0

لطیفه هاو جوک ها

 
mojtaba9946
mojtaba9946
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 4
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها
پنج شنبه 21 دی 1391  8:51 PM

رفتم مرغ خریدم ! یه دفه یه گدایی اومد جلومو گرفت گفت مبارک باشه شیرینییشو نمیدی ؟

به هوشنگ میگن جذر عدد 7 به توان 2 تقسیم بر مکعب آن چند میشود؟ هوشنگ اندکی فکر کرد و جان به جان آفرین تسلیم کرد

شنیدم داخل فریزرتان مرغ دارید !!!
بیایید شادیهایمان را قسمت کنیم.

از جمله ی : "میخوام باهات صحبت کنم " خیلی بدم میاد....
تموم کارهای زشت و بد وغیر انسانی که از بدو تولد انجام دادم
یهههههههو میاد جلو چشام

توی مجلسی به همه موز میدادن به غضنفر نرسید بهش هویج دادن گفتن صداشو در نیار مال تو خونیه

چندتا فامیل پیر داریم همیشه توی عروسی ها میومدن سیخونک میزدن تو پهلوم در گوشم میگفتن :
بعدی تویی,بعدی تویی...
البته دیگه اینکارو نمیکنن...
چون توی مجلسهای ختم، منم باهاشون همین کارو میکردم

درسته که ما روزه نمیگیریم ولی دیگه اینقدر هم کافر نیستیم که اگه واسه افطاری جایی دعوت شدیم نریم !

معرفی دست خط دکتر !
چیزی که تو می بینی: ∮₪₩₮£
چیزی که داروخانه می خونه : آسپیرین ۵۰۰ میلی گرم !

فک کنم بابام گنج پیدا کرده ، هم نون خریده هم مرغ!

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها