0

اعجازوتحدی قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعجازوتحدی قرآن
سه شنبه 3 مرداد 1391  1:12 PM

درآمدی بر تبیین وجوه عام اعجاز قرآن2

 

اين در حالي است كه دانستيم مردم در درك اين حقيقت و رسيدن به اين علم، يا به عبارت ديگر به وجه دلالت آن، با يكديگر تفاوت دارند، زيرا غير عرب تنها از طريق آگاهي يافتن از ناتواني عرب در اين مسأله به اين معرفت مي‌رسد كه قرآن معجزه است. غير عرب در معرفت اين امر واسطه‌هايي نياز دارند كه افرادي كه خود اهل فصاحت‌اند بدان نيازمند نيستند. امّا زماني كه همين غير عرب از ناتواني اهل فصاحت در اين مسأله آگاهي مي‌يابد، به منزلة آنان، مخاطب اين آيت و حجّت قرار مي‌گيرد. به همين نحو، كساني هم كه اهل فصاحت‌اند، ولي در سطحي متوسط قرار دارند، به آن اندازه به درك مسألة اعجاز نايل نمي‌آيند كه صاحبان قدرت و توانايي و چيره‌دستان اين صناعت بدان نايل مي‌شوند. به همين دليل نيز، شايد اين متوسط‌ها از اين نظر در رديف غير عرب قرار گيرند كه تنها در صورت آگاهي يافتن از ناتواني خداوندگارانِ اين هنر حجّت بر آن‌ها تمام مي‌شود. بنابراين، در اين مسأله، آنان كه مرجع و معيارند مجموعه فصيحانند، نه تك تك آن‌ها....[1]
امّا ديري نمي‌پايد كه دانش‌مند مزبور، اين سخن خود را كه گفته بود تنها اعراب عصر بعثت مخاطب تحدّي هستند، ناديده مي‌گيرد و مي‌گويد:
اين تحدّي، به يك نحو، هم آنان و هم ديگران را مورد خطاب قرار مي‌دهد: ما به همان نحو كه از ناتواني مردم نخستين عصر (در آوردن همانند قرآن) آگاهي مي‌يابيم، از ناتواني مردم ديگر عصرها نيز آگاه مي‌شويم، زيرا راه رسيدن به چنين آگاهي‌اي در هر دو مرود يكي است، چرا كه همه به يك نحو مخاطب تحدّي و مبارزه‌جويي قرار گرفته‌اند و از ديگر سوي، روحِ به مخالفت و مبارزه برخاستن در همة طبايع به يك نحو موجود است و تكليف نيز به يك شيوه و بي‌آن‌كه تفاوتي در كار باشد متوجه همگان است.[2]
به نظر مي‌رسد تصوّر تعارض در سخنان علامه باقلاني، توهّمي بيش نباشد كه از تعارض ظاهري دو سخن ياد شده نشأت گرفته باشد در حالي كه با اين توضيح مختصر، اشكال مذكور مرتفع مي‌شود كه: هر چند خطاب تحدّي به همگان است امّا در حقيقت اين متخصصان و نخبگان فصاحت و بلاغت (يا هر يك از ديگر وجوه اعجاز قرآن) هستند كه مخاطب تحدّي واقع مي‌شود و اگر قرار باشد نمونه‌اي همانند قرآن برساخته شود، هر چند همه بخواهند، امّا به طور طبيعي همان متخصصان مدعي و تلاشگر در اين كار خواهند بود. بنابراين اگر تا آخر تاريخ هم، همه مخاطب تحدّي قرآن باشند، در عمل نگاه همة شكّاكان در اعجاز براي مشاهدة نتيجه كار به استادان فن به ويژه سرآمدان صدر تاريخ اسلام كه فحول ادبيّت و عربيّت بودند دوخته مي‌شود؛ گرچه تا ابدالدهر نيز هرگز توان كوچك‌ترين مقابله‌اي را در اين جهت نخواهند داشت ـ هم‌چنان كه طول تاريخ بشريت از صدر اسلام تاكنون نشان داده است ـ و روز به روز اين ناتواني و شكست ظاهرتر و قطعي‌تر جلوه مي‌كند، پس تعارضي در كار نخواهد بود.
