0

حاكميّت و ولايت در خانواده

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به: حاكميّت و ولايت در خانواده
جمعه 23 تیر 1391  11:16 AM

 سه توصيه مهم.

بهترين شاهد اين كه حسن خُلق نسبت به والدين، مطلق است و مشروط به هيچ شرطي نيست،اين است كه درقرآن كريم، سه بار به پيروان اسلام و همه انسان ها، سفارش و توصيه شده است كه نيكي و احسان به والدين را از نظر دور ندارند.
ما در اين جا هر سه توصيه قرآني را مي آوريم:.
1.
وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ اُمُّهُ وَهْناً عَلي وَهْنٍ وَفِصالُهُ في عامَيْنِ أنِ اشْكُرْ لِي وَلِوالِدَيْكَ إلَىَّ المَصيرُ؛(12).
و انسان را درمورد پدر و مادرش كه مادرش با ناتواني روز افزون به او حامله بود و از شير بريدنش پس از دو سال بود سفارش كرديم كه مرا و پدر و مادرت را سپاسگزار باش كه سرانجام به سوي من است.
در اين توصيه، ضمن اين كه هم به پدر توجه شده و هم به مادر، نكته اي ذكر شده است كه انسان را متوجه زحمات بيش از حد مادر، در ايام بارداري و شيردادن مي كند و بدين وسيله عواطف و احساسات او تحريك مي شود و با علاقه و رغبت، به احسان و نيكوكاري مي پردازد.
به علاوه، همان گونه كه شكر و سپاسگزاري خدا را لازم شمرده، شكر و سپاسگزاري والدين را هم واجب ساخته است.
دانشمندان اسلام شناس، براي سپاسگزاري سه مرتبه قائلند:.
الف) انسان، ولي نعمت خود را بشناسد و بداند كه نعمت از اوست، بنابراين شكر خداوند به اين است كه بداند او چه نعمت هاي گوناگون و بي شماري دراختيارش قرار داده و او را آن گونه متنعم ساخته است كه بتواند عمري را با رفاه و آسايش زندگي كند و شكر والدين به اين است كه متوجه زحمات و خدمات شبانه روزي آنها باشد و هرگز از ياد نبرد.
ب) انسان به وسيله زبان، ولي نعمت خود را قدرداني كند؛البته خداوند نيازي به قدرداني ندارد، ولي غيرخدا اگر مورد تقدير قرارگيرد، تشويق و دلگرم و خرسند مي شود و اگر خود او نيز در مرتبه اي از علوِّ روح و عظمت باشد كه نيازي به تشويق نداشته باشد، قطعاً ديگران تشويق مي شوند.
درهرصورت، كسي كه از زحمات ديگران قدرداني و سپاسگزاري مي كند، نشان مي دهد كه ناسپاس و نمك نشناس نيست و به مرتبه اي رسيده است كه هيچ نعمت و خدمت و زحمتي را فراموش نمي كند.
ج) انسان، از خدمات و زحمات ديگران سوء استفاده نكند و نعمت هاي خدا را در جاي خود به كار برد.
راست است كه نعمت هاي خداوند بي شمار است و انسان، آزادانه از آن نعمت ها استفاده مي كند، اما بنده سپاسگزار، هرگز از آن نعمت ها سوء استفاده نمي كند.
همچنين، درست است كه وقتي انسان، بزرگ و نيرومند شد، نيازي به زحمات و خدمات طاقت فرساي پدر و مادر ندارد، ولي انسان سپاسگزار، توجه دارد كه رشد و نيرومندي و ترقيات او، نتيجه زحمات دو انسان دلسوز و بي توقع است و اكنون بهترين پاداش، براي آنها اين است كه نيروها و تجارب و امكانات خود را در راه صحيح به كار اندازد.
2.
وَوَصَّيْنَا الإنْسانَ بِوالِدَيْهِ إحْساناً حَمَلَتْهُ أمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتّي إذا بَلَغَ أشُدَّهُ وَبَلَغَ اَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أوْزِعْنِي أنْ أشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتي أنْعَمْتَ عَلَىَّ وعَلي والِدَىَّ؛(13).
وانسان را به نيكي كردن درباره پدر و مادرش سفارش كرديم، مادرش به سختي باردار او شد و به سختي او را به دنيا آورد و دوران حمل و شيرخوارگي اش مدت سه سال بود؛ همين كه به قوت رسيد و چهل ساله شد، گفت: پروردگارا! نصيبم كن كه شكر نعمتي كه به من و والدينم داده اى، به جاي آورم.
از اين سخن الهي استفاده مي شود كه انسان ايدآل كسي است كه مي خواهد سپاس همه نعمت هايي كه خداوند به خودش و والدينش داده است به جاي آورد و همه مراتب سه گانه فوق را به نحو صحيح و مطلوب، به جاي آورد.
خود فرزند براي پدر و مادر نعمت است. همان گونه كه آنها وظيفه دارند با تربيت و تزكيه، شكر اين نعمت را به جاي آورند، فرزند نيز بايد به نعمت بودن وجود خود براي والدين توجه كند و به قلب و زبان و عمل سپاسگزار باشد و شايد مقصود در آيه فوق همين است.
3.
وَوَصَّيْنَا الإنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَإنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي مالَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم فَلا تُطِعْهُما؛(14).
و انسان را درباره والدينش به نيكي سفارش كرديم و اگر كوشيدند كه چيزي را كه به آن علم نداري شريك من كنى، آنها را اطاعت مكن. .

الگوهاي قرآني.


ابراهيم خليل(ع) كه در خانواده خود يك پدر و همسر نمونه است، در خانواده پدر و مادر نيز يك فرزند نمونه است و به همين جهت، او حتي در نيايش هايش، به ياد والدين و فرزندان خود هست. نيايش او به درگاه خداوند چنين است:.
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقيمَ الصَّلوةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَتَقَبَّلْ دُعاءُِ رَبَّنَا اغْفِرْلي وَلِوالِدَىَّ وَلِلْمُؤمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الحِساب؛(15).
پروردگارا! مرا و فرزندانم را به پاىْ دارنده نماز قرار ده، پروردگارا! دعاي مرا بپذير، پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را در روزي كه حساب به پا مي شود، بيامرز.
عيسي مسيح، يكي از پيامبران اولوالعزم الهي است. هنگامي كه در سنين كودكي و در دوران شيرخوارگى، به فرمان حق زبان مي گشايد و به معرفي خود مي پردازد، مي گويد:.
إنّى عَبْدُ اللّهِ ءاتانِىَ الكِتابَ وَجَعَلني نَبِيّاًُ وَجَعَلَني مُبارَكاً أيْنَ ما كُنْتُ وَأوْصانِي بِالصّلوةِ وَالزَّكوةِ مادُمْتُ حَيّاً ُ وَبَرّاً بِوالِدَتي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبّاراً شَقِيّاً؛(16).
من بنده خدايم كه به من كتاب داده و مرا پيامبر گردانيده و هر جا باشم مرا مبارك ساخته است و مادامي كه زنده ام، مرا به نماز و زكات و نيكي به مادر، سفارش كرده و مرا ستمكار و بدبخت نساخته است.
يحيي نيز يكي از پيامبران خدا و از شهداي بسيار مظلوم تاريخ است و در رابطه با پدر و مادر خويش از نمونه هاي بسيار برجسته است.
قرآن درباره ايشان مي فرمايد:.
وَءاتيناهُ الحُكْمَ صَبِيّاً ُ وَحَنِاناً مِنْ لَدُنّا وَزَكوةً وَكانَ تَقِيّاً ُ وَبرّاً بِوالِدَيْهِ وَلَمْ يَكنْ جَبّاراً عَصِيّاً؛(17).
در كودكي به او منصب حاكميت و مهرباني و پاكيزگي داديم و او پرهيزكار و با پدر و مادرش نيكوكار بود و سركش و نافرمان نبود.
حضرت نوح نيز پيامبر ديگري از پيامبران اولوالعزم و نخستين آنهاست كه در ضمن نيايش هاي خود مي گويد:.
رَبِ‏ّ اغْفِرْلِي وَلِوالِدَىَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِىَ مُؤمِناً وَلِلْمُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ وَلاتَزِدِ الظّالِمينَ إى تَباراً؛(18).
پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و هر كه با ايمان داخل خانه ام شود و مردان وزنان مؤمن را بيامرز و ستمكاران را جز هلاك ميفزاى.
بديهي است كه مردمان يكتاپرست، در حالت نيايش - كه از شكوهمندترين حالات آنهاست - آنچه به نظرشان محبوب ترين چيزهاست از خداوند مي خواهند و اين ابرمردان عالم انسانيت، بيشترين علاقه و توجه به والدين خود داشته اند و به همين جهت، حتي درنيايش هاي خويش، از آنها غفلت نورزيده اند.

جامع ترين دستور.

دو آيه از آيات سوره اسراء درباره وظيفه فرزندان نسبت به والدين است و از نظر اين كه به همه جنبه ها در اين دو آيه توجه شده، شايسته و درخور ذكر است:.
وَقَضي رَبُّكَ أى تَعْبُدُوا إى إيّاهُ وَبِالوالِدَيْنِ إحْسِاناً اِمّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الكِبَرَ أحَدُهُما اَوْكِلاهُما فَلاتَقُلْ لَهُما اُفٍّ وَلاتَنْهَرْهُما وَقُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماًُ واخْفِضْ لَهُمِا جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كما رَبَّياني صَغيراً؛(19).
پروردگار تو حكم كرده است كه جز او نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد. اگر يكي از آنها يا هر دو به پيري رسيدند، به آنها اف مگو و با آنها تندي مكن و با آنها سخني ملايم گوي و از روي رحمت، براي آنها بال و پر تواضع بگشاي و بگو: پروردگارا! همچنان كه مرا در كودكي تربيت كردند، آنها را رحمت كن.
مجموعه دستوراتي كه از اين دو آيه استفاده مي شود، به قرار زير است:.
1.
نيكي به والدين.
2.
خودداري از گفتن كلمات و اصطلاحاتي كه نمايانگر تنفر و انزجار است.
3.
تندي نكردن به آنها.
4.
تواضع و فروتنى.
5.
طلب مغفرت و رحمت از خداوند، براي آنها.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها