0

اخبار قرآنی 18 مرداد ماه91

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار قرآنی 18 مرداد ماه91
چهارشنبه 18 مرداد 1391  11:15 PM

قصه‌پردازی در قرآن از منظر مستنصرمير بررسی شد

گروه ادب: نشست «قصه‌پردازی در قرآن از منظر مستنصرمير» شب گذشته، 17 مردادماه در نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، نشست «قصه‌پردازی در قرآن از نظر مستنصرمير»، شب گذشته، 17 مردادماه با حضور سيدمجيدحسينی‌دستجردی، كارشناس ارشد فلسفه هنر از مدرسه اسلامی هنر و دانش‌آموخته حوزه علميه قم مقطع درس خارج در بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار شد.

وی در ابتدای اين نشست اظهار كرد: آنچه قبل از هر چيز برای بررسی قصه‌پردازی در قرُآن مهم است، سئوالی است كه مستنصرمير ابتدا از آنچه قبل از هر چيز برای بررسی قصه‌پردازی در قرُآن مهم است، سئوالی است كه مستنصرمير ابتدا از خود پرسيده است: آيا قرآن اثری ادبی است؟ او در مقاله‌ای با عنوان «قرآن به عنوان اثری ادبی» The Qoran as literature به اين پرسش جواب می‌دهد.

وی ادامه داد: مهمترين نكته‌ای كه مستنصرمير روی آن انگشت می‌گذارد نگرش جديد مفسران قرن حاضر به پيوستگی آيات است. در بررسی ادبی جدّی يك سخن، فرض بر آن است كه آن سخن درجه معينی از «پيوستگی و انسجام» را داراست . انديشه‌ای كه بيشتر عالمان مسلمان سنتی با آن بيگانه‌ هستند. نزد آنان هر سوره‌ای مركب از تعداد معينی آيات يا قطعه‌های جداگانه است. اين نگاه جزئی‌نگر به قرآن كه دلايل تاريخی دارد مانع بزرگی برای بررسی قرآن به مثابه اثر ادبی بوده است.

وی تصريح كرد: آنچه پيوستگی آيات را بايسته می‌كند، بررسی ادبی روشمند قرآن را هم ممكن و حتی ضروری می‌كند. بررسی كه بايد مطابق اصول نقد ادبی و فارغ از ملاحظات الهياتی انجام شود. مير در اين مقاله می‌كوشد تا فرق ميان نگاه ادبی و نگاه فقهی ـ كلامی به قرآن را برجسته كند؛ چراكه معتقد است نگاه فقهی نگاهی گسسته به قرآن است، اما از منظر ادبی قرآن كتابی پيوسته است.

حسينی عنوان كرد: پرسش جدی بعدی مستنصرمير اين است كه به عنوان يك اثر ادبی بايد چه انتظاری از قرُآن داشته باشيم. وی با مقايسه سوره‌های مكی و مدنی چنين نتيجه می‌گيرد كه سوره‌های مكی عناصر داستانی و نمايشی بيشتری دارند. مير برای روشن كردن ادبيات داستانی و نمايشی در قرآن به عناصر مربوط به شيوه روايتگری قرآن می­پردازد.

وی اظهار كرد: در بحث گزينش واژگان بايد گفت كه قرآن كتابی است با كلمات برگزيده. يك اثر ادبی برجسته عربی از كلمات فاخر و مخصوص به سبك و سياق خود بهره می‌برد. بلاغت ابتدا از خود كلمه آغاز می‌شود و به كلمات و جملات می‌رسد. واژگانی كه در قرآن به كار رفته است تمام معنا را در كلماتی بسيار موجز و به زيبايی بيان می‌كند.

حسينی گفت: در عناصر تصويری يا تصويرسازی قرآن، آنچه برای قصه‌پردازی و روايت‌گری مهم به شمار می‌آيد اين عنصر است. مير تصويرسازی قرآن را در دو قسمت تشبيه و تمثيل خلاصه می‌كند. وی علاوه بر اين دو قسمت مهم به صنعت وارونه‌سازی اشاره می‌كند كه در آن ترتيب حوادث با هدف خاصی تغيير كرده يا وارونه شده است. جمع، تراجع، مد، موازنه و به كاربردن زوج‌های صفتی كه ميان آنها رابطه‌ای وجود دارد از اين قبيل است.

