پاسخ به:اخبار کامل قرآنی (يكشنبه 18 تير 1391)
یک شنبه 18 تیر 1391 10:50 AM
| هنر اسلامی؛ خاستگاه، ويژگیها و وجوه تمايز (ماهيت هنر قدسی)/ 18 معلم دامغانی: هنر قدسی نقل حقايق عالم ملكوت از سوی هنرمند است |
گروه هنر: چهره ماندگار در عرصه شعر و ادب فارسی و رئيس فرهنگستان هنر ايران با بيان اينكه میگويند شعرا در نقطه الهام سر به عالم ملكوت میكشند، تصريح كرد: در واقع هنرمند در عالم ملكوت حقايقی را میبيند كه نقل آن حقايق در اين جهان عبارت از هنر قدسی است. محمدعلی معلم دامغانی، چهره ماندگار در عرصه شعر و ادب فارسی و رئيس فرهنگستان هنر ايران، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) اظهار كرد: در سالهای آغازين انقلاب امام خمينی(ره) برای هنرمندان و شعرا روی يك لوح نقرهفام پيامی فرستادند. يك پيام كه در عين حال تعريف هنر هم ضمن آن درج شده بود. خيلی از عزيرانی كه مطالعه داشتند تا قبل از آن صراحتا كلمه هنر را نمیيافتند و يا اگر هم پيدا میكردند با حرفهايی كه قبل از آن شنيده بودند يك مقداری منافات داشت. وی افزود: امام خمينی(ره) هنر را به معنای رايج كلمه در باب يك پديده اضافی كه بشر به عنوان تبليغ و تفرج از آن استفاده میكند مورد بحث قرار ندادند. اتفاقا از همان نقطه، شخصيتهای ديگری هم پيدا شدند و نكات ديگری را لحاظ كردند و بالاخره به ريشهشناسی كلمه هنر پرداختند. معلمدامغانی عنوان كرد: در اين آثار آمده كلمه هنر، كلمهای فارسی، پهلوی و حتی اوستايی است. «هو» در فارسی با كلمه «سو» در زبان هندی، هر دو به معنی نيك و خوب هستند. «نَرَ» به معنی انسان فعال است. كسی كه فعل بر او واقع نمیشود؛ بلكه اوست كه منشا فعل است و كاری را به انجام میرساند. در اين صورت «هونَرَ» يعنی فعاليت نيكو؛ انسانيت به معنی فعال از قسمی كه آن را خدايی و انسانی میدانيم و در دستهبندی بين تاريكی و روشنی و يا بدی و خوبی آن را جزء خوبها قرار میدهيم، برای اينكه كلمه اول به معنی خوب و كلمه دوم بر فعليت خوب دلالت میكند. رئيس فرهنگستان هنر بيان كرد: اگر هنر را اينگونه معنی كنيم، آن وقت مصاديق آن هم به نسبت تغيير میكند. ای بسا در سخن كلامی، سخن هست كه شعر محسوب نمیشود، برای اينكه «هونَرَ» نيست و يك جور فريب، آزار يا بدآموزی است، درك غلط از جهان و حقيقتهای جهان است. چنين مطلبی نمیتواند در دسته خوبها و ارزشمندهايی كه بر انسان تاثير خوب دارد باشد. وی ادامه داد: مخصوصا در تعريف ديگری در باب هنرهای كلامی میتوان به سخن مخيل كه از خيال سرچشمه میگيرد و قوت تخليل هم در آن هست اشاره كرد؛ يعنی ريشه آن در خيال است و تخليل، صفت ذاتی آن است و تخليل يعنی تاثير؛ حتما بايد تاثير كند و تاثير در صورتی مورد قبول است كه خوب و نيكو باشد. اگر تاثير منفی واقع شده و موجب انحراف شود در حقيقت اين از دايره «هونر» خارج میشود، هر چند در فرم و صورت هنر بنماياند، ولی هنر نخواهد بود.
معلمدامغانی اظهار كرد: هر هنری شما تصور كنيد اعم از نقش و تصوير، هنرهای كلامی، هنرهای دستی، هنرهای موسيقيايی كه مصداق هنر مدنظر باشد، خواهی نخواهی، هم صورت دارد و هم محتوا؛ در فرض اوليه پذيرفتهايد كه میخواهيد آن را هنر بناميد و بحث را پيرامون آن صورت و فرم به انجام برسانيد، اما در گفته امام خمينی قصه اينگونه نيست، قصه، قصه «هونر» است. وی اضافه كرد: يك معنی وجود دارد كه به آن معنی هنر میگويند؛ اگر آن در صورت خود تجلی كند كه فبها، اگر در صورت حقيقی خود هم تجلی نكند باز هم خالی از لطف نيست؛ يعنی قابليت آن را دارد كه به صورت هنر دربيايد، شعر، نقاشی و ... شود، ولی صفت اصلی آن خيال و تخليل است و از خيال انسان نشئت میگيرد. اين شاعر آئينی اذعان كرد: طبق يك نوع تقسيمبندی ما مسائل را از چند طريق همچون احساسات، تعقل و تخيل درك میكنيم. آنچه كه با حس و تجربه درك میشود علم نام دارد. امروزه در جهان مصاديق و فرمولهای علمی زيادی وجود دارد كه اگر شما يكی از آنها را به عنوان علم قبول نداشتيد میتوانيد آن را امتحان كنيد. وی افزود: يكی از ويژگیهای علم اين است كه قابل مرور است. يعنی شما هم میتوانيد آزمايش كنيد و ببينيد كه آب از دو هيدروژن و يك اكسيژن تشكيل شده است. اين تجربه علمی است و بر احساس تكيه دارد و در آن درك انسان وجود دارد. معلم دامغانی اضافه كرد: مرتبه بالاتر از اين به گفته گذشتگان تعقل است كه از آن فلسفه استخراج میشود. در يونان و غرب، فلسفه دستگاهی وجود دارد و در شرق و ايران حكمت موجود است. حكمت معانی خاص خودش را دارد. وی اضافه كرد: از اين دو مرتبه كه بگذريم به حالت تخيل میرسيم كه غربیها هم در آن سه حالت را شمردهاند؛ اسطوره، آيات كتابهای مقدس و آثار هنری؛ اين سه را میگويند كه به تخيل مربوط است. البته آنچه كه متعلق به انبياء و اوليا است، تخيل عالی بشريت و جايی است كه بالهای انسان به تمامی گسترده است و تا عرش خداوند هم میتواند سير كند و حقايق را متوجه شود. رئيس فرهنگستان هنر عنوان كرد: در مورد اينكه حقايقی توسط پيامبران خدا نقل شده است هيچ كس ترديدی ندارد؛ هيچ كس هم نمیتواند آنچه كه آنها گفتهاند را انكار كند. مرحله پائينتر از آن اسطورهها و در آخر هنر قرار دارد. هنر آنجايی اتفاق میافتد كه بالهای بشر دوباره میرويند، انسان درگير منطق و گرفتار خطوطی كه حس برای او تعيين میكند، نيست. وی ادامه داد: احساسات ما به آسانی به ما میگويد كه بسياری از كارها از ما ساخته نيست. مثلا يك انسان بدون وسيله نمیتواند پرواز كند، اما از جهت علمی میتواند هواپيما بسازد و به پرواز دربيايد. در حالی كه اگر تخليل به تمامی و درستی ايجاد شود به انسان اين فرصت را میدهد كه به عالمی سير كند كه در آن عالم ناديدنیها و حقيقت عالم را به چشم حقيقتبين ببيند. معلم دامغانی تاكيد كرد: وقتی به كسی لسانالغيب يا شمسالحق گفته میشود، قائلند به اينكه ملكوت را درك میكند نه جهان ملك را؛ و آنجايی را كه حقيقت جهان است میفهمد، اينجا در واقع صورتی از آن حقيقت است. هر چه در بالاست صورتی در زير دارد. مولانا اين را بهتر میگويد: مرغ، پر بالا پران و سايهاش/ میدود بر خاك، پرّان مرغ وَش/ ابلهی، صياد آن سايه شود/ میدود چندانكه بیمايه شود/ بیخبر كه اصل آن سايه كجاست/ بیخبر كه عكس آن مرغ هواست. پس مسائلی كه پيش روی ما در عالم ملك و هستی دارد اينها صورتی از حقايق در عالم ملكوت هستند. وی در پايان بخش اول اين گفتوگو خاطرنشان كرد: میگويند شعرا در نقطه الهام سر به عالم ملكوت میكشند و در عالم ملكوت حقايقی را میبينند كه نقل آن حقايق در اين جهان عبارت از هنر قدسی است. اگر آن بار نروئيده باشد و به آن عالم سفری اتفاق نيفتاده باشد شعر صورتی از حقايقی است كه ديگران گفتهاند. همه آدمهايی كه شعر میگويند شاعر نيستند، همه كسانی كه نقاشی میكشند نقاش نيستند و همه موسيقیدانها موسيقی را به حقيقت موسيقی نمیشناسند، در اين حوزه بايد اتفاق ديگری بيفتد. ادامه دارد ... |
مدیریت:تالارهای دانشگاه،دانشجو
مدیریت سابق تالارهای تلفن همراه
صفحه اختصاصی:
اولین مدرسه عشق که تأسیس شد / درس عشق علی و فاطمه تدریس شد
گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه ازلــی / اولـین کلمه که آمـوختند علـی بود علـی