پاسخ به:زمزمه های باران
جمعه 3 شهریور 1391 1:05 PM
روح بیمار من از دست تو تیمار نشد
چونکه این چشم دگر شاهد دیدار نشد
لحظه ی دیدن تو حادثه ای بود ولی
آه و صد حیف که این حادثه تکرار نشد
چشم زیبای تو یک دام پر از وسوسه بود
مثل من هیچکس اینگونه گرفتار نشد
بعد تو خانه ام آنگونه فرو ریخت که جام
کنج ویرانه و در گوشه ی دیوار نشد
چشم بیدار من از عشق نخوابید ولی
فکر آشفته ام از خواب تو بیدار نشد
من که با منطقت از عشق تو محروم شدم
ولی احساس من از عشق تو بیزار نشد
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.