پاسخ به:سیمای نماز
یک شنبه 8 مرداد 1391 2:20 PM
رکوع وسجده
سُبْحانَ رَبّىَ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِه
ركوع همراه با اين ذكر ملكوتى و آواى روحانى ركنى بزرگ از اركان نماز و نشان دهنده تواضع عبد نسبت به حق است .
ركوع به اين معناست كه : اى مولاى من و اى آقاى كريم ! اينك بنده ات در برابرت سر فرود آورده و براى پذيرفتن تمام دستورهاى تو آماده است ، و خم شدنش به اين معنا است كه آنچه بار مسؤوليت اراده دارى براى گرده اش بگذارد .
حضرت صادق (عليه السلام) مى فرمايد :
* اگر نمازگزار حق ركوع را اينچنين بجاى آورد ، خداوند بزرگ دلش را به نورانيتِ بهاءِ خود منور كند و خانه قلبش را به آن نور زينت دهد .
ركوع كننده بايد در ركوع محو عظمت دوست شود و غير او را حقير و كوچك ببيند . خداوند مهربان چنين ركوع كننده اى را كه متصف به خشوع و خضوع است در سايه بزرگوارى خود جاى دهد و او را به لباس برگزيدگان از اوليايش بيارايد .
حضرت در ادامه سخنانش مى فرمايد :
* ركوع كن اما با قلبى كه از خشوع نسبت به حق ، يعنى بيم و ترس از او ، پر باشد مانند ترس آن كس كه گردنش زير شمشير قرار دارد . در حال ركوع ، اعضا و جوارحت را از حركات بيهوده باز دار تا از فوايد ركوع راكعين بهره مند شوى .
به هنگام ركوع به مانند حال حمد و سوره ، دل از وسوسه و فريب شيطان دور دار ، زيرا خداوند هركس را كه عجز و انكسارش بيشتر باشد ، عزّت بيشتر مى دهد و بى ترديد راه يافتن به منزل تواضع و خضوع و فروتنى و بيم و ترس از مقام حق ، به اندازه آگاهى انسان نسبت به عظمت و جلال مولاست .
هر چه معرفت بيشتر باشد ، تواضع و فروتنى به آن آستان بيشتر است . اينجاست كه پس از يافتن كوچكى جهان و موجوداتش و توجّه به عظمت بى نهايت در بى نهايت مولا ، يك مرتبه در حال ركوع فرياد برمى دارى : « سُبْحانَ رَبّىَ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِه » .
منزّه از هر عيب و نقصى است مالك و پرورش دهنده بزرگ من ، و من به كمك و يارى او سپاسش مى گزارم و حضرتش را آن طور كه حق اوست مى ستايم .
سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَه
اين جمله را پس از سر برداشتن از ركوع ، در حال استقرار بدن به زبان جارى مى كنى كه : خداى من شنوا و پاسخگوى سپاس و ستايش من است .
سُبْحانَ رَّبى الاْعْلى وَ بِحَمْدِه
سجود منتهاى فروتنى و افتادگى عبد است در برابر معشوق حقيقى . و چه بهتر كه ترجمه و توضيح سجود را نيز همانند ركوع از حضرت صادق (عليه السلام)بشنويم :
* زيانكار نيست و با زيانكاران محشور نمى شود كسى كه حق سجده را اگر چه در تمام عمر يك بار بجاى آورده باشد ، و رستگارى ندارد كسى كه در حال سجود با حبيبش حلوت كند . ولى از واقعيّت و حقيقت برنامه دور باشد ، سجده كند ولى خود را گول بزند ، سجده كند اما از بشارت الهى نسبت به بندگانش كه سعادت در دنيا و بهشت در آخرت است غافل بماند .
دور نيست كه عنايت دوست آن بنده اى كه از كانال سجده خود را به مقام قرب مى رساند و به عمل و كار خود توجه دارد و بساط كبريايى را با سجده مى بوسد و مى داند كه ستايشِ چه وجود مقدسى را به زبان جارى مى كند ، و چه دور است از لطف محبوب آن كس كه در سجده غافل از اوست و ادب و آداب سجده را رعايت نمى كند و به جاى متذكر شدن حق و حقيقت ، غافل مى ماند و حرمت مولا را نگاه نداشته و دل به غير او مى بندد . آرى ، سجده كن اما در نهايت تواضع و ذلت ، سجده اى كه آگاهى و شعور آن را همراهى كند . آگاهى به اينكه خاكى كه پيشانى بر آن دارى و هزاران پاى بشر و موجود زنده غير بشر بر آن گذاشته شده ماده اصلى آفرينش توست . همين خاك بود كه تبديل به نطفه وجود تو شد ، نطفه اى كه همه از بويش فرار مى كردند . آرى ، ذرّه اى گمشده در جهان خاك بودى ، او با لطف و كرم خودش به وجودت آورد ، و همين جسم و بدن را كه ساخته و پرداخته است دوباره به خاك برمى گرداند و آن گاه براى جزا دادن از همين خاك تو را به قيامت خواهد كشيد .
سجود را براى اين قرارداد كه با دل و جان و همه حواس و قوا در مقام و عظمت او فانى شود و جز او كسى را نبينى . آرى ! هر چه به او نزديك شوى از غيرش دور گردى . همچنان كه در حال سجود ديده ات چيزى را نبيند ، بايد دلت نيز چيزى را نبيند . تأسف باد بر كسى كه در نماز و به خصوص در سجده دل در گرو غير دارد ، و در حقيقت به غير دوست نزديك مى شود و از حضرت محبوب دور مى گردد !
در قرآن مجيدش فرموده :
* « براى كسى دو دل قرار نداديم » تا با يك دل رو به خدا باشد و با دل ديگر متوجه غير .
آرى ! يك دل است و بايد روى آن متوجه يكى باشد : خدا و بس .
رسول الهى مى فرمايد :
* دلى كه متوجه اوست ، همو متكفل صاحب اوست . كسى كه در نماز مشغول به غير خداست ، خود را مسخره كرده و در زمره زيانكاران است .
پس از اينكه هفت موضع بر زمين قرار گرفت و دل و جان در گرو عشق معشوق رفت ، از شدت اتصال فرياد عاشقانه از قلب و زبان برمى آيد كه : « سُبْحانَ رَبّىَ الْاَعْلى وَ بِحَمْدِه » .
آرى ! از هر عيب و نقص منزه و پاك است صاحب و پرورش دهنده اعلاى من ، و اين منم كه به كمك او به ستايش و سپاسگزارى مشغولم .