشده؛ امشب همان شب است كه به من وعده داده شده است، «اللَّهُمَّ بَارِكْ لِی فِی الْمَوْتِ»؛ خدا! مرگ را بر علی مبارك كن. دخترم! صبحِ امشب پدرت را شهيد می‌كنند.

اين استاد اخلاق بيان كرد: ام‌كلثوم می‌‌گويد: پدر آماده رفتن به مسجد شد، وارد صحن شد، ديدم پرندگان اطراف پدرم را گرفته‌اند و فرياد می‌زنند. زبان حال پرندگان اين است: علی نرو، علی نرو. می‏گويد: آمديم تا اين‏ها را كنار بزنيم، علی‏(ع) فرمود: با اين‏ها كاری نداشته باشيد. «فَإِنَّهُنَّ نَوَائِحُ» اين‏ها صيحه می‌زننداما بعدش گريه‌ها و ناله‌ها است كه بلند می‌شود. آمد در خانه، حلقه در به كمربند علی اصابت كرد و كمربندش باز شد. معلوم می‌شود جمادات هم به علی علاقه‌مند هستند و می‌گويند: علی نرو. وارد مسجد شد. در تاريخ می‌نويسند: در مسجد چند ركعت نماز خواند و به بالای بام مسجد رفت. نگاهی به افق كرد. گفت: ای سپيده دم! نشد كه روزی طلوع كنی و چشمان علی در خواب باشد. پائين آمد و وارد شبستان شد، چراغ‌ها را روشن كرد و كسانی را كه خفته بودند بيدار كرد. به آن خبيث ازل و ابد رسيد، ديد به رو خوابيده است. گفت: اين‏طور نخواب، اين خواب شياطين است و بعد فرمود: تو قصدی به خاطر داری كه اگر بخواهم بگويم، می‌توانم و از قصد تو آسمان‏ها می‌خواهد فرو ريزد و زمين چاك شود و كوه‌ها سرنگون گردد. وارد محراب شد. نمی‏گويم چه شد. منادی بين زمين و آسمان ندا كرد: «تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْكَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللَّهِ نُجُومُ السَّمَاءِ وَ أَعْلَامُ التُّقَى وَ انْفَصَمَتْ وَ اللَّهِ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى قُتِلَ ابْنُ عَمِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى قُتِلَ الْوَصِیُّ الْمُجْتَبَى قُتِلَ عَلِیٌّ الْمُرْتَضَى قُتِلَ وَ اللَّهِ سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ»..

peymangb

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها