درس چهل و هشتم : اختلاف سليقه
زن و مرد، در عواطف و احساسات و به طور كلى در اخلاق و روحيات ، مختلف و متفاوتند و اين اختلاف و تفاوت به صلاح آنهاست و در نظام كلى جهان بايد چنين باشد. تساوى مرد و زن سخنى بى اساس و بى منطق است و براى گول زدن زنان و مصرفى بار آوردن ايشان طراحى شده است : زن مسلمان از بركت تعاليم زنده و حيات بخش اسلام ، هيچگاه به اين سخنان گوش نداده و نخواهد داد.
از اختلاف حالات روحى كه بگذريم ، اختلاف سليقه ، اجتناب ناپذير است . اتحاد سليقه و تفكر مساوى ، شايد در روى كره زمين ميان دو مرد يا دو زن هم وجود نداشته باشد. ولى بالاخره به حكم مشيت تغيير ناپذير الهى ، زن و مردى با اختلاف روحيات و سليقه ها، زير يك سقف جمع شده اند و پشت ميز مذاكره نشسته اند. در محيط افكار زن ، شستن و پختن ، نظافت و زيبايى ، عروسى و دامادى ، آرايش و خرج كردن است . و در محيط افكار مرد، پول در آوردن ، درگيرى ، كشتى گرفتن ، سوارى ، صلح و جنگ ، معاهده و پيمان بستن ، خريد آپارتمان و فروش بوستان .
دستور اسلام ، در اين گونه موارد اين است كه هر يك از مرد و زن بايد كار خود را بكند و با ديگرى بسازد و مزاحم او نباشد. در برابر كج خلقى هاى همسرش شكيبا و صبور باشد تا همواره خوشدل و كامياب باشند و زندگى آنها قرين لذت و صفا شود.
بحث ما در اختلاف سليقه است . اگر مرد خسته باشد و بخواهد بخوابد و زن خوابش نيايد و بخواهد به راديو گوش دهد يا زن بخواهد در اتاق بسته باشد و مرد بخواهد باز باشد يا مرد بگويد در اتاق غذا بخوريم و زن بگويد در آشپزخانه ؛ در اين موارد، دستور اسلام چيست ؟
از ماخذ اسلامى در اين گونه موارد، دو دستور مختلف و متفاوت مشاهده مى شود:
اول : آنكه مرد بايد مراعات حال زن را بكند و مطابق ميل او رفتار نمايد، چون او ضعيف است و اسلام حامى مستضعفان و او امانت خدا و سفارش شده پيغمبر است .
دوم : آنكه مرد به سخن زن گوش ندهد و راى و نظر خودش را عملى كند، هر چند راى زن شايسته و معروف باشد، و براى اين دستور دليل آورده شده است كه هر گاه مرد به سخن شايسته زن به طمع مى افتد و درخواست امر غير شايسته مى كند.
از اين دو دستور مخالف كاملا پيداست كه زنان از نظر شارع اسلام دو گونه هستند:
اول : زنانى كه انسانند، فكر و شعور دارند، محبت ديگران را مى فهمند و سپاسگزارى مى كنند. اينان مشمول دستور اول اسلام مى گردند و بايد با آنها مدارا كرد، بلكه مهربانى و فروتنى نمود.
دوم : زنانى هستند بر عكس دسته اول و نقطه مقابل آنها: زنانى بدون درك ، كم بهره از صفات نيك انسانى و جسور و پررو. اگر شوهر يكبار سخن آنان را گوش دهد و يك كلمه (( چشم )) بگويد، آنرا بر خردمندى و فضيلت و لياقت خود حمل مى كنند، نه بر انسانيت شوهر. مغرور مى شوند. باد به غبغب مى اندازند و بار ديگر توقع بيجا خواهند داشت و حتى به فرمايش اميرالمؤ منين (عليه السلام ) تقاضاى انجام كار منكر و زشت از شوهر خود مى نمايند.
على (عليه السلام ) در جمله ديگر از نهج البلاغه مى فرمايد: عاقلان با موعظه و اندرز، پند مى پذيرند و چارپايان با كتك خوردن .
بعضى از زنان از دسته دوم هستند كه اگر شوهر در كارهاى نيك به سخنشان گوش دهد، بر خود مى بالند و از مرز خويش تجاوز مى كنند و انتظار اجازه كار زشت را از شوهر دارند. با اين گونه زنان با خشونت بايد رفتار كرد، و با بى اعتنايى به سخنشان آنان را تنبيه نمود.
نويسنده در اينجا به فكر آمارگيرى نيست و نمى خواهد بگويد: زنان دسته اول زيادترند يا دسته دوم اصولا اين كار ممكن نيست و فايده يى ندارد. آنچه مفيد است اين است كه خواهرانى كه اين كتاب را مطالعه مى كنند و اين بحث را مى خوانند، فكر كنند و ببينند، بين خود و خداى خويش ، ايشان جزء دسته اول هستند يا دسته دوم اگر از دسته اول هستند، خداوند را شكر كنند و اگر از دسته دوم هستند، در رفتار خود تجديد نظر نمايند.
به شوهران هم نه تنها نويسنده حقير، بلكه تمام پيشوايان دين ما توصيه مى كنند كه با هر زنى آنگونه كه شايسته اوست رفتار كنند، و بدون جهت زنان دسته اول را به جاى دسته دوم نگيرند و بهانه نياورند به اين كه على عليه السلام فرموده است : در كارهاى شايسته و معروف هم از زنان اطاعت نكنيد.
در پايان مقال اين را هم بدانيد كه (( معروف )) هم امر واجب را شامل مى شود و هم امر مستحب را و اينكه على (عليه السلام ) مى فرمايد: در امر معروف هم از زنان اطاعت نكنيد، مقصود اين نيست كه با آنها لجبازى كنيد و معصيت خدا نماييد و امر واجبى را مثلا ترك كنيد، بلكه مقصود اين است كه امر واجب و مستحب را انجام دهيد، براى اينكه خدا فرموده است ، نه براى اينكه زن دستور داده است ، كه اگر زن نادان بفهمد: شوهرش اين اندازه از او اطاعت مى كند كه واجب خدا را براى رضايت او انجام مى دهد، به طمع مى افتد و از شوهر تقاضاى انجام امر غيرمشروع مى نمايد.
دليل
203- قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): اءخبرنى اءخى جبرئيل و لم يزل يوصينى بالنساء، حتى ظننت اءن لا يحل لزوجها اءن يقول لها اف ...
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: برادرم جبرئيل ، براى من خبر مى آورد و همواره سفارش زنان را مى نمود، تا حدى كه گمان كردم : براى شوهر جايز نيست كه به زنش اف بگويد. از خدا پروا كنيد درباره زنان كه آنها اسير دست شما هستند. آنان را به عنوان امانت خدا گرفته ايد، زيرا با كلمات خدا و كلمات قرآنش ، عورت ايشان براى شما حلال گشته است ... از اين رو بر شما حق واجبى دارند كه جسم و بدن آنها در اختيار شماست و فرزندان شما را در درون خود حمل مى كنند تا زمانى كه درد زاييدن به سراغ آنها مى آيد. به آنها مهربانى كنيد و دلشان را راضى سازيد تا همراه شما باشند. زنان را ناراضى نكنيد و به خشم نياوريد. (215)
204- عن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) اءنه قال : استوصوا بالنساء خيرا. (216)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: وصيت مرا درباره نيكى كردن به زنان بپذيريد. (217)
205- بعث الى اءبوالحسن موسى (عليه السلام )... الى اءن قال (عليه السلام ) الله اءلله فى النساء و ما ملكت اءيمانكم فان آخر ما تكلم به نبيكم اءن قال اوصيكم بالضعيفين : النساء و ما ملكت اءيمانكم.
حضرت موسى بن جعفر از وصيتهاى اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نقل مى فرمايد: خدا را، خدا را، درباره زنان و بردگان كه آخرين سخن پيغمبرتان اين بود كه : سفارش دو موجود ضعيف را به شما مى نمايم : زنان و بردگان . (218)
206- عن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) قال : و من صبر على خلق امراءه سيئه الخلق واحتسب فى ذلك الاءجر، اءعطاه الله ثواب الشاكرين .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: مردى كه كج خلقى همسر بدخوى خويش را تحمل كند و آن را به حساب خدا گذارد، خداوند به او ثواب سپاسگزاران دهد. (219)
(روايات ديگرى در اين باره ، در درسهاى ششم و دوازدهم و هفدهم و بيستم و بيست و هشتم ذكر شد.)
207- قال على (عليه السلام ): لا تطيعوهن فى المعروف حتى لا يطمعن فى المنكر.
على (عليه السلام ) فرمود: در كار نيك اطاعت زنان نكنيد، تا در كار زشت طمع نكنند. (220)
208- و قال (عليه السلام ): العاقل يتعظ بلاداب والبهائم لاتتعظ الا بالضرب .
و فرمود: عاقل با آموزش و تربيت پند مى پذيرد، ولى چارپايان جز با زدن پند نمى پذيرند. (221)