پاسخ به:قرآن و علوم اسلامی
چهارشنبه 4 مرداد 1391 8:33 AM
|
رابطه قرآن و سیاست2
|
|
حضرت آيت الله مكارم در ذيل اين آيه نيز ميفرمايد: گرچه كلمة «الأمر» مفهوم وسيعي دارد و همه كارها را شامل ميشود ولي مسلم است كه پيامبر هرگز در احكام الهي و قانونگذاري مشورت نميكرد بلكه در آنها صرفاً تابع وحي بود.[1] قرآن كريم و انديشه سياسي قرآن كريم، مطابق آيه 89 سوره نحل بيانگر هر چيز ميباشد، كه از مباحث سياسي نيز بحث كرده است. و همانطور كه قبلا گفتيم دين اسلام در عرصه سياست نيز وارد شده است و ورود به سياست به اين معني است كه قرآن كريم داراي انديشه سياسي است. اين انديشه سياسي داراي دو بخش است، يكي «فلسفه سياسي اسلام» و ديگري «فقه سياسي اسلام» ميباشد.[2] يكي از مباحثي كه در فلسفه سياسي اسلام، مطرح است، ارتباط عميق فلسفه سياسي و اعتقادي ميباشد. اين مطلب از آيه 59 سوره نساء استفاده ميشود. در اين آيه آمده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ»؛ اي اهل ايمان، خدا و رسول و فرمانداران از طرف خدا و رسول را اطاعت كنيد، اگر در امري كارتان به گفتگو و نزاع كشد به حكم خدا و رسول بازگرديد، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد. در تفسير راهنما آمده است: چون اطاعت از خدا و رسول و اولوالامر يك مسأله سياسي است، مترتب بر ايمان ميباشد كه يك مسأله اعتقادي شده است، پس ميان مسائل سياسي و امور اعتقادي رابطه عميق وجود دارد.[3] همچنين اين مطلب را از آيه 144 سوره نساء نيز استفاده ميشود كه حكومت بايد بر مبناي ايمان باشد.[4] در پايان بايد گفت: زيربناي تمامي اصول، در انديشههاي سياسي اسلام، عدالت است.[5] تا جايي كه واژه عدل و مشتقات آن 29 بار و واژه ظلم و مشتقات آن بيشتر از 290 بار در اين كتاب آسماني آمده است. لازم به ذكر است كه در اين نوشتار به برخي از مباحث سياسي كه در قرآن كريم به آن پرداخته شده است، اشاره نموديم، گرچه تمامي مفاهيم و مسايل سياسي هر كدام به نوعي در قرآن كريم بيان شده و به آن پرداخته شده است كه در اين اختصار مجال پرداختن به آن نيست. به اميد آن كه بتوانيم انديشه سياسي قرآن كريم را در همه زمينهها و ابعاد مختلف در جوامع اسلامي پياده كنيم. [1] . ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، (دار الكتب الاسلاميه، چ بيستم، 1371)، ج 3، ص 143. [2] . احمد واعظي، حكومت اسلامي، (سامير، چ اول، 1380)، ص 26. [3] . اكبر هاشمي رفسنجاني، تفسير راهنما، (انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چ دوم، 1379)، ج 3، ص 435. [4] . اكبر هاشمي رفسنجاني، تفسير راهنما، (انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چ دوم، 1379)، ج 4، ص 125. [5] . بهرام اخوان كاظمي، عدالت در انديشههاي سياسي اسلام، بوستان كتاب، چ اول، 1382، ص 51. |
| سيد محمد ميرعماد- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه |