پاسخ به:ادامه داستانو تو بگو ؟؟؟
یک شنبه 25 تیر 1391 2:56 PM
یه دفعه از خواب بیدار شدم دیدم که همه اینها خواب بود . بعدش بدو بدو رفتم سراغ کامپیوتر که وصل شم به اینترنت که حسناتم تو راسخون هستش یا نه که دیدم از تو کوچه سرو صدا میاد .
یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را مثل : بابا و مامان و پدربزرگ و مامان بزرگ