0

اخبار قرآنی 10مرداد91

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار قرآنی 10مرداد91
سه شنبه 10 مرداد 1391  8:56 PM

آسيب‌شناسی عرفان‌های كاذب/
حجت‌الاسلام فعالی تشريح كرد؛
بيانات اعجازآميز قرآن كريم درباره سنن ناظر به حوزه سلوك و معنويت

گروه انديشه: حجت‌الاسلام فعالی با تأكيد بر اينكه بخشی از آيات قرآن به بيان سنن ناظر به حوزه سلوك و معنويت اختصاص دارد، به فرازهای اعجازآميز از آيات قرآن اشاره كرد و با تشريح معنای اين‌ فرازها گفت: تنها از طريق عمل براساس قواعد عالم هستی و كائنات می‌توان به معرفت باز، واضح و كاملاً شفاف نائل شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين محمدتقی فعالی، مدرس حوزه و دانشگاه و نگارنده 9 جلد كتاب در باب جنبش‌های نوظهور معنوی، در شانزدهمين نشست از سلسله نشست‌های «آسيب‌شناسی عرفان‌های كاذب» كه در سازمان فعاليت‌های قرآنی دانشجويان كشور برگزار شد، به ايراد سخن پرداخت.

فعالی قرآن را حاوی سلسله قواعد و قوانينی دانست كه تضمين‌كننده جاودانگی و ابديت اين كتاب آسمانی است و عنوان كرد: بخش قابل توجهی از آيات قرآن كريم بيان‌كننده سلسله قواعد، قوانين و احكام عامی است كه در اصطلاح به آن‌ها سنت گفته می‌شود. بنابراين سنن الهی تشكيل‌دهنده بخش مهمی از آيات نورانی قرآن كريم است.

وی با بيان اين كه اين سنت‌ها و قواعد گونه‌های مختلفی دارند، افزود: برخی از اين قواعد ناظر به مطالب علمی‌اند و حدود 900 آيه از آيات قرآن به بيان اين قواعد پرداخته است. همچنين بخشی از آيات قرآن كريم ناظر به سنن حاكم بر روابط ميان انسان‌ها اعم از روابط اقتصادی، روابط اجتماعی يا ديگر انواع و گونه‌های ارتباطات است.

فعالی بخش ديگری از سنت‌ها و قواعد بيان شده در آيات قرآن كريم را ناظر به حوزه سلوك، عرفان و معنويت دانست و گفت: به باور ما اگر كسی در اين جهان راه سلوك، عرفان و معنويت را انتخاب كرد، فقط براساس قواعد و قوانين بيان شده در قرآن كريم است كه می‌تواند در اين مسير صعود كند و به تعبير خدای خالق انسان و هستی، قرب را كه غايت خلقت انسان است، تحقق بخشد. بنابراين شخص با خروج از فرمول‌های ارائه شده از سوی دين مبين اسلام كه در قرآن بيان شده است، از عالم بالا بازخواهد ماند.

اين محقق و پژوهشگر در ادامه سخنان خود به نمونه‌هايی از آيات ناظر به سنن حاكم بر سلوك و معنويت اشاره كرد و گفت: با بررسی برخی از شاخص‌ترين آيات در اين زمينه و با توجه به مشابهت‌های ميان اين آيات می‌توان به اين قواعد و سنن دست يافت.

اگر كسی در اين جهان راه سلوك، عرفان و معنويت را انتخاب كرد فقط براساس قواعد و قوانين بيان شده در قرآن كريم است كه می‌تواند در اين مسير صعود كند و به تعبير خدای خالق انسان و هستی، قرب را كه غايت خلقت انسان است، تحقق بخشد

وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا/ مخرج چيزی از سنخ علم و معرفت است

وی با اشاره به آيه «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا؛ و هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بيرون‏شدنى قرار می‌دهد» (طلاق/ 2) بيان كرد: اگر با نگاهی صوری و نه از لحاظ ماده و محتوا به اين آيه توجه كنيم، می‌بينيم كه اين آيه در حقيقت بيان يك قاعده و قانون است. در واقع اين فراز همچون يك قانون علمی، واقعيتی را بيان می‌كند و با توجه به صِرف صورت آن درمی‌يابيم كه می‌گويد اگر كسی دارای تقوا باشد، او دارای مخرج است؛ حال تقوا و مخرج هر چه كه باشند.

فعالی اضافه كرد: قواعد در علوم مختلف به اين شكل بيان می‌شوند كه «اگر x تحقق يابد، آنگاه y تحقق خواهد يافت». در اين فراز نيز به لحاظ منطق صوری گفته شده است كه آن كه دارای تقوا باشد ما به او عنصری به نام مخرج عطا می‌كنيم. با بيانی صوری‌تر می‌توان گفت «تقوا نتيجه می‌دهد مخرج».

وی در ادامه گفت: «مخرج» هر چه كه باشد بی‌شك چيزی است كه انسان را از چيزی خارج كرده و به سمت چيز ديگری می‌برد. به تعبير «ما يخرجكم من شیء الی شیء آخر» مخرج چيزی است كه انسان را از فضايی خارج می‌كند و او را به فضای ديگری منتقل و جابجا خواهد كرد.

فعالی در توضيح معنای «مخرج» در قرآن بيان كرد: با نگاهی مختصر به تفاسير می‌بينيم كه مقصود از مخرج آن چيزی است كه انسان را از باطل خارج و به سمت حقيقت منتقل می‌كند و در واقع چيزی از سنخ علم، معرفت، دانش و بينش است. به تعبير روشن‌تر خداوند در اين فراز به ما گفته است: اگر كسی دارای تقوا باشد خداوند عالم به او چيزی از سنخ بينش و معرفت می‌دهد كه آن بينش او را از باطل خارج و به سمت حقيقت و عالم نورانيت منتقل خواهد كرد. بنابراين و به تعبيری ادبی سنخ «ما»ی «ما يخرجكم من الباطل الی الحق» از نوع دانش و معرفت است.

وی با جمع‌بندی مطالب گفته شده، عنوان كرد: در نتيجه شكل ساده شده اين فرمول بيان می‌كند كه اگر كسی دارای تقوا باشد خداوند به او علم، معرفت و بينشی خاص می دهد. بينشی كه از سه خصيصه برخوردار است؛ بينشی است كه نتيجه تقواست و نه هيچ چيز ديگر، بينشی است كه توسط خداوند به فرد داده می‌شود و بينشی است كه فرد را از باطل‌ها جدا و به سمت حقايق و عالم نورانيت منتقل خواهد كرد.

رهايی از اباطيل و موهومات و اتصال به نورانيت حقيقت در گرو تقواست

فعالی با اشاره به فراز مشابه ديگری در قرآن كريم كه می‌فرمايد «إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا؛ اگر از خدا پروا داريد براى شما فرقان قرار می‌دهد» (انفال / 29)، گفت: اگر تقوا داشته باشيد خداوند به شما چيزی به نام فرقان عطا خواهد كرد. «فرقان» كه يكی از اسماء قرآن نيز هست به حيثيت تفصيلی آيات قرآن كريم اشاره دارد در حالی كه «قرآن» حيث جمعی آيات است. براساس اين فراز نيز به فرمولی می‌رسيم كه می‌گويد «اگر تقوا، آنگاه فرقان» كه فرمولی مشابه فرمول قبلی است كه بيان می‌كرد «اگر تقوا، آنگاه مخرج».

اهل تقوا اهل وضوح و صاحبان بصيرتند؛ اهل تقوا صاحبان معرفتی آسمانی و الهی‌اند. اين معرفت از سويی اكتسابی است چرا كه حاصل تقوای خود فرد است اما از نگاهی ديگر آسمانی و خدادادی است

اين استاد حوزه و دانشگاه در خصوص معنای فرقان اظهار كرد: در اينجا نيز با نيم‌نگاهی به بعضی از تفاسير می‌بينيم كه فرقان به معنای چيزی است كه برای شخص ميان حق و باطل تفرقه می‌اندارد. در واقع خداوند بر اثر تقوا به اهل تقوا چيزی می‌دهد كه می‌توانند به وسيله آن چيز ميان حق و باطل جدا كنند و بفهمند حق چيست و باطل كدام است.

وی اضافه كرد: از نظر سنخ‌شناسی همان بيان قبلی در اينجا نيز حاكم است؛ يعنی اگر به دنبال سنخ‌شناسی فرقان باشيم، براساس آن چه در تفاسير بيان شده است فرقان چيزی از سنخ بينش، معرفت و دانش است. يعنی خداوند به اهل تقوا بينش و دانشی می‌دهد كه می‌توانند به واسطه آن از اباطيل، موهومات و خرافات جدا شده و واقعيت، حقيقت و نورانيت را فهم كنند و تشخيص دهند.

فعالی با جمع‌بندی اين بخش از سخنان خود درباره فرقان گفت: بنابراين فرقان نيز از سوی خدا عطا می‌شود، حاصل تقواست و ويژگی مهم‌تر آن اين است كه كسی كه داری اين معرفت باشد حق و نورانيت را از خرافات و موهومات تشخيص می‌دهد و از اين طريق می‌تواند به سمت حقايق منتقل شود. به بيان ديگر از ويژگی‌های اهل تقوا اين است كه هرگز در ترديد و موهوم نمی‌مانند. خداوند در اين آيات می‌فرمايد كه اهل تقوا اهل دودلی نيستند، بلكه به واسطه معرفت، بينش و دانشی الهی و آسمانی خود، اهل تشخيص و اهل تمييزند. اهل تقوا آسمانی‌اند و خداوند خالق آسمان‌ و زمين به آن‌ها بينش و معرفت الهی خواهد داد.

وی افزود: بنابراين براساس آيه اول، خداوند به كسی كه اهل تقواست، مخرج، يعنی دانشی كه می‌تواند او را به سمت حقيقت منتقل كند، می‌دهد و براساس آيه دوم، خدواند به اهل تقوا، فرقان يعنی دانش و بينشی كه به وسيله آن می‌توانند ميان حق و باطل تفرقه انداخته، باطل را بشناسند و از آن دوری كنند و حق را تشخيص دهند و جذب آن شوند، عطا خواهد كرد. به بيان ديگر «اگر تقوا، آنگاه مخرج»؛ مخرجی كه از سنخ معرفت است و «اگر تقوا، آنگاه فرقان»؛ فرقانی كه از سنخ بينش و معرفت است. حاصل اين دو فرمول، يك فرمول واحد است كه «اگر تقوا، آنگاه علم و معرفت و دانشی خاص و ويژه».

تقوا سبب، علت و جهت نزول معرفت از سوی خداوند به اهل تقوا

اين محقق و پژوهشگر به همين مضمون در آيه‌ای ديگر اشاره و عنوان كرد: خداوند متعال در جايی ديگر و با صراحتی بيشتر می‌فرمايد «وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُكُمُ اللّهُ؛ و از خدا پروا كنيد، و خدا به شما آموزش می دهد» (بقره/ 282). در اينجا گفته شده است كه اگر تقوا داشته باشيد، خداوند به شما علم خواهد داد. تفسيرها بيان كرده‌اند كه «واو» در فراز مذكور، مشعر به عليت است و بدين ترتيب مضمون اين فراز اين چنين خواهد بود كه تقوا سبب، علت و جهت نزول معرفت از سوی خداوند به اهل تقوا و پرهيزگاری است.

فعالی با بيان اين كه مفاد دو آيه قبل در اين آيه با وضوحی بيشتر آمده است، افزود: مجموع سه آيه مذكور، اين حقيقت معجزگونه را بيان می‌كنند كه كسی كه اهل تقواست خداوند به او معرفت، علم و بينش ويژه‌ای می‌دهد كه با آن علم و معرفت دچار ترديد نخواهد شد. اهل تقوا اهل وضوح و صاحبان بصيرتند؛ اهل تقوا صاحبان معرفتی آسمانی و الهی‌اند. اين معرفت از سويی اكتسابی است چرا كه حاصل تقوای خود فرد است اما از نگاهی ديگر آسمانی و خدادادی است.

هر فرد به هر ميزان كه در زندگی خود دچار دودلی و ترديد می‌‌شود بايد بداند كه از تقوا فاصله دارد و هر فردی كه امور بر او وضوح بيشتری دارد و حق را سريع‌تر و روشن‌تر درمی‌يابد و براساس آن تصميم می‌گيرد به سمت تقوای الهی، بيشتر متمايل شده است

به گفته فعالی با خواندن اين فرمول‌ها، از آخر به اول، می‌توان در پاسخ به اين پرسش كه «معرفت خاص حاصل چيست؟» گفت تقوا.

وی در تشريح معنای تقوا گفت: تقوا هر چه كه باشد، خودنگهداری و محدودساختن خويش است، اما اين محدودسازی بايد براساس جدولی از واجبات و محرمات كه توسط خداوند بيان شده و تقوا براساس آن پديد می‌آيد، صورت پذيرد. هر كس كه خواهان نائل شدن به حقايقی در اين جهان است، لاجرم بايد خود را محدود سازد، اما دين و خالق جهان و انسان بيان كرده است كه محدود ساختن خود بايد براساس يك جدول باشد و محدود ساختن خود براساس اين جدول تقوا نام دارد.

فعالی اضافه كرد: بنابراين اگر كسی براساس فرمول تقوا خود را محدود سازد، قطعاً دارای بصيرت و اهل وضوح و بينش روشن و آشكار خواهد شد؛ به گونه‌ای كه هرگز درون او دودلی، قلق، اضطراب و تشويش خاطر راه نخواهد داشت. اين فرمول در زندگی هر شخصی عملی است و بنابراين هر فرد به هر ميزان كه در زندگی خود دچار دودلی و ترديد می‌‌شود بايد بداند كه از تقوا فاصله دارد و هر فردی كه امور بر او وضوح بيشتری دارد و حق را سريع‌تر و روشن‌تر درمی‌يابد و براساس آن تصميم می‌گيرد به سمت تقوای الهی، بيشتر متمايل شده است.

اگر عمل خاص، آنگاه معرفت خاص/ عمل، نتيجه می‌دهد علم

اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه، مطالب بيان شده را حاوی نتيجه ديگری نيز دانست و عنوان كرد: از آنچه تاكنون گفته شد می‌توان به فرمول كلی‌تری دست يافت كه بيان‌كننده اين امر است كه «تقوا از سنخ عمل است» و در نتيجه می‌توانيم به جای اين كه بگوييم «اگر تقوا، آنگاه معرفت» می‌توان گفت «اگر عمل خاص، آنگاه معرفت خاص». اين فرمول كه از دل اين سه آيه و آيات مشابه استنتاج می‌شود از بيان‌های معجزگونه قرآن كريم است.

فعالی افزود: عموماً تصور ما بر اين است كه تحصيل و كسب دانش ما را به دانش‌های برتر می‌رساند؛ يعنی در پی دانش بودن و تحصيل دانش و در نتيجه خود دانش است كه موجب دست‌يابی به دانش و دانش بيشتر می‌شود، ولی قرآن فرمول ديگری را بيان می‌كند و می‌گويد راه تحصيل بينش خاص، علم نيست بلكه راه آن، عمل كردن و عامل بودن به عمل خاص است. رابطه‌ای را كه خداوند برای ما برملا كرده است می‌گويد «عمل كن تا به معرفت و شرح صدر معرفتی دست‌يابی».

وی دست‌يابی به اين معرفت را درگرو خاموش بودن و لب فروبستن دانست و گفت: تنها با خاموشی گزيدن و عمل كردن بر طبق قواعد و قوانين هستی و الهی است كه می‌توان به بينش بيان شده در آيات مورد اشاره دست يافت.

تقوا هر چه كه باشد، خودنگهداری و محدودساختن خويش است، اما اين محدودسازی بايد براساس جدولی از واجبات و محرمات كه توسط خداوند بيان شده و تقوا براساس آن پديد می‌آيد، صورت پذيرد

اين محقق و پژوهشگر سنخ چنين معرفتی را متفاوت از ديگر دانش‌ها دانست و اظهار كرد: واضح است كه تحصيل دانش به انسان معرفت می‌دهد، اما چنيين معرفت با معرفت خاص مورد نظر ما، به لحاظ سنخ، كاملاً متفاوت است. حديثی از نبی خاتم اسلام(ص) اين مضمون را بسيار زيبا و به اين شكل بيان فرموده است كه «مَنْ عَمِلَ بِمَا یَعْلَمُ، عَلَّمَهُ اللَّهُ مَا لَمْ یَعْلَم» هر كس كه به دانسته‌هايش درباره خوب و بد عمل كرد و به دانش‌های فطری و درونی خود عامل بود پاداشی از سوی خدا دريافت خواهد كرد كه همان دانش نسبت به آن چيزی است كه نمی‌داند و نياز دارد كه بداند.

وی اين نكته را نيز اضافه كرد كه چگونگی روی دادن چنين امری، ارتباطی به ما ندارد. نكته اصلی اين است كه اين وعده قطعی خداست كه «من عمل، علمه الله»؛ و اين كه «عمل، نتيجه می‌دهد علم».

فعالی در پايان با جمع‌بندی سخنان خود گفت: در واقع علم بر دو نوع است يكی علم مدرسه كه از راه جلسات تحصيل دانش و زانو زدن در محضر اساتيد بزرگ است بدست می‌آيد و ديگر علمی كه حاصل تقواست و از طريق عمل صالح اكتساب می‌شود.

وی افزود: خداوند فرموده است اين علم را به افرادی خاص می‌دهم چرا كه علمی خاص است. خداوند همچنان كه وجود اين سنخ از علم را بر انسان آشكار كرده مسير رسيدن به آن را نيز بر وی گشوده و روش گام برداشتن در مسير آن را نيز بيان كرده است؛ به گونه‌ای كه مشتاقان بينش خاص تنها از طريق عمل براساس قواعد عالم هستی و كائنات می‌توانند به اين معرفت باز، واضح و كاملاً شفاف نائل شوند.

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها