0

زمزمه های باران

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زمزمه های باران
یک شنبه 29 مرداد 1391  9:43 AM

 

 

 

نگاهی عمیق به تقویم سررسیدش


فهمید وقت تفریح سررسیده

سردرگم تو کوچه ها سرگردون


کاش میشد خدا قدیمارو برگردونه

گذشته های که تو زمان حال مرده


جونی که تو چشماش یه فرد سالخورده

و اون قربانی من که حالا تقریبا باختم


از آدمای اطرافم اهریمن ساختم

از پدر مادر هیچ خیری وقتی من نبینم


انتظار داری دیگرانو اهریمن نبینم؟

عشقو از کجا ببینم من با دوتا چشمت


از پدر مادری که میخوان جدا بشن؟

به ما که رسید دنیا دهن باز کرد


دردو ریخت رو سرمو منو برانداز کرد

من تو دلم از شما داشت تصویر باهم


تیکه پاره شدم از اون تصمیم نا حل

وقتی دنیا اینو میخواد که مخصوصا بسوزم


چیکار کنم دلمو با نخ سوزن بدوزم؟

این دفعه من که شمارو نصیحت میکنم


من یه مردم که دارم دایما وصیت میکنم

یه بار هم دنیارو از نگاه من ببینید


یه بار هم شده پای صدای من بشینید

بیاین به خاطر من یه راه حل بچینیم


بیاین دستامونو در کنار هم بگیریم


 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها