اخبار سینما و تئاتر 9 مرداد 91
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:18 PM
خبرگزاری فارس: با بودجه «لاله» میتوان حدود سی فیلم خوب سینمای ایران را کمک کرده و چندین هزار نفر را سر سفره فرهنگ و هنر ایران نان داد. اگر از این سی فیلم، پنج فیلم خوب هم ساخته شود مسئولین هنری ما رسالت خود را انجام دادهاند.

وقتی به جدلهای مطبوعاتی دوستان در سازمان سینمایی، روزنامه کیهان و بهتازگی اشخاص هنرمندی که لب به حمایت و یا مخالفت با پروژه «لاله» میکنم، اینکه این پروژه به دلیل حمایتکنندگان یک پروژه ملی میهنی و اسلامی است کمی مرا به تفکر وا میدارد، که چگونه در این حیطه فرهنگ و هنر همیشه ما شاهد یک بام و دو هوا نسبت به تصمیمات آنها هستیم.
نفس ساخت فیلمی که چهره مثبتی از مردم کشورم را به دنیا نشان دهد بسیار زیباست، اما به چه قیمتی و به چه شکلی مهم است.
اسی نیکنژاد یا همان اسدالله نیکنژاد سازنده سریال «پائیز صحرا» و کاملکننده فیلم «برنج خونین» به کارگردانی امیر قویدل مرحوم، همچنین تحصیل کرده آمریکا، عضو ثابت سندیکای هنرمندان هالیوود، تهیهکننده چندین فیلم درجه دو و سه هالیوودی، به خاطر ابراز علاقه به شخص رئیس جمهور و جلب اعتماد مسئولین هنری ایران قرار میشود فیلمی ارزان از نظر ایشان و دوستان هالیوودیشان با حدود 7، 8 میلیارد تومان درباره زن اتومبیلران ایرانی بسازد و به وسیله آن نشان دهد که چقدر متمدن هستیم، زنهای ما هم رانندگی میکنند و میتوانند همپای مردانمان به پدال گاز فشار دهند و این نشانه تمدن سه هزار ساله ایران زمین شود.
ماجرا چند خطی اینچنین است، اما واقعیت امر چیز دیگری است و آن شیفتگی نسبت به ایرانی است که در بحبوحه جنگ تحمیلی با اعتراض اینکه چرا سریال او را از تلویزیون پخش نکردند به ینگه دنیا میرود و به قول خودش با مرارت و سختی به تهیهکنندگی هالیوودی تبدیل میشود و خیلی راحت بعد از ماجراهایی که بوجود آمده مانند یهودا که تا سه بار خروس نخوانده، حضرت عیسی (ع) را اعلام کرد نمیشناسد، اسیخان عزیز هم حاشا کردند که آن فیلمهای آنچنانی را شخصاً تهیه کردهاند و تنها یک عضو کوچکی از آن فیلمهای آنچنانی بودهاند، به هر حال هر کس میتواند از خودش رفع سوء اثر کند، مخصوصاً اگر حامی آن آقایان مسجد الجواد و مدیران محترم سازمان سینمایی باشند.
داشتم در ذهنم فیلم مستندم به نام «درخشش» را که درباره هنرمندان سینما و چند سالی غیر قابل نمایش است مروری میکردم، دیدم چه ظلمی به بعضی هنرمندان قبل از انقلاب شده است، کسانی که همین هنرمندان امروزی و پس از انقلابی پاهای خود را بر دوش امثال آنها گذاشتند و این سینمای نوین ما بهدنیا آمد، آنها که در قبل از انقلاب در فیلمها حضور داشتند، با چوب ضد انقلابی و هزاران وصله دیگر از حضور در سینما بازماندند، اما آنها با حضور و ماندن در کنار این مردم ثابت کردند، ضد انقلاب نیستند، صداقت خودشان را با حضور و ماندن ثابت کردند و فریاد زدند که ما میتوانستیم در این سینما هم به شکلی که نظام سینما را هدایت میکند، کار کنیم، اما متأسفانه آنها که ماندند، طی این سالیان دق کردند.
اما من نیامدهام تا برای امثال اینها کاریابی کنم و یا اینکه مقدس نمایی بوجود بیاورم، انسانها همه جایز و خطا هستند، به قول «سهراب سپهری» چشمها را باید شست و جور دیگر باید دید. قضیه این هنرمندان و جناب آقای اسی نیکنژاد همان قضیه یک بام و دو هوا است، حالا گیرم ایشان از گلهای متولد شده باغ هنری انقلاب اسلامی است و چون از جنگ بیزار بوده به خارج رفته و حدود 27 ، 28 سالی آنجا به سختی گذرانده، رأفت اسلامی حکم میکند او را که به وطن برگشته زیر پر و بال هنر و فرهنگ خودمان بگیریم و من هم خوشحالم که ایشان فیلم بسازد، اما آیا ما و امثال ما هم که ماندیم و نگاهمان به رأفت اسلامی است آیا مسئولین هنری ما عدالت و عدل را در فرهنگ و هنر این کشور پیاده کردهاند که ما از آمدن امثال آقا اسی بیشتر خوشحال بشویم.
حدود دو سال است پروانه سینمایی فیلم دوم خود را گرفتهام، فیلمنامهام در زمینه جنگ و دفاع مقدس است، نصف هزینه تولید را خودم از جاهای خصوصی فراهم نموده بودم و تنها احتیاج به سیصد، چهارصد میلیون باقیمانده برای ساخت فیلم داشتم. هیچکدام از آقایان لبیک نگفتند و من را کمک نکردند و بهترین سالهای زندگیم را در پشت درهای اتاق وزیر و معاونت سینمایی ایشان گذراندم و به هیچ یک از نامههای من هم ترتیب اثر ندادند. چگونه است آیا ما فرزند این آب و خاک نیستیم، ماندیم، سختی کشیدیم، جنگ کردیم، با انواع و اقسام مشکلات در مملکت ساختیم، چه شد آن عدالت علی ابن ابیطالبی که حرفش را میزنید ولی، تنها به دنبال رانتهای مختلف و دوست و دوست بازی در حیطههای مختلف هنری و فرهنگی هستید، بعد همگی با هم سینه جلو میدهید و اعلام میکنید این زن راننده نمونه یک زن ایرانی است، پس زنان و مادران شهیدان که هر کدام الگویی برای بشریت هستند کجای کار قرار میگیرند، این 7 ، 8 میلیارد تومان بودجه برای این فیلم، میتواند حدود سی فیلم خوب سینمای ایران را کمک کرده و چندین هزار نفر را سر سفره فرهنگ و هنر ایران نان دهد و اگر از این سی فیلم، حتی پنچ فیلم خوب هم ساخته شود، مسئولین هنری ما رسالت خود را انجام دادهاند، امیدوارم کاغذی را که قلمی کردهام، خداوند قبول کند که جز به حق نگاه دیگری در این مقاله نداشتهام.
یا حق
نادر طریقت
کارگردان سینما
انتهای پیام/ی