0

عواطف خانوادگى

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به: عواطف خانوادگى
سه شنبه 27 تیر 1391  11:43 AM

 ظهار و فرزند خواندگي.


در دوره جاهليت (دوره قبل از ظهور اسلام) كودكي را به فرزندي مي پذيرفتند و همه آثار فرزند صلبي و بطني را - كه عبارت است از محرميت و ممنوعيت و وراثت - مترتب مي ساختند؛ همچنين با گفتن جمله اي به اين مضمون كه: (پشت تو، مانند پشت مادر من است)(9) همسر خود را ظهار مي كردند و براي هميشه، با قراردادن همسر به جاي مادر، او را بر خود حرام مي ساختند.
اين گونه كارها به منزله توسعه پيوندها و روابط خانوادگي است. پيوند خانوادگى، از راه زناشويي و ولادت و شيردادن، به وجود مي آمد، اين عوامل چنان قدرتي دارند كه گاه، هم منشأ محرميت و هم منشأ ممنوعيت و هم منشأ وراثت مي شوند و گاه، فقط منشأ بعضي از آنها مي گردند و ما همه را در بحث هاي گذشته توضيح داده ايم.
ظهار به معناي (مادر خواندگى) نسبت به همسر به كار مي رود و احياناً ممكن است به معناي (خواهر خواندگى) يا (دختر خواندگى) نيز به كار برود و آثاري نيز - شرعاً - بر آن مترتب است.
آنچه در اين جا لازم است براي خواننده گرامي روشن شود اين است كه آيا اسلام موافق توسعه پيوند خانوادگي از راه هايي جز زناشويي و ولادت و شيردادن هست يا نيست.
آيا اگر كسي طفلي را به فرزندي پذيرفت و او را فرزند خود خواند آثار فرزندي بر او مرتبط مي شود يا نه.
آيا اگر كسي زن خود را از راه ظهار، به جاي مادر يا خواهر يا دختر قرارداد، حكم مادر و خواهر و دختر كه محرميت و ممنوعيت و وراثت است بر آن مترتب مي شود يا نه.
عرب جاهليت، اين گونه كارها را انجام مي داد، كودكي را به فرزندي مي پذيرفت و همه آثار فرزندي را مترتب مي كرد؛ يعني هم محرميت به وجود مي آمد و هم ممنوعيت و هم وراثت، همچنين ظهار مي كرد و همسر را به جاي مادر قرار مي داد و حداقل چيزي كه به وجود مي آمد، ممنوعيت بود؛ البته همه اينها به نظر خودش.
در دنياي امروز نيز كه هنوز بسياري از آداب و سنن جاهليت به قوت خود باقي است، برنامه (فرزند خواندگى) اجرا مي شود. خانواده هايي كه از نعمت فرزند، محرومند، طفلي را به فرزندي مي پذيرند و براي او شناسنامه مي گيرند و همه آثار فرزندي را نيز مترتب مي كنند.
البته، اين كار، تا آن جا كه مربوط به اخلاق و انسانيت و ايثار و احسان مي شود، نه تنها اشكالي ندارد، بلكه در خور تمجيد و تحسين است.
از نظر اسلام، اگر طفلي از صلب و بطن يك مرد و يك زن به دنيا بيايد و آميزش آنها از راه مشروع باشد، همه آثار فرزندي و پدري و مادري مترتب است و اگر طفلى، بر طبق شرايطي كه در كتب فقهي مدون است، از پستان زني شير بخورد، بعضي از آثار فرزندي و پدري و مادري (محرميت و ممنوعيت) مترتب است.
بنابراين، شرط برقرار شدن انتساب و خويشاوندى، ازدواج و ولادت يا ازدواج و رضاع است و به همين جهت اگر طفلي به طور نامشروع و از راه زنا، از زن و مردي به دنيا بيايد، آثار فرزندي بر آن مترتب نيست‏(10) و اگر زن و مردي اشتباهاً وبه اعتقاد اين كه همسر شرعي يكديگرند، با يكديگر در آميزند و از آنها فرزندي تولد شود، بر اين طفل آثار فرزندي مترتب است و همچنين، اگر طفل بيگانه اي از شير زني - كه آن شير، نتيجه ازدواج و ولادت است - بنوشد، بعضي از آثار فرزندي مترتب مي شود.
به صرف اين كه طفلي را به فرزندي بپذيرند و براي او شناسنامه بگيرند، پيوند خانوادگي به وجود نمي آيد و به صرف اين كه كسي ظهار كند و همسر خود را به جاي مادر قرار دهد، پيوند مادري و فرزندي برقرار نمي شود.
به طور كلي اين پيوندها معلول ازدواج شرعي و ولادت و رضاعند و هيچ كس نمي تواند در خارج از اين محدوده، پيوند خانوادگي ايجاد كند؛ همچنان كه پيوند زناشويي نيز بايد در دايره ازدواج باشد و هيچ زن و مردي حق ندارند در خارج از چارچوب قوانين شرعي با يكديگر آميزش و تماس و معاشرت داشته باشند.
قرآن مجيد در مورد ظهار مي فرمايد:.
وَما جَعَلَ أزْواجكُمُ الهئي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ اُمَّهاتِكُمْ؛(11).
خداوند همسران شما را كه به وسيله ظهار از آنها دوري مي جوييد مادران شما قرار نداده است.
و به دنبال آن، در مورد فرزند خواندگي مي فرمايد:.
وَما جَعَلَ أدْعِياءَكُمْ أبْناءَكُمْ؛(12).
خداوند فرزند خواندگان شما را فرزندان شما قرار نداده است.
بدين ترتيب، قرآن مجيد مرزهاي خانواده را محكم مي كند تا آنهايي كه خارج از اين مرزند، به ميل و هوا و هوس اين و آن و به ناحق در اين حريم مقدس وارد نشوند و از فوايد و نتايج آن بهره نگيرند، نه كسي با يك لفظ، عضو خانواده اي مي شود و نه طرد مي گردد.
در پايان آيه فوق مي فرمايد:.
ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأفْواهِكُمْ وَاللّهُ يَقُوْلُ الحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبيلَ؛.
اين حرف دهان شماست (و اثري بر آن مترتب نيست) و خداوند، حق مي گويد (و گفتارش مطابق واقع و بر حسب مصلحت و منشأ اثر است) و به راه حق، هدايت مي كند.
قرآن كريم طي آيه فوق، سنت غلطي كه مانند همه سنت هاي غلط ديگر، دست وپاگير مردم شده و بيهوده اسباب محدوديت و گرفتاري آنها را فراهم كرده بود، شكست؛ اما پرواضح است كه براي از بين رفتن يك سنت، مؤثرترين شيوه، شكستن عملي آن است و ما با تتبع در آيات قرآني ملاحظه مي كنيم كه در راه شكستن اين سنت ها، هم قولاً و هم عملاً اقدام شده است.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها