پاسخ به:اعجازوتحدی قرآن
سه شنبه 3 مرداد 1391 1:12 PM
|
درآمدی بر تبیین وجوه عام اعجاز قرآن3
|
|
از پيشينيان، شايد شناختهترين كسي كه كوشيد در اين راه به فهمي روشمند دست يابد و با جديّت تمام، ديگران را به اين نوع نگرش فراخواند محمد غزّالي (م 505 ق) باشد كه هم در احياء علوم الدين[1] و هم در جواهر القرآن[2] سخت بر اين نظر پاي فشرده است. صاحب كتاب فكرة اعجاز القرآن كه به معرفي كوتاه آراي دانشمندان علوم قرآني از قرن دوّم تا قرن چهاردهم پرداخته است، در موارد متعددي نظرات كساني همچون طنطاوي صاحب تفسير الجواهر را بازگو ميكند كه به تصريح با اشاره وجه اعجاز قرآن را در رازگشايي از حقايق علمي جهان برشمردهاند.[3] 3 ـ 1 ـ 10 ـ فصاحت و علم در همة آيات قرآني جارياند. از جمله معتقدان به اين نظر علامه شمسالدين محمد آملي صاحب كتاب نفائس الفنون است. وي سبب اعجاز قرآن را دو عامل ميشمارد كه هر دو در تمامي آيات قرآن جاري و نمودار است. اين دو عامل عبارتاند از: الف) فصاحت و بلاغت منحصر به فردي كه تمام بليغان عرب را از همانندآوري عاجز ساخت. ب) اشتمال بر جميع معارف و حِكَم و محاسن شيم (اخلاق) و اقاصيص اولين و آخرين و اخبار از مغيّبات و كيفيت اداي طاعات و امتناع از منهيّات و جميع آنچه در تكميل نفوس بشري و وصول به سعات ابدي بدو احتياج افتد.[4] 3 ـ 1 ـ 11 ـ در قرآن هزاران معجزه وجود دارد. ابن سراقه، بنابر آنچه سيوطي در اتقان از وي نقل ميكند بر آن است كه تمامي وجوهي كه عالمان در تبيين وجه اعجاز برشمردهاند درست است و با اين همه به يك دهم از ده يكِ كل وجوه اعجاز دست نيافتهاند.[5] زرقاني نيز به وجود هزاران وجه اعجاز در قرآن تصريح ميكند و ميگويد: بسيار اتفاق ميافتد كه يك معجزه تنها در يك آيه مشاهده ميشود، همچنان كه آية «مباهله» به تنهايي يك معجزه است.[6] 3 ـ 1 ـ 12 ـ وجوه اعجاز قرآن به موازات پيشرفت اعصار، ظاهر ميشود. آنچه اين نظر را از نظرية پيشين متمايز ميسازد، توجّه به عنصر تعيين كنندة زمان در ظهور معجزات قرآن است. بنابراين اعتقاد، وجوه اعجاز قرآن، نه تنها بيش از آن است كه قابل استقصا و شمارش باشد بلكه قرآن با مردم هر عصر و زمان با زبان خودشان از اعجاز خود سخن ميگويد و متناسب سطح درك و ظرفيت فهم و خرد و آگاهي آنها، ابعادي از معجزات خود را آشكار ميسازد پس ميتوان گفت: قرآن، كتاب همة دورانهاست كه همواره به زبان روزگار خود سخن ميگويد.[7] 4. موجبات اختلاف در تبيين وجوع اعجاز سخن در عوامل ايجاد اختلاف ميان دانشمندان قرآن پژوه پيرامون توضيح در چگونگي اعجاز قرآن و زوايا و دريچههاي آن، پيچيده و گسترده است. آنچه به اجمال ميتوان آورد طرح آنها در ساختار سه عنوان كلي ذيل است: الف ـ عوامل انساني و شخصي؛ ب ـ عوامل علمي و اجتماعي؛ ج ـ عوامل قرآني. 4 ـ 1 ـ عوامل انساني و شخصي اين عوامل به نوبة خود به مؤلفههاي ديگري بخشپذيرند: 1. دشواري بيان يك احساس دروني: اساساً درك و بيان يك احساس قدسي و جمال بيكران در قالب الفاظ سخت ثقيل و بر گردة زبان، تحمل ناپذير است. 2. تفاوت مراتب درك: گروناگونيِ دريافت باطني انسانها از آن حقيقت شكوهمند نيز امكان توضيح واحد را كاهش ميدهد. 3. اختلاف در بيان و تعبير: اختلاف سليقه و تفاوت در گزينش معيارها و تعريفها نيز از جملة موجبات ناهماهنگي در تحليل و تبيين وجوه اعجاز است. 4 ـ 2 ـ عوامل علمي و اجتماعي اين مقوله نيز خود متشكل از اسباب گوناگوني است: 1. بررسيهاي علمي و تخصصي: پيشرفت زمان، طرح پرسشهاي جديد و گسترش عرصة انديشة تخصصي موجب طرح رويكرد تازه و مباحث نوين در زمينة اعجاز قرآن گرديد. 2. رشد و گسترش علوم: رشد دانشها موجب اصلاحات تازه يا ساختار بهتر بخشيدن به مباحث و تنظيم مطلوبتر مباحث بوده است. 3. كشف وجوه تازه در اعجاز قرآن: علاوه بر عوامل ياد شده، بايد از طرح عناوين تازه در وجوه اعجاز سخن گفت كه بر پيشينيان پوشيده مانده بود. 4 ـ 3 ـ عوامل قرآني شايد بتوان گفت مهمترين عوامل ايجاد اختلاف ميان اذهان بشري در تبيين وجوه اعجاز در خود قرآن كريم نهفته است: 1. بيكرانگي دنياي قرآن؛ 2. تفاوت مراتب ظهور اعجاز در آيات؛ 3. تفاوت دامنة وجوه اعجاز در شمول بر آيات. 5 ـ نتيجه مشاهده شد تمامي شرايط اعجاز در معجزة جاودان اسلام يعني قرآن كريم موجود است و از همان صدر نزول، مخالفان و شكّاكان را به تحدّي دعوت كرده است. درخشش اعجاز قرآن به گونهاي است كه نه تنها استوانههاي فصاحت و بلاغت و اركان ادبيات عرب در صدر اسلام و بلكه در طول تاريخ تا به امروز را خاضع كرده است بلكه براي تمامي مشتاقان راستين درك حقّانيت قرآن راه و روشهاي اطمينان بخش و يقينآور تدارك ديده است. بنابراين به رغم تحيّر و سرگشتگي دانشمندان در طول اعصار در تبيين چند و چون اعجاز، همگان اعمّ از مسلمان و غير مسلمان در پيشگاه عظمت قرآن سر تسليم فرود آوردهاند و هيچ كس را توان و ياراي ايستادگي در برابر تحدّي آن نبوده است. [1] . ر. ك: ابوحامد محمد غزالي، احياء علوم الدين، دارالهادي، بيروت، چاپ اوّل، 1412 ق، ج 1، ص 431. [2] . همو: جواهر القرآن، ترجمه ابوحفص نجم الدين نسفي، بنياد علوم اسلامي، تهران، چاپ دوّم، 1360 ش. [3] . نعيم حمصي: فكرة اعجاز القرآن، ص 223 ـ 232 و موارد متعدد ديگر از همين كتاب. [4] . ر. ك: شمس الدين محمد بن محمود آملي: نفائس الفنون في عرائس العيون، اسلاميه، تهران، 1377 ق، ج 1، ص 357 و 358. [5] . ر. ك: جلال الدين سيوطي: الاتقان في علوم القرآن، ج 2، ص 1013؛ نعيم حمصي: فكرة اعجاز القرآن، ص 80. [6] . محمد عبدالعظيم زرقاني، مناهل العرفان في علوم القرآن، دارالكتب العلميه، بيروت، 1409 ق، ج 2، ص 359 ـ 360. [7] . ر. ك: علوم القرآن عند المفسرين، ج 2، ص 567. |
| قرآن در آينة پژوهش2 ـ عليرضا حلمزاده |