0

زمزمه های باران

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران
جمعه 3 شهریور 1391  1:00 PM

 

در سیاهیِ شب ...

آنجا که سکوت ... همیشه در کمینِ دل نشسته است ...

گاه ... یادی ... خاطره ای ...

آه ...

چه می دانم ... شاید که تصویرِ لبخندی ...

یا که شاید نگاهی که عاشقانه به روی تو خیره گشته است ...

می تواند دلت را به وجد آورد و آرام سازد وجودِ خسته ات ...

در سیاهیِ شب ...

وقتی اسیرِ زمهریرِ دلی ...

گاه یک حس ... گرما بخشِ وجودِ تو خواهد بود ...

این حس را ... هیچوقت ... از دلت مگیر ...

حتی اگر که زمین و زمانه خسته می کنند تو را ...

حتی اگر بریده ای زِ روزگارِ خویش ...

همیشه حسی هست که روحِ تو را همچون سازی خوش نوا ..

می نوازد ..آرام .. آرام ..

بگذار مغلوبِ این حس شوی .. بگذار گاهی کرخت شوی ..

درد همیشه هست .. باید که گاهی حتی بی خیالِ درد شوی ..

تا با تمامیِ احساسی که در دلت داری ... آرامش را نفس کشی ...

آرامشی در کنارِ هر چه خستگیست ...

تا با تمامیِ احساسی که در دلت داری ..

لبخند بزنی ... حتی به غمهایت ...

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها