0

بهشت خانواده

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده
یک شنبه 15 مرداد 1391  8:47 AM

درس چهل و دوم : جلوگيرى
گاهى مى شود كه زن و شوهر، در اصل داشتن فرزند يا تعداد آن اختلاف پيدا مى كنند.
غالبا زنان يكى دو فرزند را مى خواهند و برخى از شوهران ضعيف النفس و بدگمان به خدا و اجتماع ، از داشتن يك فرزند هم ترس و واهمه دارند و باز بعضى از زنان ، داشتن فرزندان مثلا بيش از شمار انگشتان دو دست را نمى خواهند و شايد برخى از پدران بيشتر از آن را هم بخواهند
در هر حال بحث ما در مطلق جلوگيرى ، چه در اول و چه در وسط است و اكنون بحث را از جلوگيرى ابتدائى و نخواستن فرزند آغاز مى كنيم :
اگر زن يا شوهرى باشد كه از وجود فرزند امتناع ورزد و به طور كلى با بچه دار شدن و بچه دار بودن مخالف باشد، او قطعا به آفريننده مهربان جهان و به افراد همنوع خويش بدگمان است ، او در حالى كه طرز فكر و موضع عقيدتى خود را از همه مردم زمان خويش بهتر مى داند و ديگران را تخطئه مى كند و منحرف مى شمارد. بايد بداند كه همه مردم ديگر كه بچه دارند و از ديدنش لذت مى برند، او را كم صبر و ضعيف النفس و بى توكل و ترسو مى خوانند.
او درك نمى كند كه اگر فرضا و به عقيده او، وضع اجتماعى موجود زمان ، از لحاظ حكومت و اخلاق و خانواده و تربيت ، منحرف و فاسد باشد، زمان كه هميشه به يك منوال سير نمى كند. در جهان انقلابها رخ داده و دگرگونى ها به وجود آمده است ، كجيها راست شده و انحرافها به استقامت گراييده است .
او بايد فكر كند كه فرزندش هم اگر بيايد، از خود اختيارى دارد و خالق مهربانى را معتقد است . اگر او پدر و مادر خويش را نفرين مى كند، كه سبب توليد او گشته اند، شايد فرزندش مانند ديگر مردم مومن ، صابر و متوكل و خويشتن دار باشد.
مردم ديگر هم مشكل تحمل مخارج و تربيت فرزند را درك مى كنند آنها گاهى مبارزه مى كنند و گاهى تحمل مى ورزند و در همه احوال سازگار و با نشاط و با سرور و خوشحالند. با فرزند خود مى گويند و مى خندند و از ديدنش لذت مى برند. فرزند خود را نصيحت مى كنند و پند مى دهند. فرزند هم گاهى مى شنود و گاهى نمى شنود، گاهى ضرر مى زند و گاهى سود مى رساند، گاهى تربيت مى شود، گاهى هم شوربخت و بدعاقبت مى شود. همه اينها هست ؛ ولى آن بدگمان چرا تنها بديها را مى بيند؟!
انسان عاقل انديشه هاى آن بدبين را، خيالاتى باطل و افكارى موهوم مى شمارد، افكار او نزد خردمندان مانند اين است كه كسى گمان كند، كارگران ساختمانى كه در زير سقفش نشسته است ، خيانت كرده و آن را سست و ناموزون ساخته اند و اكنون بر سرش خراب مى شود. انسان عاقل مى گويد: اگر بخواهم به اين گونه افكار ترتيب اثر دهم ، نه غذايى با لذت مى خورم و نه آبى گوارا مى نوشم و نه خواب آسوده اى دارم و نه لباسى با اطمينان مى پوشم و بلكه نه نفس راحتى مى كشم ؛ زيرا در تمام اين امور، احتمال خيانت و خرابكارى مى رود.
به نظر اينجانب اين گونه مردم گمان مى كنند كه فقط خودشان در اين جهان پهناور محلى از اعراب دارند و صاحب اختيار و استقلالى هستند. آنها عظمت جهان هستى و حقارت و ناچيزى خود را درك نمى كنند. آنها در تدبير و اداره و اختيار مطلق خداوند شك دارند و گمان مى كنند، قدرى از اداره جهان هم به آنها سپرده شده است .
شخصى را مى شناختم كه ثروت و امكانات زيادى داشت و چون به معلمان و مدارس شهر و ديار خويش بدگمان بود، براى فرزندش ، معلم سر خانه آورده بود تا فرزندش به مدرسه نرود و فاسد نشود. رفت و آمد فرزندش را در بيرون خانه زير نظر داشت ، ولى بالاخره همان پسر در قتل و سرقتى شركت كرد و در نتيجه محاكمه و اعدام شد.
اين گونه مردم سخن اميرالمؤ منين (عليه السلام ) را نمى شنوند كه مى فرمايد: بيشتر وقتت را به تربيت فرزندت اختصاص مده كه اگر فرزندت دوست خدا باشد، خدا دوست خود را وا نمى گذارد و اگر دشمن خدا باشد، تو را با دشمن خدا چه كار؟
اصلا انسانى كه نمى داند تا فردا زنده است يا نه ، رئيس جمهور مملكتش بر تخت فرمانروايى نشسته يا زير خاك است ، او را با فضوليها چه كار؟
انسان عاقل بايد به فكر تربيت فرزند و امتثال دستورات دينى خود باشد، ولى توكل بر خدا را هم كه در راس همه امور است فراموش ‍ نكند.
مدارك اسلام را در بحث دليل ذكر مى كنيم كه چقدر پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در تكثير نسل و ازدياد امتش تاكيد و سفارش دارد.
به نظر اينجانب برخى از كسانى كه اشكال تربيت فرزند را مطرح مى كنند و از بچه دار شدن امتناع مى ورزند، حقيقت است كه از تكفل مخارج فرزند، ترس دارند و تربيت او را بهانه مى كنند، آنها در وجود خود، عرضه تلاش ‍ بيشتر را نمى بينند و به وعده خداوند خويش بدگمانند كه مى فرمايد: اگر زن و شوهر پيش از ازدواج فقير بودند، خداوند بعد ازدواج ، ايشان را غنى مى سازد. چنين پدران بايد سخن سعدى شيراز، آن پير فرزانه خداشناس را گوش كنند كه مى گويد:
يكى طفل دندان برآورده بود ... پدر سر بفكرت فرو برده بود
كه من نان و برگ از كجا آرمش ... مروت نباشد كه بگذارمش
چو بيچاره گفت اين سخن نزد جفت ... نگر تا زن او چه مردانه گفت
مخور هول ابليس تا جان دهد ... هر آنكس كه دندان دهد نان دهد
و اما نسبت به فرزندان و مطلق جلوگيرى ، از نظر احكام اسلام ، در ازدواج موقت اختيار در دست مرد است و در ازدواج دائم به نظر بعضى از فقها، رضايت زن هم بايد جلب شود، حتى اگر مرد فقط يك يا دو فرزند مى خواهد بايد (185) قبل از ازدواج موضوع را با نامزدش در ميان گذارد تا ازدواج آنها با توافق كامل باشد و بعدا اختلاف پيش نيايد، در آن صورت اگر با نداشتن فرزند هم توافق كردند، ازدواجشان باطل نيست ، و باز چنانچه ضمن دليل خواهيم گفت ، جلوگيرى مرد از باردار شدن شش صنف از زنان جايز بلكه راجح است .
به نظر فقهاء ديگر كه شوهر را صاحب اختيار در اصل ايجاد و تعداد فرزند مى دانند، (زيرا هم تكفل مخارج فرزند به عهده او مى باشد و هم هدف از ازدواج تكثير نسل است ) جلب رضايت زن لازم نيست . اكنون به ذكر و بيان مدارك شرعى مى پردازيم .


دليل
175- قال على (عليه السلام ): لا تجعلن اءكثر شغلك باءهلك و ولدك ، فان يكن اءهلك و ولدك اءولياء الله ، فان الله لا يضيع اءولياءه ، و ان يكونوا اءعداء الله فما همك و شغلك باءعداء الله .