وی بيان كرد: قرآن در روايت‌گری خود از سبك گفت‌وگوی نمايشی به شيوه خاص قرآنی استفاده كرده است. بررسی دقيق گفت‌و‌گوی قرآن نشان می‌دهد كه متن معمولا ساده قرآن حاوی بينش‌های عميق درباره ساز و كار ذهن انسان و انگيزه‌های نهفته در ورای رفتار اوست. مثال حضرت ابراهيم(ع) و گفت‌وگوی او با قومش يا حضرت موسی از آن جمله است.

حسينی اظهار كرد: عنصر بعدی در شيوه روايت‌گری قرآن شخصيت‌پردازی است. شخصيت‌ها در قصّه‌های قرآنی مظهر خصلت‌های انتزاعی‌ هستند. مير ابتدا موردهای مشخصی را برای مطالعه شخصيت‌پردازی در قرآن برای پيامبران معرفی می­كند. درباره سبك روايی قرآن، مختص حوادث تاريخی است كه واقعاً رخ داده‌اند.

وی توضيح داد: داستان‌های قرآن دو گونه روايت شده‌اند. بعضی يك بار روايت شده و به پايان می‌رسند، ولی قصه‌هايی هستند كه روايت مستمری دارند. داستان‌هايی چون داستان موسی(ع) قطعه قطعه با توجه به موضوع مورد بحث روايت می‌شوند و بخش‌های ديگر قصه در سياق‌های ديگر نقل می‌شوند.

حسينی اظهار كرد: روايت قرآن گزينشی است به اين معنا كه قرآن تنها آن عناصری از قصه را ارائه می‌دهد كه از منظر اخلاقی اهميت دارند. به همين دليل جزئيات شخصيت‌های قرآن ترسيم نشده است. همچنين قصه‌های قرآنی در نهايت ايجاز پرداخته شده‌اند، گاهی جزئيات اساسی قصه به اختصار ارايه می‌‌شوند. قصه هزار ساله نوح در قرآن در چند خط آمده است. مير به غايات ايجاز متعرض نشده است.

وی ادامه داد: حذف در شكل ساده مستلزم پنهان ‌كردن كلمه يا عبارتی در يك گزاره است. گاهی يك حلقه در زنجيره فكر يا يك مرحله در استدلال حذف می‌شود و از خواننده يا شنونده انتظار می‌رود كه مراحل يا حلقه‌های گمشده را از روی شناختی كه از ديگر بخش‌های مربوط به متن مقدس بيابد كه نمونه بارز آن در سوره زخرف آيه 54 است.

حسينی اظهار كرد: گاه انسان با خواندن قرآن و طرز قرارگرفتن قصه‌ها ميان آيات شگفت‌زده می‌شود كه ربط آيات به هم ديگر چيست؟ آنچه مستنصرمير به عنوان توالی عبارات آورده، اصطلاحات فنی است برای ساختارهای هم‌پايه‌ای كه قرآن آنها را بر ساختار‌های وابسته ترجيح می‌دهد.

وی تصريح كرد: دانستن اين نكته ضروری است كه قرآن علی‌القاعده قصه را برای روشن‌كردن موضوعی كه قبلا مورد بحث بوده می‌گويد؛ بنابراين هنگامی كه انسان در قرآن با قطعه‌ای مواجه می‌شود و رابطه آن را با آيات نمی‌داند توصيه می‌شود كه آن قصه را در پرتو موضوعی كه به آن نقطه منتهی شده است بازخوانی كند.

حسينی اظهار كرد: مير به علت اهميت مطلب، گفت‌وگو در قرآن را در مقاله‌ای مستقل آورده است او مدعی است تا به حال عالمان مستشرق ومسلمان به اين موضوع بصورت جدی نپرداخته‌اند. يكی از سبك‌های روايتی در داستان‌گويی گفت‌وگو است.                      

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها