پاسخ به:ارتباط و انس با قرآن
چهارشنبه 4 مرداد 1391 1:00 PM
|
مراتب انس با قرآن در روایات4
|
|
در مورد صفات كيفي، مثل هوش نيز همين قانون وجود دارد. اكثر افراد، بهره هوشيِ نزديك به هم دارند و در يك رده قرار مي گيرند؛ امّا درصد اندكي كم هوش و درصد اندكي هم نابغه هستند. اگر جامعه اي اين گونه نباشد، حالت طبيعي ندارد. در يك كلاس درس هم اگر همه تيز هوش باشند يا همه دير فهم، آن كلاسْ طبيعي نيست و معمولاً اين گونه اجتماعات با مشكلات خاصّي مواجه هستند.[1] در مورد طرحي كه ارائه شد، بايد اشاره كنم كه اكثر افراد جامعه مي توانند در اين طرح گنجانده شوند و تعداد بسيار معدودي اند كه در هيچ مرتبه اي از اين طرح واقع نمي شوند. در حدّ بالاي طرح هم، بعد از مقام عمل و فراتر از آن، درصد اندكي وجود دارند كه به نقطه اي رسيده اند كه ديگران از رسيدن به آن عاجزند. آنها (راسخين في العلم) هستند كه تعدادشان بسيار كم است و عبارت اند از پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و بعضي از علما اينان، عالم به بطون قرآن هستند. البته در رأس آنها پيامبر(ص) است؛ چون حقيقت قرآن بر قلب مبارك ايشان نازل گرديده است: نزل به الروح الأمين علي قلبك لتكون من المنذرين.[2] امام خميني(ره) در مورد فهم پيامبر(ص) از قرآن مي فرمايد: قرآن يك نعمتي است كه همه ازش استفاده مي كنند؛ امّا استفاده اي كه پيامبر(ص) از قرآن مي كرده است، غيرِ استفاده اي است كه ديگران مي كردند: (انّما يعرف القرآن من خوطب به). ديگران نمي دانند. ماها يك ذرّه اي، يك چيزي، يك خيالاتي پيش خودمان داريم. آنكه قرآن بر او نازل شده، مي داند چيست، چه مقصد در اين نزول است و محتوا چيست و غايت اين كار چيست. او مي داند. آنهايي هم كه به تعليم او تربيت شده اند، آنها هم براي خاطر تربيت او مي دانند. هنر انبيا اين بوده است كه مسائل را، مسائل دقيق عرفاني را با يك لفظي مي گفتند كه هر كسي يك جوري ازش، خودش مي فهميده؛ ولي واقعش مال آنهايي است كه بالاتر از اين، افقشان است و اين هنر در قرآن از همه جا بالاتر است و در ادعيه هم هست.[3] در مورد علم اهل بيت(ع) به قرآن نيز علامه طباطبايي در تفسير آيه اي مي نويسد كه ايشان مي توانند به علومي دست پيدا كنند كه ديگران از رسيدن به آنها عاجزند؛ مثلاً در مورد (مسّ قرآن) كه در آيه آمده: (لايمسّه إلا المطهّرون)، علامه طباطبايي با بيان چند مقدمه، از اين آيه چنين نتيجه مي گيرد كه: 1) مراد از (مَس)، علم به قرآن است. 2) مصداق (مطهرون)، مقرّبون هستند (با توجّه به روايت نبوي ذيل آيه كه حضرت، همين گونه تفسير فرمودند).[4] 3) مقرّبون، اعم از فرشتگان اند و شامل اهل بيت(ع) هم مي شود. 4) منظور از طهارت، تنها طهارت از نجاست ظاهري و باطني نيست؛ بلكه مراد، پاك كردن قلوب آنها از تعلّق به غير خداست. نتيجه: علم به قرآن، فقط شامل ملائك نيست و شامل اهل بيت(ع) هم مي شود.[5] امام باقر(ع) در ذيل آيه: (قل كفي باللّه شهيداً بيني و بينكم ومن عنده علم الكتاب) فرمود: منظور از آيه، ما اهل بيت هستيم و اوّلين و برترين ما علي(ع) است. پس تا اينجا روشن شد كه علم به قرآن، مخصوص (راسخين في العلم) است كه شامل پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و تعدادي از علما مي شود. البته در رأس همه اينها و كاملترين راسخان، شخص پيامبر(ص) است. امام صادق(ع) مي فرمايد: فرسول اللّه(ص) أفضل الراسخين في العلم قد علّمه اللّه جميع ما أنزل عليه من التنزيل والتأويل وما كان اللّه لينزّل عليه شيئاً لم يعلمه تأويله و أوصياء من بعده يعلمونه كلّه.[6] رسول خدا برترين راسخان در علم است كه خداوند، تمام قرآن و تفسير و تأويل آن را به او آموخته است و آيه اي نازل نكرده است كه حضرت، تفسير و تأويل آن را نداند و جانشينان بعد از او نيز تمام آن را مي دانند. 2ـ در طرح ارائه شده، بالاترين رتبه انس با قرآن، عمل به قرآن بود؛ امّا در روايات، رابطه عمل با علم، رابطه اي دو طرفه است و عمل، هم از آثار علم شمرده شده و هم از آن به عنوان مقدمه علمْ ياد شده است. پيامبر(ص) فرمود: انّ العالم من يعمل بعلم وان كان قليل العمل. [7] عالم، كسي است كه براساس علمْ عمل كند؛ گرچه مقدار عمل او اندك باشد. و در روايت ديگري فرمود: لا تكون ُعالماً حتّي تكونُ بالعلم عاملاً. [8] عالم نخواهي بود، مگر آنكه به علم خويش عمل كني. در مورد مقدمه بودن عمل براي علم نيز پيامبر(ص) فرمود: من عمل بما يعلم، ورّثه اللّه علم ما لم يعلم.[9] هر كس به آنچه مي داند عمل كند. خداوند آنچه را نمي داند به او ياد مي دهد. اطلاق رواياتي كه رابطه دو طرفه علم و عمل را بيان مي كنند، شامل علم و عمل به قرآن هم مي شود. هم علم به قرآن، مقدمه عمل به آن و هم عمل به قرآن، مقدمه علم به آن است. پس دسته اي از معارف قرآن، اختصاص به (راسخين في العلم) دارد و از دايره فهم عادي خارج است و همه كس را ياراي دستيابي به آن نيست؛ امّا غير از آن را ديگران هم درك مي كنند؛ علمشان مقدمه عمل مي شود و عملشان، موجب زيادي علم آنها مي گردد. خداوند بر علم و عمل قرآنيِ ما بيفزايد. [1] . براي اطلاع بيشتر در مورد قانون فوق به كتابهاي آموزشي آمار، بحث توزيع نُرمال، مراجعه كنيد. [2] . سوره شعراء، آيه 193ـ194. [3] . ر.ك: قرآن، كتاب هدايت در ديدگاه امام خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، ص147 (تاريخ سخنراني: 1363/6/3). [4] . الدر المنثور، جلال الدين السيوطي، ج8، ص27. [5] . الميزان، ج19، ص127. [6] . الكافي، ج1، ص213. [7] . ثواب الأعمال، ص436. [8] . تنبيه الخواطر، ابوالحسين ورّام، ج2، ص214؛ مجمع البيان، الطبرسي، ج8، ص446. [9] . حلية الأولياء، ابونعيم الاصفهاني، ج10، ص15؛ الجامع الصغير، جلال الدين السيوطي، ج2، ص192 (ح5711)؛ غرر الحكم، ح9569؛ مشكوة الأنوار، ابوالفضل علي الطبرسي، ص139؛ التوحيد، الصدوق، ص416؛ ثواب الأعمال، ص161؛ أعلام الدين، الديلمي، ص96. |
| اصغر هادوي كاشاني- فصلنامه علوم حديث، ش13 |