3. سيري در وجوه اعجاز قرآن كريم
دربارة وجوه اعجاز قرآن در طول تاريخ اسلام، فراوان گفته و نوشته‌اند، به گونه‌اي كه توصيف، تبيين و بررسي آن‌ها مستلزم چندين پژوهش گسترده و پردامنه است. اينك به صورتي كاملاً مجمل و مختصر سيري داريم در مشهورترين وجوهي كه نامداران پهنة تفسير و قرآن‌پژوهي در آثار خود به يادگار نهاده‌اند و يا از قول آن‌ها در آثار ديگران نقل شده است.
3 ـ 1ـ تنوع حيرت‌انگيز آرا دربارة وجه اعجاز قرآن
گوناگوني آراي قرآن پژوهان در امر اعجاز قرآن، بسي شگفت‌انگيز است. هر چند به تصريح تمامي انديش‌مندان مسلمان اصالت معجزه بودن قرآن كريم، حقيقتي است كه مورد پذيرش و اتفاق همگان است و هيچ كس در آن ترديد روا نمي‌دارد، با اين حال، اين كتاب آسماني، چون توسط بشر، در معرض تبيين علمي قرار مي‌گيرد، معركه‌ها برمي‌انگيزد و هوش و خرد نقّادان معاني و الفاظ را به بهت و حيرت وامي‌دارد.
اينك به ذكر فشردة نظرات پرداخته، از توضيح و تفصيل آن‌ها صرف‌نظر مي‌كنيم:
3 ـ 1 ـ 1ـ بحث از وجوه اعجاز قرآن ضروري نيست.
علامه شعراني ضمن برشمردن وجوهي از اعجاز، يادآور مي‌گردد كه خواجه نصيرالدين طوسي همة آن‌ها را محتمل مي‌شمرد و سپس اظهار مي‌كند كه بحث از وجوه اعجاز، بحثي غير لازم است و دقت در علّت اعجاز، وسوسه‌اي غير ضروري است كه نفعي جز انحراف ذهن از راه مستقيم ندارد.[3] با توجّه به توضيحات علامه شعراني در اثر ديگر خود، راه سعادت، مي‌توان گفت: ايشان توجّه و وسواس بر كشف وجه اعجاز را براي اذهان ضعيف، مجاز نمي‌شمرد، ولي به طور كلي غير ضروري بودن اين بحث يا نهي از وسواس بي‌جا در چند و چون اين مفهوم، منافاتي با سودمند يا حتي مستحسن بودن اين مباحث ندارد، هم‌چنان كه خود نيز در حد معمول و معقول بدان پرداخته است.[4]
3 ـ 1 ـ 2 ـ كاوش از وجوه اعجاز قرآن ضروري است.
در نقطة مقابل نظر پيشين، علامه جرجاني، اطلاع ما را از شكست اعراب در برابر تحدّي قرآن، موجب بي‌نيازي از كاوش در چرايي اين واقعيت نمي‌داند و ترجيح جهل را بر علم در اين باره مجاز نمي‌شمرد و خود نيز در كاوش از اين چگونگي قدم در ميدان تحقيق مي‌نهد.[5]
3 ـ 1 ـ 3 ـ ادراك وجه اعجاز امكان‌پذير نيست.
برخي از قرآن پژوهان و مفسران برآنند كه وجه اعجاز قرآن ـ هر چه باشد ـ براي بشر قابل درك نيست و «ترديد در تعيين وجه اعجاز قرآن دليل بر نشناختن و در نيافتن وجه اعجاز قرآن است.»[6] از دانش‌منداني علامه مجلسي،[7] سكّاكي[8] و حسن بن محمد قمّي[9] مشابه اين نظر نقل شده است.
3 ـ 1 ـ 4 ـ اعجمي تنها با استدلال، اعجاز را درمي‌يابد.
بسياري از دانش‌مندان تأكيد مي‌كنند كه اعجمي و حتي عرب غير فصيح و ناآشنا با بلاغت، نمي تواند با علم تفصيلي و به گونه‌اي بديهي و ضروري، اعجاز قرآن را دريابد و تنها راه فهم اعجاز قرآن براي اين گروه، استدلال است.[10]
روشن است كه اين نظر دربارة درك اعجاز بلاغي قرآن درست است، ولي آيا قرآن كريم، تنها از نظر بلاغت معجزه است كه راه درك تفصيلي آن بر اعجمي مسدود باشد؟!
3 ـ 1 ـ 5 ـ ناآشنا به زبان عربي نيز محروم و محجوب از قرآن نيست.
در مقابل رأي سابق، گروهي ديگر از دانش‌مندان، درك اعجاز قرآن را براي احدي از كساني كه بخواهند به وجهي از وجوه اعجاز دست يابند، غير ممكن نمي‌دانند؛ يعني هم‌چنان كه ممكن است باب معارف قرآن بر روي كسي كه جزاز بلاغت آن آگاهي ندارد ناگشوده بماند، كساني هم كه از بلاغت قرآن سررشته‌اي ندارند ممكن است از وجوه ديگر، روزنه‌اي براي مشاهدة عظمت كبريايي و ماورايي اين كتاب براي خود بيابند.[11]
3 ـ 1 ـ 6 ـ نظريه صرفه: اعجاز قرآن جلوگيري مردم از همانندآوري است.
از ديرباز، كساني از مذاهب مختلف اسلامي هم‌چون ابواسحاق نظّام (م 436 ق) و ابن سنان خفاجي (م 466 ق) نظريه‌اي را مطرح كرده و گسترش داده‌اند كه بر آن است «رمز شكست اعراب در رويارويي با قرآن، نه از ناحية جنبه‌هاي دروني قرآن بلكه به سبب نيروي بازدارنده‌اي است كه خداوند نسبت به مخالفان و منكران حقانيت قرآن اعمال مي‌كند و به اين وسيلة از همانندآوري آنان مانع مي‌شود.»[12] ناگفته نماند كه برخي از معتقدان به نظرية صَرفه، يا كساني كه احتمال درستي آن را نيز مي‌دهند، علاوه بر نظريّة صرفه، وجوه ديگر اعجاز را نيز صادق مي‌دانند، از اين گروه مي‌توان راغب اصفهاني[13] و خواجه نصيرالدين طوسي[14] را نام برد.
3 ـ 1 ـ 7 ـ نيازي به فراگير بودن وجوه اعجاز نسبت به كل آيات نيست.
از نظرات تازه‌اي كه مطرح شده، مي‌توان نظر خالدالعك را نام برد. وي مي‌نويسد: در قرآن كريم دوازده معنا وجود دارد كه اگر در تمام قرآن جز يكي از آن‌ها نبود براي اثبات اعجاز آن كفايت مي‌كرد. اين معاني عبارت‌اند از: ايجاز لفظ، تشبيه چيزي به چيز ديگر، استعاره، معاني نو، هماهنگي حروف و كلمات، فاصله‌هاي مقاطع كلام در آيات، تجانس ساختار كلمات، بيان قصص و احوال، اشتمال بر حكمت‌ها و اسرار، مبالغه در امر و نهي، حسن بيان مقاصد و اغراض، تمهيد مصالح و اسباب و اخبار از آنچه بوده و خواهد بود.[15]
وجوه مذكور سيزده وجه است كه ممكن است مؤلف دو تا از آن‌ها را با هم به حساب آورده باشد نظير تشبيه و استعاره. به هر حال با توجّه به اين‌كه تمامي اين وجوه در كل آيات جريان ندارد معلوم مي‌شود كه از نظر ايشان وجود يكي از وجوه اعجاز در پاره‌اي از آيات براي اثبات اعجاز كل قرآن كفايت مي‌كند.
3 ـ 1ـ 8 ـ وجه حقيقي اعجاز، جمع همة ويژگي‌ها است.
از جملة نظريه‌هاي قابل توجّه در تبيين وجه اعجاز قرآن، رأيي است كه بدرالدين زركشي اظهار داشته و مي‌گويد:
نظر اهل تحقيق آن است كه مي‌گويند اعجاز قرآن با تمامي وجوه ياد شده واقع شده است نه به تك تك آن‌ها، چرا كه قرآن، همة آن‌ها را با هم جمع كرده است پس معنا ندارد كه با وجود اشتمال بر همه، تنها به يك وجه نسبت داده شود.[16]
3 ـ 1 ـ 9 ـ تفسير علمي، جلوه‌گاه اعجاز علمي قرآن است.
اعتقاد به اين كه در قرآن كريم، علوم اولين و آخرين نهفته است و تلاش براي يافتن راه‌ها و روش‌هاي استخراج اين دانش‌ها، برخلاف تصور معمول، سابقه‌اي طولاني در ميان مفسران و قرآن پژوهان دارد.
در توضيح بنياد اين روش گفته شده است كه معتقدان به اين نوع تفسير، با توسعه بخشيدن به اصطلاح «علم»، برآنند كه قرآن در كنار علوم اعتقادي و عملي ديني، در بردارندة ديگر دانش‌هاي دنيا با وجود همة شاخه‌ها و گونه‌هاي متفاوت آن نيز هست.[17]
[1] . ابوبكر باقلاني: اعجاز القرآن، عالم الكتب، بيروت، ص 35 و 43.
[2] . عايشه بنت الشاطي: اعجاز بياني، ترجمه حسين صابري، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1376 ش، ص 66 و 67.
[3] . ر. ك: علامه حلي: كشف المراد در شرح تجريد الاعتقاد، ترجمه و شرح علامه شعراني، نشر اسلاميه، تهران، 1398 ق، ص 500 و 501.
[4] . ر. ك: ابوالحسن شعراني، راه سعادت، كتابخانه صدوق، تهران، چاپ سوم، 1363 ش.
[5] . ر. ك: عبدالقاهر جرجاني: دلائل اعجاز في القرآن، ترجمه سيد محمد رادمنش، آستان قدس رضوي، چاپ اوّل، مشهد، 1368 ش، ص 43 و 44؛ نيز در تأييد اين نظر بنگريد به: جلال الدين سيوطي: الاتقان في علوم القرآن، دار ابن كثير، بيروت، 1407 ق، ج 2، ص 1005.
[6] . سلطان محمد گنابادي / جنابذي: بيان السعاده في مقامات العباده، مؤسسة اعلمي، بيروت، چاپ دوّم، 1408 ق، ج 1، ص 65.
[7] . سيد علي كمالي دزفولي: قرآن ثقل اكبر، تهران، 1360 ش، ص 368.
[8] . ر. ك: جلال الدين سيوطي: الاتقان في علوم القرآن، ج 2، ص 1011؛ بدرالدين زركشي: البرهان، ج 2، ص 100؛ علوم القرآن عند المفسرين، دفتر تبليغات اسلامي، ج 2، ص 498؛ نعيم حمصي: فكرة اعجاز القرآن، مؤسسه الرسالة، بيروت، 1400 ق، ص 106.
[9] . ر. ك: نعيم حمصي: فكرة اعجاز القرآن، ص 61.
[10] . ر. ك: بدرالدين زركشي: البرهان في علوم القرآن، ج 2، ص 112.
[11] . ر. ك: عبدالكريم خطيب: الاعجاز في دراسات السابقين، دارالفكر العربي، بيروت، ص 256 و نيز علوم القرآن عند المفسرين، ج 2، ص 488 ـ 489.
[12] . ر. ك: سيوطي: الاتقان في علوم القرآن، ج 2، ص 1009؛ نعيم حمصي: فكرة اعجاز القرآن، ص 62؛ علوم القرآن عندالمفسرين، ج 2، ص 430؛ محمد هادي معرفت: التمهيد في علوم القرآن، ج 4، ص 190 ـ 135 ؛ و نيز محمد هادي معرفت: علوم قرآني، ص 364 و 365.
[13] . ر. ك: علوم القرآن عندالمفسرين، ج 2، ص 431.
[14] . نصيرالدين طوسي، تجريد الاعتقاد (كشف المراد)، ص 500.
[15] . خالد عبدالرحمن العك: اصول التفسير و قواعده، دارالنفائس، بيروت، چاپ دوّم، 1406 ق، ص 307 و 308.
[16] . بدرالدين زركشي: البرهان، ج 2، ص 106.
[17] . ر. ك: محمد حسين ذهبي: التفسير والمفسرون، دار احياء التراث العربي، بيروت، بي‌تا، ج 2، ص 474.
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها