پاسخ به:زمزمه های باران
جمعه 3 شهریور 1391 1:13 PM
گرفته در بر اندام تو سیم است برادر خواندهی زلفت نسیم است
□گواهی میده ای شب زا ریم را که از من بدگمانی دور ماندست
□به می سوگند خوردم جرعهیی بخش که ما را در گلو سوگند ماندست
□بلای خفته سر برداشت از خواب هر آن مویی کز آن زلف دو تا خاست
گر یبان میدرم هر صبح چون گل همه رسوایی من از صبا خاست
تو تار زلف بستی بند در بند ز هر بندی مرا دردی جدا خاست
گل امشب آخر شب مست برخاست بجام لاله گون مجلس بیاراست
نشسته سبزه زین سو پای دربند ستاره سرو از آن سو جانب راست
صبا میرفت و نرگس از غنودن به هر سویی همی افتاد و میخاست
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.