پاسخ به:زمزمه های باران
دوشنبه 30 مرداد 1391 5:16 PM
اگر ماه بودم به هر جا که بودم
سراغ تو را از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم ، به هر جا که بودی
سر رهگذار تو جا می گرفتم
اگر ماه بودی ، به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
و گر سنگ بودی به هر جا که بودم
مرا می شکستی ، مرا می شکستی...
به وقت گریه ...
به وقت دلتنگی ...
به وقت خنده ...
و می بینم
که یادم چه وفادار بوده به یادت.
امشب برایت می نویسم
امشب که به اندازه یک سرزمین
بین مان فاصله است
امشب که از روحم به من نزدیکتری
مینویسم که دوستت دارم.
آه خدایا!
این دوست داشتن را چقدر دوست دارم!
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.