پاسخ به:ادامه داستانو تو بگو ؟؟؟
شنبه 24 تیر 1391 10:05 PM
مامانم اومد داخل و گفت : به به پسر گلم ، بیا برات ساندیس هفت میوه با t-top خریدم بخوری زود خوب شی. منم پا شدم رفتم سر کامپیوتر که برم ببینم دنیای مجازی چه خبره ؟! آخه خیلی وقت بود که به راسخون سر نزده بودم. میخواستم با حسنه هام هارد اکسترنال بخرم . همین که اومدم کامپیوتر رو روشن کنم ...
گفتم یا خدا امیدوارم راسخون در دسترس باشه در حال رازو نیاز بودم که خدا رو شکر به سایت راسخون رسیدم و همین که رفتم تو انجمن ها دیدم به به همه جمع هستن ولی گلشون( شایدم بچه شرشون ) کمه که خدارو هزار مرتبه شکر که منو رسوند اول یه سری به تالار گفتگوی آزاد زدم و بعد از اون رفتم ........