پاسخ به:ادامه داستانو تو بگو ؟؟؟
چهارشنبه 28 تیر 1391 3:41 PM
رفتم کنار پنجره که ببینم چه خبره ... که دیدم خبری نیست و رفتم سراغ کامپیوتر . رفتم تو راسخون چند تا پست گذاشتم روحم تازه شد
بعد گفتم برم بیرون هم یه هوایی بخورم هم حال بروبچز رو جویا شوم . اومدم کنار خیابون سوار تاکسی شم که ...
(( خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من ... ور نه این دنیا که دیدیم خندیدن نداشت ))