پاسخ به:زمزمه های باران
جمعه 3 شهریور 1391 1:15 PM
اي همراه بهترين روزهاي زندگيم
نبودنت را در کنارم باور نمي کنم
اي هم درد با غصه هايم
هنوز هم شريک لحظه هاي غم و شادي من هستي
و من هنوز هم با کسي جز تو درددل نمي کنم
اي همسفر جاده تنهاييم
ديري است که به اميد با تو بودن نفس مي کشم
و به انتظار ديدار تو زنده ام
اي هم دل با قلب شکسته ام
قلبم براي تو مي تپد
و تنها تو مي تواني مرهمي بر زخمهاي کهنه اش باشي
اي هم آغوش شبهاي بي کسي ام
هر شب ياد تو را در آغوش مي کشم تا به خواب روم
و پلکهايم به اميد ديدن تو در رويا سنگين مي شوند
اي همزبان بي صداترين فريادهايم
حتي وقتي سکوت تنها حرفي است که براي گفتن دارم
عشق تو را با تمام وجود فرياد مي کشم
با اينکه مي دانم محال ترين آرزوي من هستی
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.