پاسخ به:اخبار سینما و تئاتر 9 مرداد 91
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:20 PM
خبرگزاری فارس: آیا مدیری که با حجم زیادی از حاشیهها دست و پنجه نرم میکند، میتواند برای بسترسازی سینمایی که روز به روز مخاطب آن کم میشود، فکر کند؟

سینمای ایران طی یک سال اخیر با فراز و فرودهای زیادی همراه بود. سینمایی که با تشکیل سازمان سینمایی امید آن میرفت اتفاقات خوبی را برای سینماگران و مردم کشور رقم بزند، تا به حال انتظارات را برآورده نکرده است.
در این مدت در سینمای ما بیش از اینکه به متن و اصل توجه شود، حاشیهها در صدر قرار گرفتند و این موجب شد مدیران و سیاستگذاران وقتی برای فکر کردن به موضوعات اصلی نداشته باشند.
سینمای ایران در ماههای پایانی سال 90 و چند ماهه سپری شده در سال جاری درگیر حواشی زیادی شد؛ از انحلال خانه سینما گرفته تا دعواهای ریز و درشت درباره اکران فیلمها و مناقشات اخیر با حوزه هنری.
بد نیست کمی به عقب برگردیم و حواشی اخیر سینمای ایران را مرور کنیم.
سال گذشته موضوع انحلال خانه سینما که از سوی مسئولان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کلید خورد، به سوژه اصلی بسیاری از رسانهها تبدیل شد و حرفها و شایعات زیادی در این رابطه به وجود آمد. یک روز از تغییر ماهیت خانه سینما و جایگزین افرادی همسو با تفکرات شمقدری خبر میرسید و روز دیگر خبر از تعطیلی کامل خانه سینما. یک روز حرف از آشتی و دوستی مطرح میشد، یک روز هم بیانیههای تند کارساز بود و مورد لطف قرار دادن یکدیگر با القاب و صفات بسیار محترمانه! یک روز هم خبر از پلمپ خانه سینما شنیده میشد و روز دیگر خبر از شکایت و حضور در دادگاه. با این حال و با وجود فاصله گرفتن از این موضوع جنجالی، هنوز هم باید منتظر آتش زیر خاکستر باشیم.
پس از آن، سیامین جشنواره فیلم فجر که بهمنماه برگزار شد، میزبان فیلمهایی با مضمون خیانت بود. فیلمهایی که اگر یکی دو تا بودند شاید میتوانستیم از کنارشان گذر کنیم اما وقتی تعدادشان دو رقمی شد، معلوم شد اتفاقی افتاده که خیلی هم اتفاقی نیست.
اگر در مرحله صدور مجوز ساخت، دوستانمان در شورای صدور پروانه ساخت فیلمهای سینمایی به سینماگران مشاوره میدادند که فیلمهای زیادی با تم خیانت ساخته میشود، شاید خیلی از این فیلمها ساخته نمیشد.
به هر حال گذشت تا اینکه رسیدیم به عید نوروز. شورای صنفی نمایش با علم به این حاشیهها، دو فیلم از همین فیلمهای مسالهدار جشنواره فجر را در ترکیب اکران نوروزی قرار داد تا اینکه در ایام عید اعتراضها آغاز و دو فیلم «گشت ارشاد» و «خصوصی» از روی پرده سینماها پایین کشیده شد. در ابتدا مسئولان سینمایی فکر میکردند اقدام گروه انصار حزبالله فقط در حد یک تذکر است. با این تفکر تصمیم گرفتند وارد گود نشوند و فقط به وسیله شورای صنفی نمایش امور را رتق و فتق کنند اما وقتی دیدند قضیه خیلی هم شبیه به شوخی نیست و ائمه جمعه هم وارد عمل شدند، تصمیم به حضور گرفتند و مقابل این جریانات ایستادند.
در ادامه بحث داغ اکران فیلمهای مسالهدار، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی هم وارد میدان شد و اعلام کرد 20 فیلم سینمایی را در سال جاری اکران نمیکند.
چند روزی از اعلام این خبر گذشت و خیلی خبر خاصی نبود، تا اینکه آرام آرام مدیران حوزه هنری و سازمان سینمایی رویشان به روی هم باز شد و شروع کردند صحبت کردن درباره یکدیگر. مثل سناریوهای تکراری قبلی که دو طرف مجادله یا دعوا، ترجیح میدادند مجادله یک طرفه داشته باشند، این بار هم دو طرف هیچ وقت حاضر نشدند رودررو و سر یک میز با یکدیگر صحبت کنند و هر بار یکی درباره عملکرد دیگری صحبت میکرد. یک بار رئیس حوزه هنری به برنامه «هفت» رفت و از سازمان سینمایی گفت؛ بار دیگر هم رئیس سازمان سینمایی میهمان «هفت» شد و از حوزه هنری سخن به میان آورد.
اما این صحبتها مشکلی را که حل نکرد هیچ، بر مشکلات هم افزود. مشکلاتی که همه میدانیم وجود دارد اما میتوان بخشی از آن را با تدبیر و گفتوگوی دو طرفه حل کرد.
حالا هم که ساخت فیلم میلیاردی «لاله» حاشیهساز شده و سینماگران نسبت به حمایت 7 میلیاردی سازمان سینمایی از این پروژه اعتراض میکنند، مدیران سینمایی باید وقتشان را برای پاسخگویی و پاسخسازی در این زمینه بگذارند.
اینها بخشی از حاشیههای مربوط به سازمان سینمایی و البته پررنگترینشان است. حسابش را بکنید سازمانی که از افتتاح آن 6- 7 ماهی میگذرد، چقدر با حاشیه درگیر است؛ حاشیههایی که اگر مدیران سینمایی کمی دقت بیشتری میکردند، خیلی از آنها اتفاق نمیافتاد.
حال این سوال مطرح میشود، مدیری که با این حجم از حاشیهها دست و پنجه نرم میکند، میتواند برای بسترسازی سینمایی که روز به روز مخاطب آن کم میشود، فکر کند؟
آیا با این مشغله فکری میتواند نیاز مخاطب ایرانی را که سینما را دیگر خانه خود نمیداند، برطرف کند؟ یا اینکه نهایت فکرمان میشود این که سالی 100 فیلم تولید کنیم، اما چه فیلمی، خدا میداند...
نویسنده: حمید یادروج
انتهای پیام/ی