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: بيشتر اشتغالت را به خانواده و فرزندت مصروف مدار، كه اگر آنها دوستان خدا باشند، خداوند دوستان خود را تباه نسازد و اگر دشمن خدا باشند، چرا بايد همت تو مصروف دشمن خدا شود. (186)
176- قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) اعلموا اءن اءحدكم يلقى سقطه محبنطاء على باب الجنه حتى اذا رآه اءخذ بيده ، حتى يدخله الجنه و ان ولد اءحدكم اذا مات اجرفيه و ان بقى بعده ، استغفرله بعد موته .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: بدانيد كه شما فرزند سقط شده خود را، پر خشم و شكم جلو داده (با غرور و افتخار) دم در بهشت ايستاده مى بينيد، تا شما را به بيند، دستتان را گرفته داخل بهشت كند. و بدانيد كه فرزند شما اگر در حياتتان بميرد، پاداش مى بريد و اگر بعد از شما باقى بماند، براى شما آمرزش مى طلبد. (187)
177- وروى اءن من مات بلا خلف فكان لم يكن فى الناس و من مات و له خلف فكاءنه لم يمت .
روايت شده است كه شخصى كه بدون فرزند بميرد چنان است كه در ميان مردم نبوده و كسى كه بميرد و جانشينى داشته باشد چنان است كه هرگز نمرده است . (188)
178- عن اءبيجعفر (عليه السلام )، قال : من سعاده الرجل اءن يكون له الولد يعرف فيه شبهه و خلقه و خلقه و شمائله .
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: از سعادت انسان اين است كه فرزندى داشته باشد كه همگونى و اخلاق و شكل و شمايلش در وجود او شناخته شود. (189) 179- قال النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ): التمسوا الرزق بالنكاح .
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: به وسيله ازدواج از خدا روزى بخواهيد. (190)
180- و قال (صلى الله عليه و آله و سلم )... و من تزويج ثقه بالله واحتسابا كان حقا على الله اءن يعينه و ان يبارك له .
و نيز فرمود: كسى كه به اعتماد خدا و به حساب خدا ازدواج كند، بر خدا لازم است كه او را يارى كند و ازدواجش را مبارك گرداند. (191)
181- و ساءل محمد بن مسلم اءبا جعفر (عليه السلام ) عن العزل قال الماء للرجل ، يصرفه حيث يشاء.
محمد بن مسلم از امام باقر (عليه السلام ) درباره جلوگيرى (نريختن منى در رحم زن هنگام آميزش ) پرسيد حضرت فرمود: آب از آن مرد است ، هر كجا بخواهد مى ريزد. (192)
182- سمعت اءبا الحسن (عليه السلام )، يقول : لاباءس بالعزل فى سته وجوه : المراءه التى اءيقنت اءنها لاتلد، والمسنه ، والمراءه السليطه ، والبذيه والمراءه التى لا ترضع ولدها والامه .
حضرت ابو الحسن (عليه السلام ) فرمود: جلوگيرى كردن از باردار شدن شش طايفه از زنان مانعى ندارد.
1- زنى كه ميدانى نمى زايد.
2- زن سالخورده
3- زن بد زبان و دهن دريده .
4- زن دشنام گوى .
5- زنى كه فرزندش را شير نمى دهد.
6- كنيز. (193)
183- عن اءبى بصير، عن اءبيعبدالله (عليه السلام )، قال : قلت له : ما تقول فى العزل ؟ فقال : كان على (عليه السلام ) لا يعزل و اءما اءنا فاءعزل .
ابوبصير گويد: از امام صادق (عليه السلام ) راجع به جلوگيرى پرسيدم فرمود: على (عليه السلام ) جلوگيرى نمى كرد. ولى من جلوگيرى مى كنم .
توضيح : شايد همسر حضرت صادق (عليه السلام ) يكى از زنانى بوده است كه در روايت 182 ذكر شد و يا مى گوييم : وقتى جلوگيرى جايز شد، هر كس ‍ هر گونه بخواهد و صلاح بداند عمل مى كند.
184- روى عن النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) اءن العزل الواءد الخفى .
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: جلوگيرى ، زنده در گور كردن پنهانى است (چنانكه اعراب جاهليت فرزندان خود را آشكارا زنده به گور مى كردند. (194)
فقها مى گويند از روايت كراهت فهميده مى شود و آن هم در صورتى است كه همسر انسان يكى از آن شش زن مذكور نباشد و نيز روشن است ، در صورتى كه پزشك حاذق بگويد باردار شدن زن به خاطر كسالت قلبى او، خطر مرگ دارد، جلوگيرى نزديك به وجوب مى رسد. در هر حال ، در اين گونه موارد بايد به فقيه عادل مراجعه كرد.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها